مروری بر کارنامه کاری «رضا عطاران» در تلویزیون

    تلویزیون در برهه‌ای به‌سر می‌برد که شاهد افت کیفی محسوس در آثار طنز هستیم به این دلیل که چندان نمی‌شود با همه چیز شوخی کرد یا خطوط ناگزارش قرمز اجازه شوخی با اتفاقات و رخدادهای اجتماعی و حتی گاهی سیاسی را به کارگردانان نمی‌دهد. اتفاقی که در دهه گذشته خیلی کمتر رخ می‌داد و آثار پربیننده طنز و کمدی از تلویزیون پخش‌شده و مردم را جذب می‌کرد. اما اکنون چند شبکه تلویزیونی در ساعات مختلف در حال بازپخش مجموعه‌هایی هستند که رضا عطاران کارگردانی آن‌ها را برعهده داشته است. اتفاق عجیبی که به ما اثبات می‌کند هنوز مشابه عطاران در تلویزیون نیامده و هم مدیران و هم مخاطبان دلشان برای آن‌گونه آثار خیلی تنگ شده است.

    اما توفیق عطاران در تلویزیون دلایل متعددی دارد دلایلی که با بررسی آن‌ها می‌توانیم بفهمیم چرا مجموعه‌هایی مثل «پنچری» که الان از تلویزیون پخش می‌شوند بیننده زیادی پیدا نمی‌کنند اما حتی بازپخش کارهای عطاران بیننده ثابت و میلیونی خود را دارد. در ادامه با این عنوان که «چرا هیچ کسی رضا عطاران نشد؟!» به تحلیل این موضوع پرداختیم که می‌خوانید.

    ۱: یکی از شاخصه‌های آثار رضا عطاران این است که او در کارهایش موقعیت‌های ملموس و اتفاقات همه‌فهم را نمایش می‌دهد؛ رخدادهایی که در زندگی عادی مشابهش را زیاد دیده یا تجربه کرده‌ایم. اتفاقاتی که ساده، خنده‌دار و گاهی قابل تاملند. این عادی‌انگاری در فضاسازی هم جلوه پیدا می‌کند و می‌بینیم که فضا‌های خیلی معمولی، ساده و ملموسی را تصویر می‌کند که گویی در غیاب دوربین و نگاه غریبه است؛ اتمسفری کاملا خودمانی با افرادی که لباس‌های کهنه و چندین‌بار مصرف شده می‌پوشند، اتوکشیده نیستند و حرف‌زدنشان هم چندان نشأت گرفته از دیالوگ‌های فاخر و پیچیده نیست. عطاران در این کارها خودش را در بند طراحی صحنه و لباسی نگه نمی‌دارد که شمایلی از در خانه بودن را نداشته باشد و همه‌چیز در این آثار خیلی بی‌ادا و بی‌تکلف اتفاق می‌افتد. اتفاقی که عطاران در سینمایش هم -نه به اندازه تلویزیون- دنبال کرد.

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/57500668.jpg

    ۲: شما مجموعه‌ای را می‌بینید که حرف‌ها و مشکلاتتان در آن منعکس شده است؛ یعنی عطاران نسبت به جامعه و مردمش دغدغه‌مند است اگر در جامعه بیشترین دردسر و بحران مربوط به مسئله اعتیاد است، او سریال «بزنگاه» را ‌ساخت که در آن با شخصیتی معتاد مواجه شدیم و مشکلاتش را دقیق‌تر درک کردیم. در کارهای بعدی او این اتفاق با ابعاد وسیع‌تری رخ داد چراکه در کنار مقوله اعتیاد، طلاق و مصائب پس از طلاق هم برای این فرد به تصویر کشیده شد و درعین حال چند معضل اجتماعی را در یک مجموعه می‌دیدیم. او در کارهایش به شیوه شعاری هم عمل نکرد که حتما راهکاری را پیشنهاد دهد بلکه فقط طرح مسئله در این کارها ارائه شد. گاهی داستان اثری تا جایی پیش می‌رفت که شخصیت‌ها راه‌حل‌های اشتباهی هم برای برون‌رفت از بحرانشان انتخاب می‌کردند اما مهم‌تر از همه این بود که مشکلاتشان در دل طنز عنوان می‌شد. در مجموعه‌هایی که او ساخته می‌بینیم که بستر ویدیونامه بر مبنای معضلاتی همچون مشکل اشتغال و بیکاری، مسکن و بی‌خانمانی، مقوله ازدواج سخت و آسان، اختلاف طبقاتی، مهاجرت به شهرهای بزرگ، زنان کارآفرین، فقر و… مطرح شده‌اند و همین‌ها باعث می‌شود مخاطبی که در اجتماع زندگی می‌کند خودش را در سریال ببیند و حرف عطاران برایش قابل فهم باشد.

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/reza-attaran-amazing-ir-10.jpg

    ۳: تاثیرگذاری در کنار بیان مسئله در مجموعه‌های او در عین این‌که در مواجه با شخصیت‌های داستان خنده را بر لب‌های مخاطب می‌نشاند، باعث می‌شد تا رفتارهایشان هم برای مخاطب سریال، جالب‌توجه باشد که او خودش را همراه کاراکتر ببیند تا جایی که برایش غمگین شده و دل بسوزاند. این وضعیت نشان از شخصیت‌پردازی درست دارد که که آدم‌ها درست معرفی و شناسانده شده‌‌اند، البته که شبیه‌ این کاراکترها در فضای زندگی‌ مخاطب بسیار وجود دارد و همه در نزدیکی‌مان افرادی با این وضعیت روایی را دیده‌ایم. اتفاقی که حالا مدت‌هاست در مجموعه‌هایی که عنوان مجموعه طنز دارند شاهد نیستیم؛ برای آدم‌های داستان‌ها خط تعریفی وجود دارد و ویدیونامه قابل‌اتکایی هم در میان نیست؛ آن‌‌ها دلمشغولی خاصی ندارند و نمی‌توان آن‌ها را حس کرد و بر مخاطب تاثیرگذاری‌ای نزدیک به صفر دارند. نمونه‌اش همین سریال «پنچری» که اتفاقا با تهیه‌کنندگی کسی (مهران مهام) در حال پخش است که خود تجربه تهیه اغلب تولیدات رضا عطاران را برعهده داشته و ادبیات یک طنز محبوب، دوست‌داشتنی و خیابان خلوت‌کن را می‌داند. اثری که یک طنز اجتماعی‌ای را ارائه می‌دهد که نه داستان جذابی دارد و نه موقعیت‌های خنده‌داری و نه نقد درستی دارد به مقوله‌ای که می‌خواهد مطرح کند و… مثال‌های از این دست هم زیاد وجود دارد؛ مجموعه‌های طنزی که پخش شدند اما نتوانستند مخاطب را جذب کنند.

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/5912132170875190215191149391706327187206.jpg

    ۴: ترکیب بازیگرانی که رضا عطاران در مجموعه‌هایش استفاده می‌کرد شاید در برخی موارد ثابت اما مجموعه‌ای از هنرمندانی هستند که معمولا چیزی به نقش اضافه می‌کنند؛ خودشان یا رفتارشان آن‌قدر شیرین و بامزه است که بتوانند مخاطب را جذب کنند. از علی صادقی و مریم امیرجلالی گرفته تا حمید لولایی و حتی احمد پورمخبر یا ملیحه سعیدی، شهربانو موسوی و… البته در کنار آن‌ها عطاران توانایی ذاتی برای کشف استعدادهایی را داشت که به درد مجموعه‌هایش بخورند و شاهد بودیم که چطور از ملیکا زارعی یا سوسن‌پرور و… در قالب طنز بازی می‌گیرد و با سریالش باعث دیده‌شدن آن‌ها می‌شود. کاری که معمولا در سایر همکاران او ندیدیم و اغلب بازیگرانی که در یک نقش امتحانشان پس‌داده‌اند را به‌کار می‌گیرند و برای همین وقتی نام مجموعه طنز به‌میان می‌آید با یک سری نقش تکراری برای آدم‌های تکراری مواجه می‌شویم که نه به آن‌ها چیزی اضافه می‌کند و نه به مخاطب!

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/526659_748_2017-09-06.jpg

    ۵: موردی دیگری که می‌توان در مورد آثار عطاران اشاره کرد این است که او طنز آپارتمانی به مخاطب تحویل نمی‌داد و ترجیح می‌داد کار خود را سخت کند اما خروجی‌ کارش در عین سادگی، گیرا و حرفه‌ای باشد. دوربین او مانند خیلی‌های دیگر منحصر به یک ساختمان، چند طبقه و یک اتاق -که مثلا دفتر کاری است- نبود؛ کمااین‌که دیدیم اسباب‌کشی یک خانواده و مهاجرت به تهران در «متهم گریخت» و همراهی با کامیون در طول این مسیر در یکی دو قسمت و پس از آن صحنه‌های خیابانی از استیصال این خانواده در مواجهه با یک کلان شهر مثل تهران و حتی آواره‌گی آن‌ها از بالای شهر تا پایین شهر، در بزنگاه از بهشت زهرا تا خانه اصلی، نانوایی، کوچه و خیابان، در «خانه به دوش»، همراه‌شدن با شخصیت اصلی در هندوانه فروشی، از خیابان تا کوچه‌ها، چند خانه دیگر و شرکت و همین‌طور در مورد «ترش و شیرین» و دیگر آثار او این مسئله صدق می‌کرد و دوربین او دوربینی پویا و درحال حرکت بود.

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/2_2017-09-06.jpg

    ۶: آن نوع کمدی شبه‌ابسورد که بعدها عطاران با حضور در آثار عبدالرضا کاهانی در سینما هم ادامه داد در میان آثار تلویزیونی‌اش در همان سال‌ها یعنی دهه ۸۰ که کسی این نوع طنز را در تلویزیون دنبال نمی‌کرد و شاید خودش قبل‌تر از با فضایی تخیلی در «قطار ابدی» دنبال کرده بود به سریال‌های رئالش هم رسید و در آن‌ها هم وجود داشت؛ اجرایی از جفنگ‌گویی و جفنگ‌نمایی که با تکرار دیالوگ‌های عجیب یا انجام حرکات حرص‌آور بی‌هدف در مجموعه‌هایش بود که آن‌قدر جذاب بود که هنوز هم با خیلی از آن جملات، شوخی‌های اجتماعی سرانجام و معنی می‌گیرد. نمونه دم‌دستی‌اش همان «چرا قیمه‌ها را می‌ریزی توی ماستاست!» که در یک موقعیت فانتزی اما در دل صحنه‌ای رئال و سر سفره اتفاق افتاد که مدام تکرار شد و برای بیننده وضعیت خنده‌آوری را ساخت و خیلی موارد دیگر که در هرکدام از سریال‌هایی که او ساخته است می‌توان دنبالش را گرفت و پیدا کرد.

    ۷: تاکید او بر مفهوم خانواده در آثارش و آن هم خانواده‌ای که به ظاهر پرجمعیت است و زوم روی مقام پدر و مادر، شاید در میان مجموعه‌های دیگر هم وجود داشته باشد اما معمولا در میان سریال‌های دیگر طنز مشابهش را ندیدیم و خانواده‌ها معمولا دو نفره یا سه نفره هستند و خیلی به بنیان خانواده چه مستقیم و چه غیرمستقیم بها داده نمی‌شود.

    http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/IMG17275379.jpg

    ۸: حرفمان این نیست که کاش یک کپی تقلبی از رضا عطاران در تلویزیون پیدا شود تا سریال بسازد بلکه حرفمان این است که اگر درحال حاضر به کارهای عطاران رو آورده‌ایم که در شبکه‌های مختلف آثار او را برای بار چندم بازپخش کنیم حتی مواردی در دل کارهایش وجود دارد که این تصمیم برای بازپخش گرفته می‌شود که البته که مخاطب بازهم استقبال می‌کند، نشان از این مسئله دارد که موارد عنوان شده برای جذب مخاطب در یک مجموعه کمدی و طنز اگر لازم نیست حداقل کمک‌کننده است. بیشتر حرفمان این است که مدیران با این سرمایه، دیالوگ برقرار و راه‌های بازگشت او را فراهم کنند، همان‌طور که چند سال پیش برای مهران مدیری این اتفاق افتاد چون تلویزیون برای احیاشدن، نیاز به قدرت کسی مثل رضا عطاران دارد. اگر مسیر بازگشت او فراهم نیست حداقل نیروهایی پرورش داده شوند که بتوانند مانند او کاری باکیفیت را تحویل دهند البته که در این میان کسانی مثل سروش صحت نمونه‌ای محسوب می‌شوند که می‌توانند در جذب مخاطب درست و خوب عمل کنند یا سعید آقاخانی در برخی از کارهایش موفق بوده یا حتی سیروس مقدم با یاری محسن تنابنده توانست مخاطب را در این حوزه جذب کند اما تعداد این افراد خیلی کم است و متاسفانه تلویزیون در حوزه طنز نمایشی مثل سابق موفق نیست و نمودار رشدش به سمت پایین است. کاش فکری به حال این موضوع شود و همه این‌ موارد باعث می‌شود که مدام از خودمان بپرسیم: «چرا هیچ کسی رضا عطاران نشد؟!»


    منبع: روزنامه صبا

    دانلود ویدیو ایرانی
    مروری بر کارنامه کاری «رضا عطاران» در تلویزیون

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس