نویسنده و کارگردان: زهرا اسلام پناه

     

    بازیگران: زهرا اسلام پناه / رامک نوروزی ابنیتا میسمی حشمت الله زارعی / هدی بختیاری / غزاله امینی / نیکا محمدحسین / محمدعلی نجف پور / مژده بر کتی کیمیا اسلام پناه

     

    مکان و زمان اجرا: حوزه هنری، تالار مهر ساعت ۱۶:۳۰

    نمایش «مرا به نام خودم بخوان»؛ بازگشت به پاکی

    چرا باید این نمایش را دید؟

    داستان این تئاتر پرفورمنس از زایش انسان آغاز می‌شود و همزادی اش با دو نیروی خیر و شر، سپید و سیاه یا به روایت اسلامی، دو نفس اماره و مطمئنه. زندگی این موجود، با پارادوکس‌ها و کشمکش‌های بین این دو نیرو آغاز شده که تا بلوغ جسمانی او ادامه می‌یابد.

     

    به موازات این موضوع، روایت کهن درخت ممنوعه و میوه آن، یعنی سیب سرخ حوا که روایتی در آموزه‌های دینی اسلامی است نیز از ابتدای نمایش و پیش از آغاز آفرینش انسان، حضور خود را روی صحنه در همراهی با نیروی سیاه (شر) اعلام می‌دارد.

     

    نیروی سیاه از ابتدای آفرینش انسان، با تطمیع و وسوسه انسان به سوی جذابیت‌ها و شیرینی‌های این میوه ممنوعه، نقش گمراه کننده اش را به خوبی ایفا می‌کند. وسوسه‌ها و شیطنت‌های نیروی سیاه به سرانجام می‌رسد و انسان پاک و سپید در اثر این گمراهی، به رنگ سیاه تغییر هویت می‌دهد، و در پی آن، در سرگردانی و حیرانی و بی هویتی و بی پشتوانگی اش در می‌ماند.

     

    انسان با رسیدن به این تنهایی، نیروی سیاه را یگانه پشتیبان خود می‌یابد و به او پناه می‌آورد. انسان‌ها در جریان تعامل و آمیختگی زندگی شان، کم کم در پی یافتن معبود برمی آیند و در این راه، به جدایی دو دسته پاکان سپید و گمراهان سیاه می‌رسند. انسان‌ها دو دسته می‌شوند: ناپاکان سیاه روی زمین به جنگ و ستم و فساد می‌پردازد و پاکان سپید، به عبادت و زندگی خوب می‌پردازند و گاه با گروه سیاهان میجنگند.

     

    نمایش «مرا به نام خودم بخوان»؛ بازگشت به پاکی

     

    با تقدیم گوساله طلایی توسط نیروی سیاه به مردم ناپاک سیاه، این گروه از مردم به پرستش این گوساله می‌پردازند و بنای بت پرستی می‌گذارند و سپس در عیش این بت پرستی، به نوشیدن شراب می‌پردازند. خشم الهی بر این مردم باریدن می‌گیرد و این مردم در نهایت به مردم پاک توسل می‌جویند و از آن‌ها کمک می‌خواهند.

     

    مردم ناپاک سیاه در بیشینه (اکثریت) شمارگانی و مردم پاک سپید در کمینه (اقلیت) شمارگانی اند که همان تجمع اضداد و تفرق احباب در ساختار دراماتیک را می‌سازند. در جریان تعاملی این دو گروه از مردم، جنگ سختی بین آنان در می‌گیرد. آنان با یکدیگر می‌جنگند و خانه‌های گروه روبه رو را نابود می‌کنند.

     

    گروه پاک سپید، همه گروه ناپاک سیاه را می‌کشد و پیروز از میدان به در می‌رود. سرانجام، انسان به پاکی روز اول، یعنی پاکی فطرت خویش در قالب کودکی پاک و سپید بازمی گردد.

     

    گروه پاک سپید به سراغ گروه ناپاک سیاه که اکنون از سیاهی پاک شده اند، می‌روند و بر آنان پوشش سفید می‌گذارند تا دوباره به پیکره آغازین پاک و سپید خویش باز گردند. همگی به سرآغاز آفرینش باز می‌گردند و آرام می‌گیرند، ولی نیروی سیاه (شر) باز به سوی آنان می‌آید و رخ می‌نماید و نزد آنان اعتراف به شکست خود می‌کند و انسان را اشرف مخلوقات می‌خواند.

     

    نیروی سیاه در پیشگاه خدا نیز به شکست خود و دانایی خدا اعتراف می‌کند. آنچه در یک نمایش پرفورمنس از شخصیت پردازی کاراکتر‌ها انتظار می‌رود، یعنی تیپ سازی کاراکتر‌های داستان، در این نمایش به خوبی پرداخته شده اند و اجرا می‌شوند. دراماتورژی موومان‌های صحنه‌ای به خوبی پیش می‌رود و صحنه را با ریتم پیوسته اش از یکنواختی می‌رهاند.

     

    کشمکش‌ها و درگیری‌های بین دو نیروی سیاه و سپید، در فرمت حرکات معنادار و استایلیزه، به خوبی طراحی شده اند و با دراماتورژی خوبی اجرا می‌شوند. بازیگران نمایش از توانایی خوبی در اجرای فرم‌های انفرادی و گروهی و به موازات، اجرای بازی‌های معنامحور بی کلام برخوردارند. ارتباط دیداری بی کلام آن‌ها با یکدیگر در آفرینش دو گروه پاکان سپید و گروه ناپاکان سیاه، از هماهنگی و توانایی تولید حس صحنه‌ای آنان خبر می‌دهد.

     

    نمایش «مرا به نام خودم بخوان»؛ بازگشت به پاکی

     

    طراحی صحنه و دکور و آکساسوار نمایش، با گرایشی رئالیستی تلاش دارد تا بیشترین پیام رسانی محتوایی را در خود بگنجاند. از این رو تا اندازه پیشین‌های خود، به رعایت و پرداخت جزئیات پرداخته. نور و موزیک پلی بک به خوبی طراحی شده اند و دراماتورژی بسیار خوبی در میزانسن موومان‌های بازیگران دارند.

     

    ترکیب تصاویر سینمایی ویدئو پروژکشن بک گراند صحنه با مود نمایشی این پرفورمنس نیز ایده مناسبی است که در پرفورمنس‌های زیادی دیده می‌شوند و علاوه بر انتقال بهتر محتوای اثر، به ایجاد ریتم دیداری بیشتر در مود نمایش کمک می‌کند.

     

    طراحی لباس و گریم بازیگران در فرمت‌های کلاسیک و دور از هر گونه نشانه ویژه نژادی و اقلیمی است که به نمایش تعمیم معنایی جهانی می‌دهد. «مرا به نام خودم بخوان» تجربه‌ای ستایش برانگیز از طراح و کارگردان آن است که با اجرای این نمایش، به خلاقیت‌ها و امکانات نهفته هنر پرفورمنس در تئاتر تاکید می‌کند.

    چرا نباید این نمایش را دید؟

    شاید اگر نمایش از دراماتورژی بیشتری در متن برخوردار بود، قابلیت تبدیل چند دیالوگ پلی بک صحنه به فرم نمایشی نیز وجود داشت.

     

    منبع: روزنامه هفت صبح

    «پنی دردفول»؛ تراژدی ترس و غم

     

    ۱٫ در عصر طلایی تلویزیون، سریال‌ها پای همه سینماگران را این عرصه کشانده است. در زمانی که آنقدر سریال خوب یا اصلا بگو سریال تولید می‌شود که برای پخش آن‌ها شبکه جدید تاسیس میشه طبیعی است که پای جان لوگان، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نوی قهار برادوی و هالیوود هم به این عرصه باز شود.

     

    فیلمنامه نویس که فیلم‌های «گلادیاتور»، «هوانورد» و «اسکای فال» و «هو» مشهورترین کارهایش هستند. لوگان به عنوان خالق سریال، به درون دغدغه‌های عامه پسندانه‌ای رفته که در عصر طلایی فرم بهت یافته اند.

     

    ۲٫ داستان سریال از زمانی آغاز می‌شود که یک تفنگدار به نام‌ای چندلر، توسط زنی به نام ونسا آیوز، به کار گرفته می‌شود تا او و مال موری را در جست و جویی همراهی کند؛ جست و جوی مینا، ده مالکوم که به دلایلی ربوده شده است.

     

    مالکوم یک کاشف و جهان است که به نظر می‌رسد میان او و ونسا رابطه‌ای مانند رابطه یک پد دختر وجود دارد که با پیش رفتن در سریال این رابطه کم کم روش و روشن‌تر می‌شود، که این از خصوصیات مشهود این سریال اس یعنی هر چه در سریال بیشتر جلو می‌رویم کورسو‌های بیشتری دنیای تاریک و ترسناک جان لوگان، خالق، نویسنده و کارگره به وجود می‌آید.

     

    «پنی دردفول» سریالی هشت قسمتی (فصل اول) است که نه کارگردانی، سیر داستان و بازیگری جالبی دارد، بلکه پرداختن جزئیات و پدید آوردن لوکیشن‌هایی دقیق و در عین حال تاریک مبهم، خاطره‌ای نو را از ژانر ترسناک در نظر بیننده پدید می‌آورد.

     

    اما این سریال جدا از حس ترس، غم و اندوه را نیز با تراژدی‌های خود بیننده القا می‌کند. اوج این تراژدی‌ها زندگی شخصیتی است که فرانکشتاین با دست‌های خود به وجود آورده.

     

    شخصیتی که چیزی عشق یا شادی نمی‌داند و گویا احساسات او مانند قلبش برای بارد تپیدن نگرفته اند. در این سریال هر شخص داستانی جدا از مه اصلی سریال دارد و هر کس در زندگی خود با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کند، با این حال، اما سریال هنوز هم روی یک سیر داست حرکت می‌کند.

    ۳٫ اوا گرین، بازیگر فرانسوی بریتانیایی را همه با آخرین ساخ برتولوچی یعنی «رویابین ها» شناختند. هنر پیشه‌ای استثنایی فقط به خاطر فیزیک و چهره اش شناخته نمی‌شود بلکه به خاطر تو در ایفای نقش‌هایی با پس زمینه عجیب مشهور است.

     

     

    به خصوص دوهمکاری اش با تیم برتون باعث شد که هیچ گزینه‌ای بهتر از او برای ایفای نقش ونسا آیوز وجود نداشته باشد. جاش هارتنت از دهه نود در هالیوود مشغول به کار شد و در سال ۲۰۰۱ با فیلم پرل هاربر تبدیل به ستاره جدید سینمای آمریکا شد، اما ۱۰، ۱۲ سال پیش ناگهان محو شد و سقوطی عجیب را تجربه کرد.

     

    دیدن چهره کاریزماتیک هارتنت در نقشی که همیشه با آن شوخی می‌شده (روابط یک هفت تیر کش غرب وحشی با انگلیسیها) و آن هم وقتی قرار است تبدیل به مرد گرگ نما شود، بسیار هیجان انگیز است.

     

    تیموتی دالتون بی تردید خوش چهره‌ترین جیمز باند تاریخ است. هنر پیشه‌ای که خیلی در نقش جیمز باند دوام نیاورد و کلا خیلی هم موفق نبود، اما حتما باید صدای پرصلابتش را بشنوید تا متوجه شوید که گاهی سینما چقدر بدسلیقه است که از چنین هنرپیشه توانایی درست استفاده نمی‌کند.

     

    این تیم بازیگری اصلی به اضافه داستان‌هایی که در ابتدا کمی مبهم است، به قدر کافی انگیزه دنبال کردن سریال را به بیننده میدهد.

     

    شیفتگی لوگان به عصر صنعتی انگلستان و آوردن بسیاری از شخصیت‌های ژانر ترسناک کلاسیک به داستان هم مزید بر علت میشود که برای ادامه کار کنجکاو بمانید. ونسا آیوز و مالکوم موری و ایثان چندلر تنها کاراکتر‌هایی نیستند که شما را به شگفتی وامی دارند، بلکه شخصیت‌های اقتباسی دیگری نیز مانند دکتر فرانکشتاین در این سریال وجود دارند.

     

    اما نمی‌شود در مورد پنی دردفول بگوییم و ساده از کنار خون آشام‌ها که ارکان اصلی وحشت در سریال را شکل می‌دهند، بگذریم. خون آشام‌هایی که نه به اندازه خون آشام‌های سریالی، چون Walking Dead ضعیف و بی رمق هستند و نه به اندازه خون آشام‌های سریال The Strain تخیلی و همین تفکر که هر لحظه ممکن است شخصیت‌های این سریال مهمان دندان‌های یکی از همین خون آشام‌ها شوند، خون را طوری در رگ‌های بیننده به جریان می‌اورد که گویی این موجودات عجیب الخلقه را درست روبه روی خود می‌بیند.

     

    «پنی دردفول»؛ تراژدی ترس و غم

     

    با چند ردیف دندان و یک پوست ضخیم که کلماتی از زبان مصریان باستان روی آن‌ها حکاکی شده اند، این موجودات تفاوتی بارز میان این سریال و دیگر سریال‌های ترسناک به وجود آورده اند. اما خون آشام‌ها تنها موجودات ترسناک سریال نیستند، بلکه اهریمنی که ونسا همراه خود دارد و هر از چندگاهی جسم و روح او را به تسخیر خود در می‌آورد نیز بر جو سنگین این سریال می‌افزاید.

     

    لوگان به تمام ادبیات کلاسیک ژانر وحشت ناخنک زده؛ از دراکولا گرفته تا فرانکشتاین و تصویر دوریان گری و حتی افسانه‌های سرخپوستی مثل مرد گرگ نما. آن را به لندن اواخر قرن نوزدهم برده، فضای رومانتیک دیکنزی آن را پاک کرده و شکلی گوتیک به آن داده است.

     

    این سریال شبکه شوتایم، از جمله سریال‌هایی است که پس از مشاهده کامل و یکباره آن هرگز از خاطرتان بیرون نخواهد رفت. پر از دیالوگ‌های عجیب، ادبی و فلسفی؛ سریال پنی دردفول بیشتر به عنوان سریالی شناخته می‌شود که زمینه اعتقادی و درگیری‌های درونی شخصیت‌های آن بیشتر از ترس ذاتی اثر خود را نمایان می‌سازد و این خود بسیار جالب است.

     

    البته که اگر سریال را یک بار به همراه کتاب‌های یادشده بخوانید، متوجه خواهید شد که ماجرای آن تماما در ذات بشر و اعمالش دنبال می‌شود و کشمکش‌های درونی و رفتاری شخصیت‌ها پایانی ندارد.

     

    همچنین نکته بینی لوگان در طول مسیر سریال یکی از زمینه‌های قدرت نمایی آن به شمار می‌رود؛ جایی که در فصل سوم همزمانی برخورد انقلاب زنان در آغاز صنعتی شدن و مرحله ابتدایی حقوق زنان توسط شخصیت زن قدرتمندی به تصویر کشیده می‌شود و لوگان با اشارات خود هرگز زمینه تفکر «فمینیستی» را فراموش نمی‌کند.

     

    منبع: روزنامه هفت صبح

    دسته : ورزشیتاریخ: ۱۳۹۷/۰۳/۲۴

    جدیدترین اخبار فوتبالی در هفته که گذشت.

    به گزارش نازشو – برای شما در این مطلب می خواهیم چندین اخبار پر سر صدا ورزشی را بررسی کنیم خوب همانطور که می دانید همه صحبت ها در جهان الان سر جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه می باشد. و همچنین بازار نقل و انتقالات ایران هم بسیار داغ دنبال می شود به خاطر اینکه بسیاری از بازیکنان لیگ در جام جهانی حضور ندارند روند انتقال بازیکنان به باشگاه جدید خود نیز بسیار پرسرصدا نیست چون بیشتر در جوع جام جهانی این انتقالات زیاد به چشم نمی آید اما ما در اینجا سعی کردیم چندین اخبار که بیشتر درباره همین موضوعات هست برای شما در اینجا قرار دهیم که اگر فرصت نکردید اخبار روز را دنبال کنید از همین طریق بتوانید حداقل از عنوان های اصلی جدیدترین اخبار فوتبالی نیز مطلع شوید.

    ۱- اخراج سرمربی اسپانیا شوک بزرگ به جام جهانی

    لوپتگی روز گذشته به عنوان سرمربی بعدی رئال مادرید معرفی شده بود و لوئیس روبیالس، رئیس فدراسیون فوتبال اسپانیا اعلام کرد با توجه به اتفاقات رخ داده، چاره ای به جز اخراج لوپتگی نداشته است. قرار بود لوپتگی بعد از رقابت های جام جهانی در سانتیاگو برنابئو معرفی شود، اما ظاهرا روند پیش رفتن مذاکرات او با مادریدی ها و اعلام این خبر در آستانه شروع بازی ها، خشم روبیالس را به همراه داشته است.

    ۲- سرمربی جدید اسپانیا

    فرناندو هیه رو، اسطوره باشگاه رئال مادرید و مدیر فنی تیم ملی اسپانیا، به عنوان سرمربی جدید معرفی شد.

    هیه رو فصل ۱۵-۲۰۱۴ دستیار کارلو آنچلوتی در رئال مادرید بود و اخیرا نیز حضوری ناموفق در تیم رئال اوویدو(دسته سوم اسپانیا) داشت. اکنون باید دید اسپانیای زخم خورده، با هیه رو تا کجای جام پیش خواهد رفت.

    ۳- رونالدو برزیلی در مصاحبه ای درباره رونالدو و مسی گفت :

    باید همواره کریستیانو رونالدو و لیونل مسی را ستایش کرد، کریستیانو یک برنده واقعی است، دید معرکه و فوق العاده او برای موفقیت و حاصل کردن پیروزی با هیچکدام از ستارگان دنیا قابل قیاس نیست. لیونل مسی اما یک جادوگر است! او قادر است تا هر غیر ممکنی را ممکن سازد، او به بارسلونا شخصیت تازه ای داد، همانگونه که کریستیانو توانست رئال مادرید را کامل کند! اما به یاد باید داشت که همواره کسب جام جهانی بزرگ ترین افتخاری است که می تواند آنها را در تاریخ جاودانه کند!

     

    سایر اخبار به زودی برای شما تا پایان هفته جاری قرار گرفته خواهد شد همراه ما باشید.

     

     

    مهران مدیری در خندوانه به مناسبت عید فطر 97

    بلاخره برنامه خندوانه یکی از بزرگترین سوپرایز های خود رو کرد و مهران مدیری را به خندوانه آورد. رامبد جوان که در سری آخر دورهمی مهران مدیری در این برنامه شرکت کرد تا مقدمات حضور مدیری را در خندوانه فصل جدید فراهم کند و در همان برنامه رامبد با حال بدی که داشت حضور پیدا کرد و همنجا اوکی دعوت مدیری به خندوانه را گرفت و موفق شد در برنامه ویژه ماه رمضان ۱۳۹۷ در شب عید فطر این برنامه را در لیست پخش شبکه نسیم قرار دهد که می تواند به یکی از جذاب ترین برنامه های تاریخ تلویزیون تبدیل شود.

    مهران مدیری در خندوانه ، گفتنی است این برنامه ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۷ از شبکه نسیم ساعت ۲۳ پخش خواهد شد. گفتنی است که در این برنامه قرار است جناب خان هم حضور داشته باشد و گفتنی ها حاکی از این که در این برنامه صحبت های درباره همکاری دوباره مدیری با شبکه سه و ساخت سریال شب های بره ۲ شده است که مدیری می گویند در این باره گفته است هنوز چیزی مشخص نیست اما احتمال زیادی وجود دارد این اتفاق بی افتاد و مشکلاتی حتما در این زمینه وجود دارد.

    این برنامه ویژه را امشب از دست ندهید شما قرار است یکی از بهترین برنامه های خندوانه را بینید باید منتظر سوپرایز های ویژه دیگری در این شب باشید که امیدواریم باعث شادی مردم نیز شود.

    دارو‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی در مواردی باعث نجات جان مردانی شده که سرطان پیشرفته پروستات داشته‌اند. پژوهشگران رویال مارزدن، یک بیمارستان تخصصی پژوهشی سرطان در لندن، این یافته را “موضوعی مهم” و “ویژه” توصیف کرده‌اند.

    دارو‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی در مواردی باعث نجات جان مردانی شده که سرطان پیشرفته پروستات داشته‌اند. پژوهشگران رویال مارزدن، یک بیمارستان تخصصی پژوهشی سرطان در لندن، این یافته را “موضوعی مهم” و “ویژه” توصیف کرده‌اند.

     

     

    اثر ایمنی‌درمانی بر سرطان پروستات

     

    با این حال دارو‌های تقویت‌کننده سیستم ایمنی بر روی همه مردان دارای سرطان پروستات موثر نبوده است. در مرحله بعدی، پژوهشگران به دنبال آن هستند که بفهمند این دارو‌ها بر کدام بیماران موثر خواهد بود. ایمنی‌درمانی یا ایمونوتراپی در درمان سرطان تحولی اساسی ایجاد کرده و در حال حاضر بخشی مهم از درمان سرطان‌های پوست و ریه است.

    این روش با کنترل سیستم ایمنی بیمار سرطانی باعث می‌شود که سیستم ایمنی خود بیمار به غده‌های سرطانی حمله کند. سرطان پروستات در بریتانیا فراگیرترین سرطان در میان مردان است و اخیرا با پیشی‌گرفتن از سرطان پستان به سومین عامل کشنده در این کشور تبدیل شده است. اولین بار سال ۲۰۰۵ سرطان او تشخیص داده شد، اما رادیوتراپی، شیمی درمانی و هورمون درمانی هیچ کدام در کنترل بیماری او نتیجه نداد.

     

     

    اثر ایمنی‌درمانی بر سرطان پروستات

     

    دو سال پیش پزشکان برای مایکل دارو‌های ایمنی تجویز کردند تا دوره ایمنی‌درمانی را آغاز کند. کوچک شدن غده سرطانی، او و پزشکانش را شگفت‌زده کرد. مایکل می‌گوید امروز کاملا عاری از سلول‌های سرطانی است. پروفسور یوهان دو بونو به بی‌بی‌سی گفته که در بیمارستان رویال مارزدن این روش بر روی چند بیمار دیگر هم کاملا موثر بوده است.

    با این حال ایمنی‌درمانی فقط بر روی ۱۰ تا ۱۵ درصد بیماران مورد آزمایش موثر بوده است. یعنی این روش بر روی اکثر مردان متبلا بی‌اثر است. این موضوع درباره ایمنی‌درمانی اتفاقی تازه نیست. چون ظاهرا این روش فقط بر روی عده بسیار کمی اثر چشمگیر می‌گذارد، بر روی عده‌ای دیگر اثر موقت دارد و در مورد بیشتر مبتلایان کاملا بی‌اثر است.

     

    منبع: بی بی سی

    سایپا اعلام کرده سود مشارکت در این طرح ۱۵ درص بوده که در صورت انصراف به ۱۲ درصد کاهش پیدا می‌کند ضمن اینکه تخفیف محصولات بسته به نوع آن‌ها بین ۲۵۰ هزار تومان تا ۱ میلیون تومان است.

    گروه خودروسازی سایپا در نظر دارد دور جدید پیش فروش محصولات خود را به مناسبت عید سعید فطر از فردا یکشنبه آغاز کند. لازم به ذکر است که از تاریخ اجرای بخشنامه کلیه شرایط پیش فروش قبلی از محل شرکت قطع و به شرایط جاری تغییر خواهد یافت. براین مبنا شرایط جدید پیش‌فروش محصولات سایپا به مناسبت عید سعید فطر از تاریخ ۹۷/۰۳/۲۰ ساعت ۱۰ صبح جاری می‌گردد.

     

    . سایپا اعلام کرده سود مشارکت در این طرح 15 درص بوده که در صورت انصراف به 12 درصد کاهش پیدا می‌کند.

    خانواده پراید شامل مدل‌های ۱۱، ۱۳۱، ۱۳۲ و ۱۵۱ در کنار چانگان سی‌اس ۳۵، آریو، ساینا، تیبا و تیبا ۲ بنزینی و دوگانه‌سوز از جمله محصولاتی هستند که در طرح جدید پیش‌فروش گنجانده شده و از سوی متقاضیان قابل انتخاب هستند. سایپا اعلام کرده سود مشارکت در این طرح ۱۵ درص بوده که در صورت انصراف به ۱۲ درصد کاهش پیدا می‌کند. این شرکت اعلام کرده زمان ارسال دعوتنامه برای مشتریان از هفته چهارم مرداد لغایت هفته چهارم شهریور می‌باشد. تخفیف محصولات بسته به نوع آن‌ها بین ۲۵۰ هزار تومان تا ۱ میلیون تومان بوده و پیش‌پرداخت نیز از ارزان‌ترین خودرو‌ها تا گران‌ترین محصولات بین ۱۰ تا ۳۵ میلیون تومان متغیر است.

    فیلم

     

    ورایتی| اُوِن گلیبرمن، ساده است که متوجه شد چرا «ارثی» (Hereditary) برای پخش در سانس نیمه شب جشنواره فیلم ساندنس انتخاب شده بود. این یک فیلم هیجانی در باب ماوراالطبیعه است که شما را میخکوب می‌کند، تمام آن در مورد خانواده‌ایست که به خاطر ارواح از هم جدا شده‌اند، و پر از چیزهاییست که تماشای آن در خانه باعث می‌شود به آن لقب بهترین فیلم ترسناک هفته را دهیم (به جز آن که، در مورد این فیلم، آن چیز‌ها خیلی هم هنرمندانه از آب درآمده است).

     

    این فیلم جن گیری و اجسام عجیب و متحرک دارد. این فیلم اجساد بدون سر و مورچه‌های سرگردان (به جای، می‌دانید، مگس‌ها) را هم در خود جای داده است. در این فیلم شاهد ملاقات‌هایی از جانب موجوداتی از دیار باقی هم هستیم، موجوداتی که برهنه در یک جا می‌ایستند و به گونه‌ای نیشخند می‌زنند که از تمامی فیلم‌های سری «توطئه آمیز» (Insidious) هم توطئه آمیزتر است. (وقتی برای اولین بار چشمم به اولین روح افتاد، حقیقتا حس کردم که چیزی از درون من عبور کرد.)

    سوال من این است: چرا «ارثی» در رقابت مربوط به آثار درام ساندنس شرکت نکرده است؟ به نظر می‌رسد که دست اندرکاران این جشنواره هم درست به مانند آکادمی اسکار همان پیش داوری‌های ضد ژانر همیشگی را دارند. آن‎ها شاید «ارثی» را مشاهده کرده‌اند و با خود گفته‌اند: خیلی خوب ساخته شده، ولی در نهایت، این هم «صرفا» یک فیلم ترسناک است.

     

    ولی از برخی جهات، به هر صورت، «ارثی» می‌تواند جذاب‌ترین فیلمی باشد که من امسال در جشنواره ساندنس مشاهده کرده‌ام. هیچ داستانی که در مورد ارواح است کاملا بدیع نیست، ولی «آری آستر» (Ari Aster)، که نویسنده و کارگردان این اثر به عنوان اولین فیلم خود بوده، داستان یک خانواده را بیان کرده که به خاطر صدمات روانی به انحطاط کشیده شده‌اند و در آن ارواح چیزی بیشتر از «استعاره»‌های صرف هستند، و فقط در فیلم نیستند تا شما را به وجد بیاورند. آن‌ها بخشی از داستان اثر هستند. آن‌ها مجاری انتقال تلنگر‌ها از یک نسل به نسل بعدی هستند.

     

    «ارثی»، که توزیع آن بر عهده کمپانی‌ای ۲۴ (A۲۴) بوده است، قطعا می‎تواند در سینما‌های زنجیره‌ای مگاپلکس موفق ظاهر شود، جایی که می‌تواند تماشاگران زیادی را به خود جذب کند. ولی چیزی که مخاطبان در مورد این فیلم خواهند فهمید، آن است که بر خلاف اکثر فیلم‌های ترسناک گیشه‌ای این روزها، این یکی آن محتوای کافی را دارد که در کنار لحظات ترسناک‌اش در معرض نمایش قرار دهد.

     

    این فیلم دست روی چیزی می‌گذارد که پرمایه است: نحوه‌ای که آسیب‌های روانی و احساسی تبدیل به بخشی از روح یک خانواده می‎شود، و به شکلی که انگار… یک روح است، منتقل می‌شود. مهم نیست که دیدگاه شما در رابطه با موضوع فعالیت‌های ماوراالطبیعه چگونه باشد، چرا که این فیلم یک درام است که در مورد ارتباط ارواح والدین یک فرزند با اوست.

    فیلم با سکانسی مرتبط با صبح یک روز خاکسپاری آغاز می‌شود: «آنی گراهام» (با بازی «تونی کالت»)، یک هنرمند گالری که مینیاتور‌های تو در تو از اتاق‌ها را می‌سازد، آماده دفن مادرش می‌شود، کسی که بعدا متوجه می‌شویم یک مشکل شخصیتی جدی داشته است. آنی با «استیو» (با بازی «گابریل بایرن») که فردی اخمو و سیبیلو است ازدواج کرده، و آن‌ها دو بچه نیز دارند: «پیتر» (با بازی «الکس وولف»)، یک نوجوان بداخلاق و معتاد به ماری جوانا، ولی خوشتیپ که تقریبا با رفقایش سنخیت چندانی ندارد، و خواهر کوچک او، «چارلی» (با بازی «میلی شاپیرو»)، یک دختر دست و پا چلفتی که اندوه او را می‌توان از ویژگی‌های کج و معوج و حالت تسخیرشده‌اش فهمید، خصوصا چشمان گود افتاده او که به نظر متعلق به فردی با چند دهه سن بیشتر است.

     

    «چارلی» خیره می‌شود، به پیاده‌روی‌های حوصله سربر می‌رود و تکه‌های شکلات را با ولع می‎خورد. او همچنین ارواح را می‎بیند، مثل آن روح عجیبی که در مراسم خاکسپاری چشم او را می‌گیرد، روحی که خوشحال به نظر می‌رسد.

    شاید «چارلی» با دیار باقی در ارتباط باشد، ولی فیلم بعدتر از رابطه «آنی» با مادر فقیدش پرده بر می‌دارد، کسی که در جعبه‌هایش که در اتاق زیرشیروانی است کتاب‌های قدیمی و گرد و خاک گرفته‌ای مرتبط با «روحانیت» وجود دارد. ما وقتی متوجه می‌شویم که مادر او واقعا چه کسی بوده که «آنی» در گروهی پشتیبان که برای سوگواری آمده است مونولوگی را بر زبان خود جاری می‎کند که پرده از شخصیت حقیقی و مخرب مادرش و تاثیری که او روی خانواده داشته برمی‌دارد.

     

    دروغ نیست اگر بگویم که این سخنرانی – و بازی «تونی کالت» – گویی از قلب دوران «اینگمار برگمان» (Ingmar Bergman) بیرون آورده شده است. این آکنده از شکنجه‌ایست که در زندگی با آن سوخته و ساخته شده است، و اگرچه «آنی» به وضوح نفرت خود از مادرش را بیان می‌دارد، ولی شیاطین، این طور که به تصویر کشیده می‌شود، در او نمودی ندارند.

    کاتالیزگر دراماتیک «ارثی» – اتفاق هولناکی که آن را به جایی می‌برد که هرگز انتظارش را نداشته‌اید – زمانی خود را نشان می‌دهد که «پیتر» مجبور می‌شود تا «چارلی» را با خود به یک مهمانی مختص بچه‌های دبیرستانی ببرد. هیچ شکی نیست که اتفاقاتی که پس از آن رخ می‌دهد از آن دست اتفاقاتی است که فقط در دنیای فیلم‌ها شاهدش هستیم، ولی با این حال چنان پس لرزه‌هایی ایجاد می‎کند که شما را سوار بر موج به سمت گردآبی از تلاطم و نگرانی و ترس می‌برد.

     

    «پیتر» هم شروع به دریافت علائمی از طرف ارواح می‌کند، و بیشتر از آن، از سوی کسی که مرده است. «آنی» هم توسط یکی از اعضای مهربان و صمیمی گروه پشتیبانی به نام «خوان» (با بازی «آن داود»)، به دنیای جن گیری کشیده می‌شود. آن‌ها خیلی زود ندای پیش به سوی مرگ را سر می‌دهند.

    مخاطبان، البته، سعی می‌کنند تا تمامی این تکه‌ها و اتفاقات را کنار هم بچیندد، ولی چیزی که نمی‌توانند حدس آن را بزنند (حداقل، تا آن موقع) آن است که دیار باقی در «ارثی»، صرفا یک نمایش پر زرق و برق با حضور ارواحی با لباس‌های قشنگ که توسط فیلمسازی باهوش ساخته شده تا شخصیت‌ها (و مخاطبان) را بترساند، نیست.

     

    چیزی که ما می‌بینیم آن است که دیار باقی از لحاظ احساسی چگونه زمان و مکان را تصرف می‌کند. نقش آفرینی «کالت» سرسام آور است.

     

    او نقش «آنی» را به عنوان زنی ایفا می‌کند که شروع به نشان دادن آن حس خشم و گناه که سال‌ها زیر خاکستر بوده می‎کند. این به نوعی از وجود او بیرون می‌ریزد، گویی که او «تسخیر شده» است، و واقعا هم چنین است، ولی توسط چه یا که؟ ترس و خشونتی که به طور مخفیانه او را تسخیر کرده در قالب ارواحی که قبل از او آمده‌اند نشان داده می‎شود، ولی حالا در قالب کسی ظهور کرده‌اند که در واقع خود اوست.

    یک داستان در مورد ارواح به یک خانه تسخیر شده نیاز دارد، و «ارثی» هم یک خانه تسخیر شده بسیار عالی را در خود جای داده است. خانواده «گراهام» در یک خانه کوهستانی بسیار دلربا و ایزوله زندگی می‌کنند (به مانند یکی از آن استراحت‌گاه‌های مربوط به اسکی با شیشه‎های زنگ زده) که در کوهپایه قرار دارد و به نظر در حومه شمال غربی پسیفیک قرار دارد. (البته فیلم در اصل در ایالت یوتا فیلمبرداری شده است.)

     

    این مکان دارای اتاق‌ها و سالن‎های زیادی است، مثل آن جایی که «آنی» در آن مینیاتور‌های اتاق شکل خود را با مشقت فراوان می‎سازد، و همچنین یک اتاق زیر شیروانی هم در این عمارت وجود دارد (از همان‌هایی که در موردش می‌گویند، به داخل آن نرو…)، بنابراین این عمارت هم می‌تواند خودش را به عنوان یک لوکیشن جالب گوتیک و شیطانی مطرح کند. با این حال این خانه همچنین گذشته خانواده را به خوبی نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که وضع مالی خانواده در گذر زمان همیشه در حدی متوسط بوده است.

     

    «آری آستر» به آرامی و با ژرف اندیشی اثر را کارگردانی می‌کند، فیلم را از تمامی آن زرق و برق‌های معمول فیلم‌های ترسناک پاکسازی می‎کند. به جای آن‌ها، او مکان‌های ترسناک متناسبی را برای مخاطبان پدید می‌آورد تا در آن غرق شوند.

    او همچنین برخی الهامات ماهرانه را نیز در اثر در معرض نمایش قرار می‌دهد. یک توطئه در «ارثی» وجود دارد که به شما تکه‌های ترسناک جالبی را می‌دهد که می‌تواند یادآور آن‌هایی باشد که از «بچه رزماری» (Rosemary’s Baby) به یاد دارید. روشی که فیلم از آن برای القای نشانه‌های مختلف از طرف ارواح به شخصیت‌ها استفاده می‌کند خیلی شبیه به حال و هوای «درخشش» (The Shining) است.

     

    همچنین به طور صریح در به تصویر کشیدن ارواح به عنوان یک نوع کالت هراس‌آور از فیلم «مرد حصیری» (The Wicker Man) الگوبرداری شده است. در «ارثی»، آن‎ها آمده‌اند تا ما را مضطرب کنند و بترسانند. ولی نگران کننده‌ترین چیز آن است که آن‌ها در واقع خود «ما» هستیم.

     

    منبع: سایت نقد فارسی

    مترجم: دانیال دهقانی

     

    ۸ روش برای رفع بوی بد بدن

     

    گاهی بوی بد بدن غیر قابل تحمل و خجالت‌آور می‌شود. به خصوص اینکه بخواهید در جمع حضور پیدا کنید. شاید بار‌ها به این فکر کرده‌اید که چگونه بوی بد بدن و عرق را از بین ببرید. جالب است بدانید که بدن و عرق به خودی خود بو نمی‌دهند. شاید بپرسید پس این بوی بد عرق ملت از کجا می‌آید؟

     

    چرا بدن بو می‌دهد؟

    شاید فکر کنید که بوی بدن به خاطر بوی بد عرق است. اما در واقع بوی بد پاها، زیر بغل و دیگر نقاط بدن از عرق نیست. درواقع ناشی از باکتری‌هایی است که روی پوست شما زندگی کرده و تکثیر می‌شوند. این باکتری‌ها در ترکیب با عرق بوی خاصی را آزاد می‌کنند که می‌شود همان بوی بد آزار دهنده.

     

    راه درمان بوی بد بدن چیست؟

    ساده‌ترین و سرراست‌ترین راه این است که کاری کنید که کمتر عرق کنید. برای اینکه کمتر عرق کنید باید عادات سالمی را در پیش بگیرید.

    – لاغر شوید
    – از غذا‌های تند و نوشیدنی‌های الکلی دوری کنید
    – پد عرقگیر استفاده کنید
    – استرس و اضطراب را از خود دور کنید
    – به درمان‌های پزشکی رو بیاورید

    در مقاله ۱۵ روش برای این که کمتر عرق کنیم درباره کاهش عرق توضیح داده‌ایم. پس حتما آن را مطالعه کنید.

    روش‌های از بین بردن بوی بد عرق

    برای کاهش بوی بدن باید کاری کنید که به آن باکتری‌های تولید کننده بو، عرق کمتری برسد. برای این کار راه‌های زیر را امتحان کنید:

     

    ۸ روش برای رفع بوی بد بدن

     

     

    ۱- از دئودورانت استفاده کنید

    بهترین راه استفاده از دئودورانت است. دئودورانت‌ها محصولاتی ضد بو هستند. دقت کنید که محصولات آنتی پرسپیرانت یا همان ضد تعریق جلو عرق را گرفته و دئودورانت‌ها جلو بو.

    البته به طور کلی به همه محصولاتی که جلو بو و عرق را می‌گیرند، ضد تعریق گفته می‌شود. با این حال موقع خرید به نوشته روی ضد تعریق دقت کنید. اگر روی آن deodorant نوشته شده بود، نشانه آن است که این محصول بو‌ها را از بین می‌برد. اما اگر روی آن anti-perspirant نوشته شده بود نشانه آن است که محصول مورد نظر فقط جلو عرق را می‌گیرد نه بو.

    دقت کنید که بسیاری از محصولات ضد عرق ترکیبی از این دو نوع ضد تعریق هستند. پس می‌توانید از محصولاتی که روی آن‌ها هر دو مورد نوشته شده به راحتی استفاده کنید. از این لینک می‌توانید انواع ضد تعریق‌ها و دئودورانت‌ها را پیدا کرده و خریداری کنید.

    نکته‌ای که باید به یاد داشته باشید این است که بهتر است از ضد تعریق‌های دئودورانت و آنتی پرسپیرانت با هم استفاده کنید. به این صورت که آنتی پرسپیرانت را برای کاهش عرق و بعد از آن از دئودورانت برای کاهش بو استفاده کنید.

    ۲- به طور مرتب دوش بگیرید

    دوش گرفتن عرق‌های قبلی را از روی بدن پاک کرده و همچنین بدن شما را از شر باکتری‌های اضافی خلاص می‌کند.

    بدن ما دارای دو نوع غده عرق است. یک نوع آن در تمام سطح بدن پخش شده‌اند و نوع دیگر آن بیشتر در جا‌های پر موی بدن وجود دارند. عرقی که از غدد نوع دوم تولید می‌شوند حاوی پروتئین بیشتری بوده و در نتیجه غذای بیشتری برای باکتری‌ها در خود دارند. پس حتما وقتی دوش می‌گیرید به نواحی مو دار بدن بیشتر شستشو دهید. به این ترتیب جیره غذایی کمتری به باکتری‌ها می‌رسد و در نتیجه بوی کمتری هم تولید می‌شود.

    برای تمیزتر کردن این نواحی از صابون‌های آنتی باکتریال استفاده کنید. با اینکه وجود باکتری‌ها روی پوست طبیعی بوده و برخی از این باکتری‌ها خوب هستند، اما تعداد زیاد آن‌ها مایه دردسر هستند.

    ۳- از شر مو‌های زائد خلاص شوید

    مو‌ها عرق و بوی بد را به دام می‌اندازند. پس بهتر است مو‌های زائد بدن در ناحیه زیر بغل و شرمگاه را حذف کنید.

    ۴- مرتب لباستان را عوض کنید

    عرق جذب لباس شده و بعد از مدتی بو می‌گیرد. پس سعی کنید روزانه لباس‌هایتان را عوض کنید. به خصوص اگر زیاد عرق می‌کنید یا دچار عارضه تعریق شدید هستید.

    ۵- لباس‌های نخی بپوشید

    لباس‌هایی که با الیاف طبیعی تولید می‌شوند خنک‌تر هستند. پس برای اینکه کمتر عرق کنید و در نتیجه بدنتان بو بگیرد، کمتر لباس‌های از جنس نایلون بپوشید.

     

    ۸ روش برای رفع بوی بد بدن

     

    ۶- جوراب و کفش مناسب بپوشید

    کفش و جوراب به خودی خود بو نمی‌دهند. پا‌ها هم به همین صورت هستند. همانطور که توضیح دادیم این ایرسا باکتری‌ها با پروتئین داخل عرق است که تولید بو می‌کند. پس برای اینکه از شر بوی بد پا، جوراب و کفش خلاص شوید بهتر است فکری برای آن‌ها هم بکنید.

    جوراب باید نازک، نرم و از الیاف طبیعی بافته شده باشد. همچنین کفش‌های چرمی و مش بهتر از کفش‌های از جنس مواد مصنوعی هستند. به جز این سعی کنید لااقل روزی دوباره جورابتان را عوض کنید. شستشوی مرتب پا‌ها هم عرق و باکتری‌های اضافی را از بین برده و بوی کمتری تولید می‌شود.

    ۷- مراقب باشید چه می‌خورید

    حقیقت این است که از کوزه همان برون تراود که در اوست! همانطور که مشخص شد، این پروتئین‌های موجود در عرق هستند که خوراک باکتری‌ها شده و بو تولید می‌کنند. پس بهتر است مراقب غذایی که می‌خورید باشید.

    ابتدا سعی کنید که از غذا‌هایی که باعث تعریق بیش از حد می‌شوند کمتر بخورید. غذا‌های کافئین دار، نوشیدنی‌های الکلی، غذا‌های تند و چربی‌ها. بعد از این سعی کنید کنید که غذا‌هایی که حاوی پروتئین هستند دوری کنید. مانند گوشت و ماهی. البته بدن به شدت به پروتئین نیاز دارد پس وقتی می‌خواهید وارد جمع شوید از این غذا‌ها کمتر بخورید.

    همچنین ادویه‌ها هم باعث بد بو شدن عرق می‌شوند. بهتر است از خوردن غذا‌هایی که حاوی سولفور هستند هم اجتناب کنید. غذا‌هایی مانند کلم بروکلی و کلم معمولی.

    ۸- از هیدروژن پروکسید استفاده کنید

    پروکسید ۳ درصد را با یک فنجان آب مخلوط کرده و نواحی مورد نظر را با آن شستشو دهید. با این کار مقداری از باکتری‌ها کشته شده و بوی کمتری تولید می‌شود.

    حالا که با منشا بوی بد بدن آشنا شدید، نظر شما در این باره چیست؟ آیا شما هم با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنید؟ کدام برند ضد تعریق برای شما بهتر عمل می‌کند؟ تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

    بسیاری عقیده دارند زبان طراحی خشن و نافذ مدل HDC-۲ گرند مستر می‌تواند به استایل محصولات جدید این برند شرقی تبدیل شود و هیوندای را بیش از هر زمانی در بین خریداران محبوب نماید.

    خداحافظی شهرزاد با مخاطبانش

     

    در سال‌های اخیر تجربه سریال‌سازی در چند فصل، برای تلویزیون ایران خیلی موفقیت‌آمیز نبوده است، شاید عمده‌ترین دلیلش را می‌توان در افت کیفی فیلم‌نامه و نبود جذابیت در فصول بعدی سریال جست‌وجو کرد، اما از این میان تنها می‌توان به معدود سریال‌هایی اشاره کرد که بعد از چند فصل و البته با افت‌وخیز‌هایی باز هم توانستند مخاطبانشان را با خود همراه کنند.

     

    سریال «پایتخت» را می‌توان از جمله سریال‌هایی دانست که با توجه به برخی انتقاد‌ها، سریال موفقی به‌لحاظ جذب مخاطب بود و از اندک نمونه‌هایی که شمارشان از انگشتان یک دست هم کمتر است. اما شبکه نمایش خانگی که سال‌ها پیش حوزه ناشناخته‌ای برای مخاطبان پیگیر سینما و تلویزیون محسوب می‌شد، به مرور جایگاهش را میان مردم باز کرد و حتی به‌عنوان رقیبی برای تلویزیون ایران شناخته شد.

     

    حضور بسیاری از کارگردانان و بازیگران مطرح سینما و تلویزیون در این عرصه و تولیداتی که گاه با شکست مواجه شدند، بسیاری از سینماگران را متوجه این موضوع کرد که مخاطبی که به‌ازای پرداخت مبلغی به دیدن این سریال‌ها می‌نشیند، پیگیر چه نوع تولیداتی است؛ می‌توان گفت: سریال «شهرزاد» بسیاری را متوجه این موضوع کرد.

     

    نگارش قصه‌ای پرکشش و تمرکز روی کیفیت فیلم‌نامه و در کنارش حضور بازیگران و عوامل حرفه‌ای و هدایت آن‌ها توسط کارگردانی که تجربیاتش در تلویزیون نتیجه خوبی داشته باعث شد تا «شهرزاد» قدرتمند وارد عرصه شبکه نمایش خانگی شود، آن‌قدر که مخاطبانش پیگیر ادامه این سریال در فصول بعدی شوند.

     

    هرچند که نمی‌توان حواشی ریزودرشت این سریال در روند تولید را انکار کرد و نادیده گرفت. حسن فتحی، کارگردان این مجموعه، بعد از پایان فصل سوم سریال در صفحه شخصی‌اش به تجربه کار در این حوزه و البته حواشی‌ای که بر کارش سایه انداخته بود اشاره کرد و نوشت: «همه این سال‌ها کارگردانی برای من اکروباسی میان اصولی، چون استقلال، رفتار اخلاقی، شفافیت و البته یافتن بهترین نسبت با همین سه‌گانه بوده است و با سریال شهرزاد در بسیاری از لحظات این اکروباسی به قصد حفظ تعادل در معرض تهدید قرار گرفت.

     

     

    تردیدی نیست که صنعت سینما و فیلم با خلق و تخیل سروکار دارد و نیازمند خلوت و امنیت ذهنی است. کاری است گروهی و موفقیتش در گرو همکاری و همبستگی میان همه افراد گروه. با مخاطب سروکار دارد، به این معنا که نه‌تن‌ها باید مورد پسند قرار بگیرد بلکه باید نقاد ناروایی‌های فرهنگی و عادات عمومی هم باشد.

     

    به دلیل نقش اجتماعی‌اش همیشه در تنش است با سلیقه‌های متفاوت سیاسی و نهایتا اینکه برای به‌سرانجام‌رساندن خود نیازمند پول است در عین اینکه باید مستقل باشد. حفظ تعادل برای یک فیلم‌ساز در خلق و تولید یک اثر هنری، التزام به این نکات است و متأسفانه چنین التزامی در جامعه ما همواره در معرض تهدید و تردید قرار می‌گیرد؛ تردیدی میان منافع خود و دیگری، میان اخلاق و مصلحت، میان استقلال و میل سیاست به دخالت، میان منطق سرمایه و جنس هنر، میان افکار عمومی و نقد آن.

     

    این تعادل‌های ضروری و الزامی متأسفانه از همان فصل اول سریال به‌واسطه ضرب و زور رسانه‌ای برخی سلیقه‌ها در معرض آسیب و تهدید قرار گرفت. در تمام مدت من سعی کردم تا با یاری همکارانم، این تنش‌ها و حاشیه‌ها را که گاه به افکار عمومی ربط پیدا می‌کرد و گاه به سیاست‌های رسمی و متولیان رسمی تاریخ معاصر و قرائت‌های مسلط از تاریخ، نادیده گرفته و کار را به انجام برسانم و البته استقلال عمومی مخاطبان متنوع و متعلق به اقشار مختلف در داخل و خارج کشور، پشت و پناه و نقطه اتکای محکمی شد برای تداوم کار.

     

    فصل اول سریال شهرزاد با اعتماد، همدلی و امیدی که برانگیخت پاداش خود را گرفت. اما هم‌زمان با ازسر‌گیری فصول بعدی سریال، اثری که مباهات می‌کرد به اعتمادی که در میان مردم برانگیخته بود، ناگهان در معرض اتهام قرار گرفت.

     

    این‌بار شایعه شبهات مالی بحران ایجاد کرد. باید جواب می‌دادیم: سرمایه از کجا آمده است؟ از متولی قانون تا فعال مدنی، از چپ و از راست، از رومی روم تا زنگی زنگ، ارکستروار، هماهنگ و پرسروصدا و گسترده، منابع مالی این سریال را که مستقل بود و خارج از نهاد صداوسیما پخش می‌شد به پرسش گرفت و این‌بار با واردآوردن اتهام پول‌شویی و اختلاس، همه اعتماد عمومی را نشانه گرفت! چه باید می‌کردیم؟

     

    تن می‌دادیم به شایعه و شبهه و بازار داغ جو‌سازی و کار را تعطیل می‌کردیم؟ یا به‌رغم تهمت‌ها و افترا‌های ریزودرشت که علاوه‌بر حیثیت تهیه‌کننده سریال، آبروی من، همکار نویسنده‌ام و یکی دو نفر از بازیگران اصلی سریال را نشانه رفته بود و با امید برطرف‌شدن شبهات و شایعه‌پراکنی افرادی که با هر نیت و انگیزه توقف فیلم‌برداری شهرزاد را هدف قرار داده بودند، کار را ادامه می‌دادیم؟

     

    صدالبته نقطه قوت هنرمند، استقلال اوست و برای او همیشه این ترس و تردید وجود دارد که مبادا بازیچه دست متولیان سرمایه و قدرت‌های موازی پشت‌پرده قرار گیرد. هنرمند دلگرم است به اعتماد مردم و نمی‌تواند فقط به منافع مادی خود بیندیشد و طبیعی است که باید بداند با کمک چه سرمایه‌ای می‌تواند خلق را ممکن سازد. اگرچه در نهایت ما راه دوم را انتخاب کردیم و موازی آن، دروغ و واهی‌بودن شبهات و اتهامات نیز کاملا به اثبات رسید، اما بی‌تردید یکی از سخت‌ترین لحظات ساختن سریال شهرزاد همین انتخاب بر سر این بزنگاه بود.

     

    انتخاب میان افکار عمومی که گاه، چون کشتی بی‌لنگر است و حقیقتی که برای اثباتش باید مرام و معرفت حلم و صبوری دانست.

     

    اکنون در پایان ساخت و تولید و پخش، صحبت‌کردن از این بزنگاه‌هایی که هربار کارگردان و دیگر دست‌اندرکاران سریال شهرزاد را در برابر انتخاب‌هایی خطیر قرار می‌داد به چندین کار می‌آید؛ باید دانسته شود سریالی که موجب همدلی و هیجان و کنجکاوی نسبت به گوشه‌هایی از تاریخ معاصر در نزد مخاطبانش شده، به قیمت مدیریت چه تنش‌ها و دست‌ودل‌لرزیدن‌هایی میسر گشت.

     

    باید دانسته شود تا افکار عمومی به‌سرعت بازیچه دست متولیان ثروت و منطق قدرت نشود و برای نفرین و آفرین‌گفتن، شتاب نکند و صبوری بیاموزد و طمأنینه پیشه کند. من در سال‌های حضور در این عرصه، تنها به یمن همین اعتماد به مردم، اعتماد به روشنگری زمان و صبوری بوده است که از پا نیفتاده‌ام و مرارت‌ها را تاب آورده‌ام. اکنون در کلام آخر به نیابت از سوی یک‌به‌یک همکارانم، قدردان قدرشناسی و حسن توجه مردم عزیزی هستم که سریال شهرزاد را به‌رغم همه نقصان‌ها و کاستی‌های آن مورد حمایت و اعتماد خود قرار دادند».

    سریال شهرزاد با تمام حواشی و اتفاقاتی که درباره چگونگی ساختش؛ از تأمین هزینه‌ها و دستمزد‌های بازیگران گرفته تا بسیاری مسائل دیگر افتاد، تمام شد. فتحی در یادداشتش از احتمال ساخت فصل چهارم سریال نوشت و خبرگزاری فارس از تدارک ساخت سریالی توسط فتحی در نمایش خانگی نوشت؛ سریالی که قصه آن بر اساس رمان معروف «بامداد خمار» است و این روز‌ها فتحی با فتانه حاج‌سیدجوادی، نویسنده این کتاب، جلسات متعددی برای نگارش آن دارد. به نظر می‌رسد حوزه نمایش خانگی برای حسن فتحی به‌مراتب موفقیت‌آمیزتر بوده و باید دید پروژه آینده این کارگردان چه خواهد بود.

    بوی موفقیت آن به مشام می‌رسید
    سریال «شـهــرزاد» را جــــز در قسمت‌های اولیه دیگر دنبال نکردم، اما در جریان تداوم و سیر تحولاتش بودم. سریالی که توزیع آن به صورت غیردولتی؛ یعنی در مدیومی به‌جز تلویزیون بوده و توانسته تا این حد موفق ظاهر شود، قطعا مردم در آن چیز‌هایی دیده اند که باعث تداوم ساخت آن در سه فصل شد.

     

    در شرایطی که برخی سریال‌ها در همان فصل اول هم با افت مخاطب مواجه می‌شوند و ادامه‌دارشدنشان در فصل‌های بعدی جذابیتی ندارد، این سریال در هر سه فصل بازخورد‌های خوبی داشت. هرچند در این میان حواشی متعددی درباره سریال مطرح شد، ازجمله اینکه سرمایه‌گذاران سریال از صندوق ذخیره فرهنگیان پولی را برداشت کرده اند یا وام گرفته اند و هر چیزی که به این صورت مطرح شد و شاید یکی از دلایلی که باعث شد برای دیدن این سریال روی خوش نشان ندهم، همین موضوع بود که من هم یکی از بازنشستگان آموزش‌وپرورش هستم و کمی از این موضوع دل‌چرکین شدم، اما قطعا این سریال جذابیت‌های لازم را برای مخاطبانش داشته؛ قصه پرکششی که در بستری از تاریخ روایت شد که برای مردم نوستالژیک است و بخشی از تاریخ معاصر ایران را به تصویر کشید و به گمانم بخشی از موفقیت این سریال هم ناشی از همین فضا بود.

     

    بازی‌های خوب بازیگرانش، طراحی صحنه و لباس و… به نظرم از عناصری است که باعث موفقیت سریال شد. هرچند که شنیدم شاید این سریال در فصل چهارم هم ادامه پیدا کند که به نظرم کار بیهوده‌ای است و بهتر است که چنین قصه جذابی در اوج تمام شود، اما به نظرم باید به تلاش‌های حسن فتحی که تحصیل‌کرده تئاتر است و به‌خوبی از پس کارگردانی کار برآمده و در کنارش خانم ثمینی که درام‌نویس خوبی است، اشاره کرد که تلاش‌هایشان به نتیجه رسید و قصه‌ای نوشته شد که توانست با هر دو مخاطب خاص و عام ارتباط برقرار کند و از ابتدا بوی موفقیت آن به مشام می‌رسید.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس