استقبال از فیلم «شماره یک آماده» نشان می‌دهد که هنوز دود از کنده بلند می‌شود و استیون اسپیلبرگ ۷۲ ساله توانسته با بازگشت به ژانری که مدت‌ها از آن فاصله گرفته بود مانند همیشه تماشاگران را به سینما بکشاند و نام فیلمش را در فهرست ۱۰ فیلم پرفروش هفته گذشته قرار دهد.

     

    فیلم اسپیلبرگ که از سوی کمپانی برادران وارنر تهیه شده با نمایش در ۴۳۲۴ سالن سینما موفق به فروشی ۵۳ میلیون دلاری در سینما‌های آمریکا شد. این فیلم از پنج‌شنبه گذشته راهی اکران شد و توانست با توجه به تعطیلات عید پاک، جایگاه نخست باکس آفیس را از آن خود کند.

     

    این فیلم با فروش ۴۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلاری در سه روز پایانی هفته پیشتاز گیشه آمریکای شمالی بود. «شماره یک آماده» که با بودجه عظیم ۱۷۵ میلیون دلاری ساخته شده است در چهار روز نخست اکران در آمریکا فروشی بالاتر از ۵۳ میلیون دلار را تجربه کرد، اما موفقیت اصلی فیلم خارج از مرز‌های قاره آمریکا و در چین رقم خورد. ساخته جدید اسپیلبرگ در افتتاحیه چین به فروش ۶۱ میلیون و ۸۰۰ هزار دلاری دست پیدا کرد.

     

    پیش از این هیچ کدام از فیلم‌های کمپانی برادران وارنر در چین به این میزان فروش دست نیافته بودند. فیلم جدید اسپیلبرگ اقتباسی سینمایی از رمان ارنست کلاین درباره ماجراجویی نوجوانان در دنیایی مجازی است. در این اثر سینمایی اشارات فراوانی به دهه ۸۰ میلادی از جمله برخی از مشهورترین آثار اسپیلبرگ در آن دوران وجود دارد.

    در «شماره یک آماده» تای شرایدان نقش شخصیت اصلی داستان به نام وید واتس را بازی می‌کند. او پسر جوانی است که در دنیای یک بازی واقعیت مجازی به نام «OASIS» گیر افتاده که ساخته ذهن خلاق دانشمندی به نام جیمز هالیدی با بازی مارک رایلنس است. واتس و دوستانش تصمیم دارند چیزی را پیدا کنند که کنترل کامل بازی را به آن‌ها خواهد داد. فیلمنامه این اثر حاصل همکاری ارنست کلاین و زک پن است.

     

    اولیویا کوک، بن مندلسون، تی‌جی میلر و سایمون پگ دیگر بازیگران این اثر سینمایی هستند. این فیلم فانتزی در دنیای واقعیت مجازی با امتیاز ۷۶ درصد در سایت روتن تومیتوز روبه رو شده و در بازار بین‌المللی نیز فروشی ۱۲۸ میلیون دلاری را ثبت کرده است. در کره‌جنوبی نیز این فیلم دومین اکران اول پرفروش تاریخ آن کشور را به نام خود کرد و ۱/ ۸ میلیون دلار از نمایش در ۱۰۷۹ سالن سینما کسب کرد. در بریتانیا این فیلم ۳/ ۷ میلیون دلار از نمایش در ۱۲۵۱ سالن سینما کسب کرد و در روسیه ۱/ ۶ میلیون دلار از نمایش در ۲۷۹۳ سالن سینما به دست آورد. در فرانسه نیز این فیلم در ۷۱۹ سالن سینما به نمایش درآمد و ۶ میلیون دلار فروش کرد.

    پرفروش‌های هفته
    در هفته درخشش اثر تازه اسپیلبرگ تایلر پری هم با فیلمی تازه به پرده نقره‌ای بازگشت. او این‌بار تریلری روانشناسانه با عنوان «رنجش» را به علاقه‌مندان سینما عرضه کرده است که در آن تراجی پی. هنسن نقش زنی را بازی می‌کند که قصد دارد از همسرش انتقام بگیرد.

     

    «رنجش» در افتتاحیه ۱۷ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار فروش داشت. در این فیلم که بیشتر مخاطبانش زن بودند لیریک بنت، جزمین سایمون و کریستل استوارت نقش‌آفرینی کرده‌اند. در پایان هفته تعطیلات عید پاک سومین فیلم تازه‌وارد اکران «خدا هست: نوری در تاریکی» بود که باوجود دریافت امتیاز بالای سینمایی از تماشاگران فروش خوبی نداشت و حتی در میان ۱۰ فیلم پرفروش گیشه جای نگرفت. این اثر سینمایی در بیش از یک هزار و ۶۰۰ سالن سینما اکران شد و به فروش ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار دلاری اکتفا کرد.

    به نظر می‌رسد که علاقه‌مندان آثار با تم مذهبی هفته گذشته هم ترجیح دادند به تماشای فیلم «فقط می‌توانم تصور کنم» بروند تا این فیلم در سومین هفته اکران نیز فروش ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار دلاری را تجربه کند. فروش این فیلم کم هزینه در آمریکای شمالی از مرز ۵۵ میلیون دلار عبور کرده است. «فقط می‌توانم تصور کنم» چهارمین فیلم پرفروش هفته گذشته بود. هفته پیش جایگاه سوم پرفروش‌های گیشه در اختیار «پلنگ سیاه» بود که مدت‌ها پس از آغاز اکران همچنان پرتماشاگر است و در هفتمین هفته اکران هم ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار فروش داشت.

     

    فروش جهانی این اثر متفاوت ابرقهرمانی به بیش از یک میلیارد و ۲۷۳ میلیون دلار رسیده است. به این ترتیب «پلنگ سیاه» رکورد فروش یک میلیارد و ۲۶۴ میلیون دلاری فیلم «دیو و دلبر» را هم شکست. در این میان بازنده اصلی فیلم «حاشیه اقیانوس آرام: طغیان» بود که نسبت به هفته نخست اکران ۶۷ درصد کمتر فروش داشت و در سه روز پایانی هفته به فروش ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار دلاری دست یافت. فروش جهانی این اثر سینمایی پرهزینه تا اینجای کار به ۲۳۱ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار رسیده است.

    این مطلب از وبسایت آپ موزیک ریپوتاژ گردیده و فقط و فقط جهت اطلاع رسانی منتشر شده است.

    دانلود آهنگ حمید عسکری به عشق تو

    ترانه زیبای به عشق تو ( آلبوم کما 3 ) با صدای حمید عسکری ♫ با تکست دو کیفیت عالی

    Exclusive Song: Hamid Askari – “Be Eshghe To” With Text And Direct Links In UpMusic

    … جهت تکمیل آرشیو …

    jhjh دانلود آهنگ حمید عسکری به عشق تو

    متن آهنگ به عشق تو حمید عسکری

    ♪♪♫♫♪♪♯

    من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم و
    ♪♪♫♫♪♪♯فقط معنی عشق رو تو چشم تو میخونم و ♪♪♫♫♪♪♯

    UpMusicTag دانلود آهنگ حمید عسکری به عشق تو

    ♪♪♫♫♪♪♯زندگی بی تو هرگز به عشق عشق تو زنده ام و عشق تو واسم همه چیزم و نبودن تو واسم مرگه ♪♪♫♫♪♪♯
    من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم و فقط معنی عشق رو تو چشم تو میخونم و زندگی بی تو هرگز
    همه ی دنیا رو گشتم تا تو رو پیدا کنم تو نباشی نمیشه عشقی دیگه پیدا کنم
    پس ازم نگیر نگاتو پس نگیر ازم صداتو جونمو میدم برا تو میمیرم
    به عشق عشق تو زنده ام و عشق تو واسم همه چیزم و نبودن تو واسم مرگه
    ♪♪♫♫♪♪♯من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم و ♪♪♫♫♪♪♯

    UpMusicTag دانلود آهنگ حمید عسکری به عشق تو
    ♪♪♫♫♪♪♯فقط معنی عشق رو تو چشم تو میخونم و زندگی بی تو هرگز ♪♪♫♫♪♪♯
    به عشق عشق تو زنده ام و عشق تو واسم همه چیزم و نبودن تو واسم مرگه
    من به جز عشق تو عشقی رو عشق نمیدونم و فقط معنی عشق رو تو چشم تو میخونم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    حمید عسکری به عشق تو

    منبع : دانلود آهنگ حمید عسکری به عشق تو

    ال۲۰۰ یکی از محبوب ترین محصولات میتسوبیشی در بازارهای جهانی است که سالانه فروشی بالغ بر ۱۰۰ هزار دستگاه داشته و در اروپا، آسیای شرقی، خاورمیانه و آمریکا طرفداران خاص خود را دارد. این محصول از سال ۲۰۱۴ در بازار حضور داشته و رقیب مستقیم فورد رنجر، تویوتا هایلوکس و فولکس واگن آماروک است.

    ایرسا| هنوز چند هفته از فیس‌لیفت مدل هایلوکس، وانت‌بار محبوب تویوتا نگذشته که رقیب دیرینه یعنی میتسوبیشی برای عقب نماندن از کارزار رقابت دست به تحول ظاهری در وانت تریتون زده است. وبسایت استرالیایی کارادوایس فاش کرده میتسوبیشی در تدارک معرفی فیس‌لیفت ۲۰۱۹ وانت‌بار ال۲۰۰ است. تصاویری که جاسوسان صنعتی از خودروی جدید و در حال آزمایش میتسوبیشی شکار کرده‌اند نشان می‌دهد ال۲۰۰/ تریتون جدید در فرم جلوپنجره به محصولاتی نظیر اکسپندر و اکلیپس‌کراس شباهت یافته و جذاب‌تر از همیشه شده است.

    میتسوبیشی ال200 فیس‌لیفت می‌‍‌شود
    به گزارش ایرسا، از آنجا که وانت ال۲۰۰ طرحی قدیمی و به نسبت از مد افتاده دارد، میتسوبیشی سعی کرده دماغه این خودرو را به کل تغییر دهد. ازینرو سپر جلو، آینه و رینگ‌ها، ورودی‌های هوا و طرح رینگ‌ها تغییر یافته و با نمونه‌های بهتری عوض شده است. چیزی که از ظاهر خودرو زیر پوشش استتاری مشخص است، سپری مشابه محصولات نوین میتسوبیشی بوده که از خطوطی تیز، مه‌شکن بزرگ، جلوپنجره کروم‌کاری شده و چراغ‌هایی تیز و باریک سود می‌برد.

    میتسوبیشی ال200 فیس‌لیفت می‌‍‌شود
    تریتون/ ال۲۰۰ یکی از محبوب ترین محصولات میتسوبیشی در بازارهای جهانی است که سالانه فروشی بالغ بر ۱۰۰ هزار دستگاه داشته و در اروپا، آسیای شرقی، خاورمیانه و آمریکا طرفداران خاص خود را دارد. این محصول از سال ۲۰۱۴ در بازار حضور داشته و رقیب مستقیم فورد رنجر، تویوتا هایلوکس و فولکس واگن آماروک است.

    میتسوبیشی ال200 فیس‌لیفت می‌‍‌شود

    نماینده وطنی محصولات میتسوبیشی مدت‌هاست در نظر دارد این وانت‌بار پرفروش و محبوب را وارد بازار ایران کند اما به دلیل مسئله حجم موتور و ممنوعیت خودروهای با حجم موتور بالاتر از ۲۵۰۰ سی‌سی، فعلا ورود این خودرو به کشور در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    15 عکس مدل کیف مجلسی 2018 97

    برای شما در این مطلب از سایت نازشو ۱۵ عکس مدل کیف مجلسی ۲۰۱۸ ۹۷ را گلچین کردیم و منتشر کردیم. بسیاری نیز در خرید کیف سخت گیر هستند و خانم های بیشتر در انتخاب مدل کیف ها دچار مشکل می شوند ما در این مطلب انواع مدل های جدید کیف مجلسی دخترانه و زنانه را نیز برای شما قرار دادیم تا انتخاب را برای شما آسان تر کنیم این مدل های کیف مجلسی ۲۰۱۸ را می توانید در بازار پیدا کنید در ادامه نیز این عکس ها را مشاهده کنید.

    مدل کیف مجلسی 2018

    عکس مدل کیف دخترانه جدید ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    عکس جدید مدل کیف های مجلسی دخترانه و زنانه سال ۹۷ ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    طرح و مدل های ساده کیف دخترانه

    مدل کیف مجلسی 2018

    جدیدترین کیف های سال ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    کیف مجلسی دخترانه ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    عکس طرح جدید مدل های کیف

    مدل کیف مجلسی 2018

    عکس های جدید کیف مجلسی زنانه و دخترانه ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    کیف های طرح سنتی زیبا و شیک برای مجالس

    مدل کیف مجلسی 2018

    طرح های لاکچری مدل کیف ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    شیک ترین و زیباترین مدل کیف مجلسی ۲۰۱۸ را در سایت نازشو نیز مشاهده می کنید

    مدل کیف مجلسی 2018

    مدل کیف ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

    طرح های جدید مدل زیبا کیف ۹۷ ۲۰۱۸

    مدل کیف مجلسی 2018

     

    خوشگلترین طرح های مدل کیف دخترانه را در سایت نازشو مشاهده می کنید.

    مدل کیف مجلسی 2018

    کیف های زیبا با رنگ های مختلف و جدید

    مدل کیف مجلسی 2018

    انواع مدل کیف دخترانه و زنانه مجلسی سال ۲۰۱۸ را مشاهده کردید.

    به گزارش مجله اینترنتی ایرسا؛  شاید شما هم در دبستان و مدرسه، مورد ظلم افراد زورگو واقع شده داشته باشید؛ هم‌کلاسی‌های زورگویی که تغذیه‌ی شما را به‌زور می‌خوردند و … اما هیچ فکر کرده‌اید که همان دوستان قلدر و زورگو اکنون چه رفتاری دارند؟ اگر خدای نکرده هنوز اصلاح نشده‌اند، چگونه به رفتارهای قلدرمآبانه‌شان ادامه می‌دهند؟

    مشکل بسیار وخیم و ناراحت‌کننده درباره‌ی کسانی که در بزرگسالی نیز به زورگویی خود ادامه می‌دهند، این است که قلدری و زورگویی‌شان به‌شکلی مخفی و زیرپوستی پیش می‌رود. آنها مخفیانه و به‌صورت نامحسوس همچنان در حال آزار رساندن به دیگران هستند. متأسفانه چنین شخصیت‌هایی گاهی در مقام رئیس و مدیر شما ظاهر می‌شوند و آرامش‌تان را مخدوش می‌کنند.

    افراد زورگو چه رفتارهایی دارند؟

    افراد زورگو معمولا در بزرگسالی در جایگاه قدرت، سایرین را آزار می‌دهند. آنها با سوءاستفاده از قدرت و جایگاه‌شان، زیردستان را با قلدری و زورگویی تحت فشار قرار می‌دهند و قربانیان که دست‌شان از حربه‌ی قدرت کوتاه است، محکوم به پذیرش رفتارهای آنها می‌شوند.


    بیشتربخوانید : چگونه کارایی خود را در محل کار را افزایش دهیم؟


    این رفتارها فقط محدود به افراد زورگو در محل کار نیست. مثلا بعضی از آشنایان و دوروبَری‌های شما با این بهانه که فکر می‌کنند به شما برنمی‌خورد یا تحمل‌تان زیاد است، فراتر از مرز ادب با شما شوخی می‌کنند یا آن‌طور که باید، رفتارهایشان را در برخورد با شما نمی‌سنجند. از آنجایی که دوران بزرگسالی بیشتر در محل کار سپری می‌شود، تجربه‌ی برخورد با افراد زورگو در این سنین معمولا در محل کار به‌وقوع می‌پیوندد.

    نمونه‌هایی از رفتارهای افراد زورگو که به شکل نامحسوس‌تری بروز می‌یابد، از این قرار است:

    دیگران را نادیده می‌گیرند

    نادیده گرفتن دیگران، یکی از مصداق‌های رفتار افراد زورگو در بزرگسالی است. مثلا افراد زورگو به شما محل نمی‌گذارند، تمام تلاش‌هایتان برای برقراری ارتباط مانند تماس‌های تلفنی و پیام‌های شما را نادیده می‌گیرند. به عبارت دیگر چراغ رابطه را خاموش نگه می‌دارند. وقتی صحبت می‌کنید میان حرف‌تان می‌پرند، اگر تقاضای کمک کنید، به شما بی‌توجهی می‌کنند و شما را در برنامه‌های کاری شرکت نمی‌دهند. اسم این رفتارها اگر زور نیست، پس چیست؟

    به دیگران بی‌احترامی می‌کنند

    افراد زورگو برای وقت شما ارزشی قائل نیستند. آنها دیر به قرار ملاقات‌هایشان می‌رسند، رسیدگی به کار شما را در آخرین اولویت ممکن قرار می‌دهند و وقتی صحبت می‌کنید، از قصد حرف‌تان را قطع و به شما بی‌احترامی می‌کنند.

    در کارها سنگ‌اندازی می‌کنند

    این مورد به شکل خراب کردن ایده‌ها و پروژه‌های شما، نادیده گرفتن نتایج خوب کارهایتان، تحمیل دردسر و مشکل و به‌طورکلی تأیید نکردن و مخالفت با شما در رفتار افراد زورگو نمود می‌یابد. افراد زورگو به شکل‌های دیگری نیز قلدرمآبی‌های خبیثانه‌ی خود را ادامه می‌دهند. مثلا شما را در برابر جمع تحقیر و ضایع می‌کنند، شما را دست می‌اندازند، سرکارتان می‌گذارند، شایعه‌هایی غیرواقعی درباره‌تان ترتیب می‌دهند و حتی در مواردی آزارهای جنسی می‌رسانند.

    در هرحال آنچه که در ارتباط با این افراد زورگو رخ می‌دهد، مأیوس‌کننده است. واقعا ناراحت‌کننده است که فردی بزرگسال نمی‌تواند رفتار درستی از خود نشان بدهد. متخصصان و مشاورین بنابر تجربه‌شان می‌گویند بیشتر افراد زورگو مشکلاتی اساسی در زمینه‌ی احساس عدم امنیت دارند. این افراد معمولا به‌اندازه‌ی کافی موردتوجه قرار نگرفته‌اند یا توانایی‌هایشان آن‌طور که باید، جدی گرفته نشده است. در گذشته مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند و به همین دلیل اکنون سعی می‌کنند عقده‌های فروخورده‌ی خود را با تلافی رفتارهای بدی که با آنها شده‌ است، بیرون بریزند.

    چرا قلدرها به دیگران زور می‌گویند؟!

    دانستن ریشه‌ی مشکلات افراد زورگو به شما کمک می‌کند که ضمن حفاظت از خود در مقابل آزار آنها، شیوه‌ی درستِ حل مشکل یا برخورد با آن را پیدا کنید. در درجه‌ی اول باید به خود گوشزد کنید که مرتکب هیچ خطا و اشتباهی نشده‌اید و رفتاری که افراد زورگو با شما دارند، در شأن‌تان نیست.

    افراد زورگو به‌دنبال قدرت و کنترل دیگران هستند، زیرا در زندگی شخصی‌شان کمبودهایی در این زمینه احساس می‌کنند. مثلا:

    آنها احساس می‌کنند که در محل کار، آنچنان که باید و شاید از اعتبار برخوردار نیستند و در عوض شما را در جایگاه خوبی می‌بینند پس درصدد خرابکاری و مخدوش کردن اعتبار شما برمی‌آیند.
    آنها معمولا به خانواده، خانه و زندگی شما حسادت می‌ورزند. افراد زورگو دوست دارند که در جایگاه شما باشند و همان روابطی را تجربه کنند که شما دارید.

    افراد زورگو به توانایی و هوش شما حسادت می‌کنند. آنها از اینکه ببینند شما پیشرفت می‌کنید و خودشان در مهلکه‌ی شکست اسیر شده‌اند، به‌شدت ناراحت می‌شوند.

    سازوکار رفتاری افراد زورگو دقیقا مشابه قلدربازی‌های کودکانه‌ی افراد در مدرسه است. در کودکی، حسادت افراد زورگو نسبت به شرایط زندگی دیگران، استعدادها و توانایی‌هایشان، آنها را به ایرسا‌های منفی وا می‌دارد. این افراد برای تخلیه‌ی فشارها و ناراحتی‌هایشان، از دیگران استفاده می‌کنند و فکر می‌کنند که تاوان شکست‌ها و مشکلات آنها را شما باید بدهید.

    افراد زورگو حتی اگر به موفقیت هم دست یابند، هم‌چنان عقده‌هایشان را به دوش می‌کشند و در تلاش هستند دیگران را زخمی کنند و از این راه دردهای گذشته‌ی خود را التیام ببخشند.

    نحوه رفتار درست با زورگوها

    ۱. از آنها فاصله بگیرید
    اکنون دیگر بزرگ شده‌اید و تنها راه‌حل شما در مواجهه با افراد زورگو، صدا زدن معلم و گلایه و شکایت نیست. حالا شما اختیار زمان و معاشرت‌های خود را دارید. لازم نیست قلدری و زورگویی دیگران یا شرایط نامطلوبی را که برای‌تان به‌وجود آمده است، تحمل کنید.

    شما درخت نیستید، می‌توانید با اختیار و اراده‌ی خود، جایی را که دوست ندارید ترک کنید. می‌توانید مسیر خود را از افراد این‌چنینی جدا کنید. این روش برای کسانی که جرئت و توان کافی برای برخورد مستقیم با افراد زورگو را ندارند، مناسب است.

    مثلا در محل کار، میزتان را از افراد زورگو جدا کنید یا در پروژه‌هایی که آنها حضور دارند، مشارکت نکنید. این روش یک استراتژی پرهیز و دوری است. قطعا روش‌های دیگری نیز وجود دارد اما با این استراتژی می‌توانید خود را از قلدربازی‌ها دور نگه دارید و آرامش داشته باشید.

    ۲. نقش قربانی را بازی نکنید
    افراد زورگو همواره به‌دنبال افراد ضعیف و آسیب‌پذیر می‌گردند تا با زورگویی بتوانند از آنها سوءاستفاده کنند. مثلا تمایل دارند به‌سراغ کسانی بروند که درباره‌ی ظاهر خودشان اعتماد به نفس کافی ندارند و به نقاط ضعف آنها حمله می‌کنند. یا در مواردی نیز به‌سراغ افراد شاخص می‌روند تا از این طریق برای خود اعتبار و اعتماد به نفس فراهم کنند و در ضمن دیگران نیز حساب کار دست‌شان بیاید.

    افراد زورگو به‌دنبال قربانی‌هایی می‌گردند که آنها را با ناراحت شدن و آسیب دیدن به هدف می‌رسانند. اگر زخم‌زبان‌ها یا آزارهای افراد زورگو بر شما اثری نداشته باشد، آنها به هدف‌ خود نمی‌رسند و شما از جایگاه قربانی خارج می‌شوید. پس:

    برای مواجهه با افرادی که شما را مورد تمسخر قرار می‌دهند باید راهکارهای برخورد با تمسخر دیگران را یاد بگیرید، خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید و سریع عصبانی نشوید. آنها را همراهی و تظاهر کنید حرفی که زده‌اند، برای شما کوچک‌ترین اهمیتی نداشته است.
    اگر کسی با نیش و کنایه از شما تعریف کرد، اصلا به روی خودتان نیاورید و فقط تشکر کنید به‌شیوه‌ای که تیرش به هدف نخورد.
    اگر کسی به شما بی‌ادبی و اهانت کرد، طوری رفتار کنید که گویی چیزی نشنیده‌اید و او را نادیده بگیرید.
    اگر کسی مدام از اشتباهی که قبلا مرتکب شده‌اید، صحبت می‌کند و سعی دارد روحیه‌تان را تخریب کند، به‌هیچ‌عنوان ایرسا نشان ندهید و به او بگویید که این موضوع دیگر برای‌تان کوچک‌ترین اهمیتی ندارد.
    وقتی گاف یا سوتی می‌دهید، خونسردی خودتان را حفظ کنید و بهانه دست افراد قلدر و زورگو ندهید.
    با این روش‌ها می‌توانید توطئه‌های افراد زورگو را خنثی کنید و قربانی نشوید. افراد زورگو فقط در پیِ این هستند که شما را عصبانی کنند و حرص‌تان را دربیاورند. این افراد هرقدر کله‌شق‌تر و پرخاشگرتر باشند، کنترل‌شان ساده‌تر می‌شود. هرگاه متوجه شُدید شخصی قلدر و زورگوست، از او دوری کنید تا طعمه‌ی چنین فردی نشوید. وقتی سرسختی به‌خرج بدهید و در تله‌ی او اسیر نشوید، برنامه و همت شخص زورگو برای آزار و اذیت شما از دست می‌رود

    گاهی در مقابل آنها بایستید
    گاهی‌اوقات، واقعا لازم است در برابر افراد زورگو بایستید و با آنها مقابله کنید. منظور از مقابله، دعوای فیزیکی نیست، می‌توانید با گفتارتان در برابر چنین افرادی مقاومت نشان بدهید. این دسته از افراد معمولا انتظار برخوردهای سرسختانه را ندارند. با آنها گفت‌وگو کنید و به آنها نشان بدهید که آنچه در قبال دیگران انجام می‌دهند، زورگویی است؛ زورگویی در حق کسانی که مرتکب اشتباهی نشده‌اند. با این حرف‌ها سعی کنید آنها را متوجه رفتار زشت‌شان کنید تا در جایگاهی قرار بگیرند که مجبور به دفاع از حرکات و رفتارهای خود بشوند. بیشتر افراد زورگو در مواجهه با این برخورد، جا می‌زنند و عقب‌نشینی می‌کنند. باید مطمئن بشوید که شیوه‌ی صحبت کردن‌تان درست است.

    برای مواجهه با افراد زورگو آمادگی لازم را کسب کنید. باید حرف‌هایتان را واضح بیان کنید. اگر از قبل بدانید چه باید بگویید، کارتان راحت‌تر می‌شود و در طول بحث دچار اضطراب نخواهید شد.
    به آنها حمله نکنید. سعی کنید مطمئن و آرام با افراد زورگو بحث کنید. اگر نتوانید محکم و مطمئن حرف بزنید، توپ به زمین شما می‌افتد و آنها دوباره قدرتمند می‌شوند. از احساسی شدن و تحت تأثیر قرار گرفتن نیز بپرهیزید.
    کلی‌گویی نکنید. نباید به این افراد بگویید که «دست از سرم بردار» یا «این‌قدر زور نگو». شفاف صحبت کنید و دقیق بگویید چه چیزی شما را رنجانده است.

    ۴. از دیگران کمک بخواهید
    باید اوضاع را به‌خوبی بررسی کنید. بعضی وقت‌ها لازم نیست که برای مقابله با افراد زورگو از کمک دیگران بهره ببرید. چون گاهی زورگویی و قلدری در چشم دیگران بی‌اهمیت و حتی خنده‌دار است. در این مواقع بهتر است تنها به میدان بحث بروید. اما در مواردی که آزار جدی‌تر است، مواجهه با زورگویی توان و اقدامات جدی می‌طلبد. در این موقعیت‌ها غرور و خجالت را کنار بگذارید و از دیگران کمک بگیرید. بعضی از موارد زورگویی توأم با آسیب‌های فیزیکی و خطرناک است. در این صورت باید با مراجع ذی‌ربط هماهنگی‌های لازم را انجام بدهید و مسئله را به شکل قانونی پیگیری کنید.

    در محل کار نیز باید حواس‌تان جمع باشد. تحمل محیط کار بی رحم و پُرخطر، مشکل و نوعی زورگویی است که باید با اطلاع به مراجع قانونی آن را پیگیری کنید. منابع انسانی در هر سازمان و شرکتی، سیاست‌ها و اقداماتی برای مقابله با وضعیت‌های این‌چنینی طراحی می‌کنند.

    اصلا از مطرح کردن مشکل خود با دیگران و کمک گرفتن از آنها خجالت نکشید و شرم‌سار نباشید. در ابتدا سعی کنید موضوع را خودتان حل کنید، ولی اگر نشد کمک بخواهید و با قدرت بیشتری به جنگ افراد زورگو بروید.

    برای دریافت کمک از منابع انسانی یا سایر مراجع باید به‌اندازه‌ی کافی شواهد و مستندات ارائه کنید. مصادیق زورگویی را به‌طور شفاف مشخص کنید و اگر شاهدی برای گفته‌هایتان نداشتید، سعی کنید دفعه‌ی بعد که با فرد زورگو مواجه می‌شوید، افرادی را به‌عنوان شاهد در کنار خود داشته باشید.

    منبع : الو دکتر

    انتهای پیام/

    شکست‌ها و «فتوحات گلشیری»

     

    نمایش «فتوحات گلشیری» بیش از آنکه اقتباس باشد، نوعی از مخاطره و مواجهه است؛ روایتی مبتنی بر تقطیع، گزینش و کولاژ. سودای ساختن کلیتی از اجزای پراکنده که از قضا ناممکن به‌نظر می‌آید.

     

    گزینشی از داستان‌های کوتاه هوشنگ گلشیری که عنوان پرطمطراق «فتوحات» را بر تارک خود نشان کرده؛ گلشیری همچون فیگور تابناک جمهور جهانی ادبیات. باید دانست که هر نوع تقطیع و گزینش، همراه است با غریب‌سازی و تمنای معاصرشدن.

     

    کنشی که می‌تواند انقلابی یا حتی توریستی باشد. فتوحات بر انقلابی‌بودن اشاره دارد و آرایش یک ماشین جنگی را دارد. گو اینکه این ماشین جنگی، با مکانیسم‌هایی که اتخاذ می‌کند در نهایت اذعان به ناتوانی و شکست هم هست در به صحنه‌آوردن جهان گلشیریایی.

     

    داستان‌های کوتاه گلشیری به مانند هر اثر ادبی قابل اعتنا، خودآیین و درون‌ماندگارند و در برابر وسوسه اقتباس، مقاومت نشان می‌دهند. متونی که به روایت سرراست و استاندارد این سال‌ها در جذب مخاطب جواب منفی می‌دهند.

     

    از این منظر «فتوحات گلشیری» حتی نسبت به «شازده احتجاب» فرمان‌آرا، رویکرد رادیکال‌تری دارد و بیش از آنکه بازنمایی کند، به تخطی مشغول است. فتوحات اعترافی است به عظمت داستان‌های کوتاه گلشیری و توأمان شورشی است فرمال بر علیه منطق درونی آن. پسران علیه پدران.

     

    خود گلشیری در مقدمه بر کتاب «نیمه تاریک ماه» متذکر شده که «راه ساده بلوغ اینجا البته پدرکشی است». همان که فتوحات مشغول آن است و رسیدن به بلوغ. رضا براهنی در کتاب «رویای بیدار»، جهان گلشیری را به نقد کشیده و در «گلشیری و شگرد نو در روایت» به این امر اشاره دارد که چگونه «گلشیری در داستان کوتاه، به ایجاز وقوف کامل دارد»، اما بعد از شازده احتجاب تا به امروز، در همه داستان‌ها، به استثنای معصوم پنجم، زبان داستان‌ها، به عوض تکثر به همان زبان گلشیری نوشته و گرفتار نوعی از استبداد است.

     

    شاید فتوحات در این نقب‌زدن‌ها در پی آن است که زبان گلشیری را در ساحتی دیگر اجرا کند تا بیش از پیش گشوده شود به لحن و قرائت تازه.

     

    در این چالش است که حتی صدای خود گلشیری در خوانش داستان «زندانی باغان» در ابتدا و انتهای نمایش اهمیت می‌یابد. اینکه گلشیری هم در نهایت بهترین خوانش‌گر داستان خود نیست و در حال زورآزمایی با آن. فتوحات، تدارک فتح قله‌هایی است که گلشیری برای ما تدارک دیده و خود نیز در این صعود، یکی از صعودکنندگان است.

     

    این تنشی است که شخصیت‌های نمایش گرفتارش می‌شوند و عاجزانه و خشمگین فریاد می‌زنند. همان لحظه ناب خشم و عجز که شخصیت‌ها به نام کوچک واقعی بازیگر خطاب می‌شوند که رها کنند این قرائت‌کردن را. خصلت کولاژگونه نمایش رخصت می‌دهد که اشیا با سیالیت، بر صحنه حاضر شده و یادآور نقاط آجیدن هر یک از داستان‌ها باشند.

     

    اشیائی، چون عینک آفتابی، سه تلفن با سیم بلند، لباس اشقیا در تعزیه به‌همراه شمشیر و کلاه‌خود، چکمه سیاه بلند، صندلی و میکروفون. اشیا از زیست اجتماعی خود مدام تهی می‌شوند و تا در جایی دیگر کارکردی یکسره متفاوت بیابند. تکنیک کولاژ در تمام سطوح روایی و اجرایی، به مرکززدایی از اجرا و احتمالا دموکراتیک‌شدن آن منتهی می‌شود.

     

    اجرا آن‌چنان تأکیدی بر جنسیت بازیگران ندارد و اغلب تمایز جنسیتی را پس می‌زند یا تقلیل می‌دهد. برای همین است که نقش مردان را گاه زنان اجرا می‌کنند. فتوحات قطعات مجزا را با نوعی از اضطرار گزینش کرده و بار دیگر مفصل‌بندی می‌کند.

     

    فتوحات روایت کنش و ایرسا مردان و زنانی است به وضعیت سیاسی و اجتماعی دوران معاصر خود. دورانی پرچالش میان قدیم و جدید. از همین منظر است که می‌توان طراحی صحنه را یادآور تلفیق فضای داخلی و خارجی این سال‌ها دانست که چگونه گرفتار کهنه و نو بود. فضایی که اغلب گوشه و کنارش، از دیدرس عده‌ای از تماشاگران خارج است و پله‌هایش، متبادرکننده اتصال سطوح و فضا‌های متضاد.

     

    کافیست به بالا و پایین رفتن مداوم شخصیت‌ها بر پله‌ها توجه کنیم که میانجی رفتن از صحنه‌ای به صحنه دیگر است. طراحی لباس هم بر همین تضاد و ترکیب نو و کهنه تأکید دارد و یادآور تنش‌های حل‌ناشدنی این زمانه است.‌

    می‌توان دراماتورژی مجتبی کریمی و کارگردانی یوسف باپیری را، قدم‌زدن در وادی ناشناخته‌ای دانست که شکست و پیروزی در آن به یک اندازه مخاطره‌انگیز و لذت‌بخش است.

     

    از جاکندن تکه‌هایی از جهان گلشیریایی و روایت کولاژگونه از آن. فتوحات بیش از آنکه بر ظفرمندی‌ها چشم بدوزد بهتر آن است که بر شکست‌ها و ناممکنی‌ها شهادت دهد. چراکه مخاطبان را در تجربه اجرایی مشارکت می‌دهد که چندان آزموده نشده و بکر است و همچنان مستعد کمال و رستگاری بیشتر.

     

    تجربه‌ای که چندان در قید مناسبات مادی این روز‌های تولید تئاتر نیست و جاه‌طلبانه، فرم و بیان خود را جست‌وجو می‌کند. گنگی نمایش و سخت‌فهم‌شدن آن، اشارتی است به ناتمامی شکل و استراتژی. اینکه بهتر آن است که تجربه تا انتها پی گرفته شود و روح زمانه ما را نترساند. غیر از این باید دانست که سرمایه، فتوحات را رام و در منطق درونی خود هضم خواهد کرد.

    در صورتی که آمار تولید رسمی سال ۹۶ منتشر شود و مدیران خودرو به عنوان پرتیراژترین خودروساز خصوصی کشور معرفی گردد، شاهد آن خواهیم بود که برای دومین سال پیاپی این خودروساز خصوصی رقیب سرسخت خود را، یعنی کرمان موتور، پشت سر گذاشته است.

    هنوز به صورت رسمی آمار تولید تجمیعی خودروسازان برای سال ۱۳۹۶ منتشر نشده و تنها آمار رسمی برای تولید یازده ماهه سال گذشته است اما به نظر می‌رسد شانس یک شرکت برای رسیدن به عنوان بزرگترین خودروساز خصوصی کشور بالاتر از بقیه باشد.

     بزرگترین خودروساز خصوصی ایران کیست؟

    طبق این آمار به احتمال بسیار زیاد در سال ۱۳۹۶، بزرگترین و پرتیراژترین خودروساز خصوصی کشور شرکت مدیران خودرو خواهد بود که در حال حاضر تولید محصولات ام وی ام و چری را در سایت منطقه ویژه ارگ جدید بم انجام می دهد. این شرکت خودروساز در یازده ماهه اول سال گذشته ۶۵ هزار و ۳۶۹ دستگاه خودرو تولید کرده که به نسبت دوره مشابه سال ۹۵، ۳۲٫۸ درصد رشد را تجربه کرده است.

    بزرگترین خودروساز خصوصی ایران کیست؟
    در صورتی که آمار تولید رسمی سال ۹۶ منتشر شود و مدیران خودرو به عنوان پرتیراژترین خودروساز خصوصی کشور معرفی گردد، شاهد آن خواهیم بود که برای دومین سال پیاپی این خودروساز خصوصی رقیب سرسخت خود را، یعنی کرمان موتور، پشت سر گذاشته است. در سال ۱۳۹۴ شرکت کرمان موتور به عنوان بزرگترین خودروساز خصوصی کشور شناخته می شد و در حال حاضر به عنوان دومین خودروساز خصوصی فعالیت خود را ادامه می دهد.

     

     

    منبع : اسب بخار

    15 تا اسم پسر جدید و امروزی 97

    اسم پسر جدید و امروزی ۹۷

    با سلام بعد از اینکه مطلب ۲۵ تا از جدیدترین اسم دختر سال ۹۷ منتشر کردیم بسیاری منتظر این بودند که اسم های جدید پسر هم نیز برای شما قرار دهیم که به قول خود نیز در این باره عمل کردیم و برای شما نیز اسم پسر جدید و امروزی ۹۷ را قرار دادیم که در آن قرار است که کلی اسم جدید و جذاب ایرانی به شما معرفی کنیم که اگر دنبال اسم های جدید میگردید حتما به شما کمک خواهد کرد. تا جایی که ممکن بوده ما سعی می کنیم اسم ها را با معنی های مختلفی که دارد برای شما قرار دهیم چون بسیاری به معنی اسم که می خواهند برای فرزند خود بگذارند حساس هستند و واقعا هم نکته مهمی است که ما سعی کردیم در این مطلب نیز رعایت کنیم همراه ما باشید.

    1. آرشان
      به معنی عاقل و دانا همچنین این اسم نام یکی پسران اردشیر دوم پاده شاه هخامنشی نیز بود.
    2. کیاراد
      به معنی سلطان جوانمرد
    3. یارا
      به معنی توان ، جسارت ، قدرت ، یار ، نیرومند نیز می باشد
    4. آرتام
      به معنی دارای نیروی راستی این نام نیز ریشه ترکی آذری نیز دارد.
    5. ویهان
      به معنی نیکان و همچنین نام سرداران دیلمی
    6. یارتا
      به معنی همتای یار ، همچون یار
    7. مهربد
      به معنی مهربان ، با محبت ، درای روشنی همچون خورشید
    8. دادیار
      به معنی حامی قانون و مجری عدالت و همچنین این اسم ریشه کردی – فارسی نیز دارد.
    9. هامین
      به معنی تابستان
    10. رایبد
      به معنی حکیم ، دانا و ….
    11. آرسین
      به معنی پسر آریایی
    12. مهدیار
      ترکیب مهدی + یار
    13. دانیار
      به معنی بخشنده این اسم ریشه کردی نیز دارد.
    14. رادمان
      به معنی رادمنش ، سخاوتمند همچنین این نام از یکی از شخصیت های شاهنامه و یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی هم بوده است.
    15. کارن
      به معنی شجاع و دلیر و همچنین نام فرزند کاوه آهنگر و نام یکی از سرداران دوره اشکانی هم نیز می باشد.

    به گزارش مجله اینترنتی ایرسا؛ حقیقت آن است که بسیاری از ما به وجود خورشید بی اهمیت هستیم، آنچنان که حتی در روزهای ابری و بارانی هم می دانیم جایی در بالای سر ما است و به زودی دوباره آن را خواهیم دید. اما آیا حقیقتا می دانیم که خورشید تا چه حد برای سلامت بدن ما اهمیت دارد؟

    ۱- به خطر افتادن سلامت قلبی
    عدم دریافت نور خورشید به معنی آن است که بدن قادر به تولید ویتامین دی نخواهد بود. این ویتامین نقش مهمی در جلوگیری از بیماری های قلبی دارد. به علاوه، پرتوهای فرابنفش نور خورشید فشار خون را تنظیم می کنند. بنابراین بدون وجود نور خورشید، بیشتر در معرض بیماری های قلبی-عروقی قرار می گیریم.

    suis je - ندیدن رنگ خورشید چه بلایی سر انسان می‌آورد؟

    ۲- کاهش احتمال بارداری
    بدون نور خورشید، هورمون ملاتونین (تنظیم کننده ی خواب و بیداری) به میزان بیشتری در بدن زنان تولید خواهد شد. این هورمون قدرت باروری را کاهش می دهد و به این ترتیب احتمال بچه دار شدن پایین می آید. به علاوه، زنانی که کمتر در معرض نور خورشید هستند در مقایسه با زنانی که نور خورشید را دریافت می کنند زودتر دچار یائسگی می شوند.

    333 - ندیدن رنگ خورشید چه بلایی سر انسان می‌آورد؟

    ۳- اختلال در سیستم عصبی
    تحقیقات بیان می کند کودکانی که به میزان کافی نور خورشید دریافت نمی کنند، در زمان بزرگسالی خطر ابتلا به بیماری ام اس در آن ها بیشتر است. این بیماری باعث اختلال در سیستم عصبی مرکزی می شود.

    4 39 - ندیدن رنگ خورشید چه بلایی سر انسان می‌آورد؟

    ۴- دردهای بدنی
    بدون وجود نور خورشید، باید خود را برای دردهای بیشتری در سرتاسر بدن مان آماده کنیم. نور خورشید به گرم شدن ماهیچه های بدن کمک می کند و دردهای ناشی از مشکلات التهابی مثل آرتروز را کاهش می دهد.

    ۵- احساس افسردگی
    بدون دریافت نور خورشید بدن هورمون سروتونین (هورمون شادی) را به میزان کمتری تولید خواهد کرد. اگرچه راه های دیگری هم برای شاد کردن خود وجود دارد اما دریافت همیشگی نور خورشید ساده ترین و طبیعی ترین شیوه است، به ویژه اگر با انجام ورزش همراه باشد.

    ۶- تضعیف سیستم ایمنی بدن
    دریافت کمتر نور خورشید منجر به کم شدن گلبول های سفید خون خواهد شد. با کاهش گلبول های سفید، مقابله با عفونت ها برای بدن دشوارتر خواهد شد.

    7 30 - ندیدن رنگ خورشید چه بلایی سر انسان می‌آورد؟

    ۷- پوسیدگی بیشتر دندان ها
    بدون دریافت نور خورشید حتی دندان ها هم آسیب خواهند دید. تحقیقات نشان داده است کسانی که به میزان کمتری نور خورشید دریافت می کنند مشکلات دندانی بیشتری مثل پوسیدگی دندان ها دارند.

    8 24 - ندیدن رنگ خورشید چه بلایی سر انسان می‌آورد؟

    ۸- ابتلای همیشگی به اختلال خلقی فصلی
    بدون وجود خورشید، ما برای همیشه دچار اختلال خلقی فصلی خواهیم شد که به افسردگی زمستانی معروف است. این اختلال شکلی از افسردگی است که به ویژه در اثر فقدان نور خورشید به وجود می آید. نور مصنوعی نمی تواند به طور کامل جایگزین نور طبیعی خورشید شود.

    اگرچه نور خورشید فواید زیادی برای سلامتی ما دارد اما باید به خاطر داشته باشید که دریافت بیش از اندازه ی نور خورشید برای بدن مضر است. پرتوهای فرابنفش نور خورشید می توانند باعث آفتاب سوختگی و مشکلات پوستی و حتی بروز سرطان شوند. 

     منبع  :روز یاتو 

    انتهای پیام/

    اگر هرگز رنگ خورشید را نبینیم چه اتفاقی برای بدن ما رخ می دهد؟

    رضا جمالی|فیلم «مادری» از فیلم‌هایی است که به موقع اکران شد، یعنی زمانی اکران شد که چند روز بعدش، روز جهانی زن بود و روز بعد از آن هم در ایران، روز مادر بود. فیلمی زنانه که هم از نامش که مادری است زنانگی فیلم مشخص است و هم از محتوایش. فیلمساز در «مادری» سراغ یک فیلم با لوکیشن شهرستانی رفته است و «مادری» را در شهر مادری‌اش ساخته است. او اهل یزد است و آن‌جا را دوست دارد.

     

     

    تضاد زنانگی روی پرده سینما

     

     

     

     

    به همین خاطر هم هست که همه فیلم‌های کوتاهی که پیش از «مادری» نام او را به‌عنوان کارگردان بر خود دارند، در یزد تولید شده‌اند. توکلی دارای مدرک کارشناسی سینما و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی است و ساخت بیش از ۳۰ فیلم کوتاه و مستند را در کارنامه کاری خود دارد که برای آن‌ها جوایز معتبر و متعدد داخلی و خارجی دریافت کرده است.

     

    نازنین بیاتی، هانیه توسلی، ملیسا ذاکری، مریم بوبانی، آنا زارع، سجاد اسماعیلی و هومن سیدی بازیگران فیلم سینمایی «مادری» هستند که به تهیه‌کنندگی سیاوش حقیقی در شهر یزد فیلمبرداری شده است. داستان «مادری» درباره زندگی دو خواهر است که یکی عشقش را رها کرده و دیگری عشقش او را رها کرده است. رقیه توکلی خودش نویسندگی این فیلم را به عهده داشته و سیاوش حقیقی، تهیه‌کننده «مادری» است.

     

    توکلی می‌گوید: بدش نمی‌آید در سینمایی که زنانه می‌نامندش بماند، چراکه او زن است و فیلم‌هایش هم ناخودآگاه زنانه. کارگردان مادری معتقد است؛ مرد‌هایی که درباره زنان فیلم می‌سازند، به دلیل این‌که شناخت زیادی نسبت به زن‌ها ندارند، عمدتا در این زمینه نمی‌توانند موفق عمل کنند، بنابراین او به‌عنوان یک کارگردان زن از این‌که در این سبک از فیلمسازی بماند، هراسی ندارد. «شهروند» بعد از نمایش «مادری» در سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر با کارگردان این فیلم سینمایی گفت‌وگو کرده است. شرح گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

    معمولا ساخت فیلم اول ساخت است؛ شما هم این سختی را تجربه کردید؟
    سخت چیز کمی است، چون همه چیزش در یک کلمه خلاصه می‌شود. شاید در یک کلمه از لفظ سخت استفاده کنیم، اما روند ساخت نخستین فیلم بلند من چیزی بیش از این کلمه است. پیداکردن سرمایه‌گذار و تلاش‌کردن‌ها و نگرانی و اضطراب‌ها که مشکل بود، از طرفی هم کار ما در شهرستان می‌گذشت و این، استرس‌ها را دوچندان می‌کرد و فشار کارمان بیشتر شده بود، اما درنهایت خوشحالم که این سختی‌ها را پشت‌سر گذاشتیم و امیدوارم که فیلم در جشنواره با استقبال مردم روبه‌رو شود و نظر آن‌ها را جلب کند. من قبل از «مادری»، فیلم‌های مستند و کوتاه زیادی ساخته بودم و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی دارم و به دلیل رزومه‌ای که داشتم، عوامل به من اعتماد می‌کردند و از این بابت دچار مشکل نشدم.

    هنگام نمایش فیلم معمولا به‌ویژه اگر کارگردان فیلم اولی هم باشید، سخت می‌گذرد. شما چه احساسی خواهید داشت؟
    بی‌نهایت اضطراب دارم، چون تاکنون این حس را تجربه نکرده‌ام و احساس می‌کنم که اصلا نتوانم در سالن بایستم، البته من سر اکران نخستین فیلم کوتاهم در دانشگاه نیز همین اضطراب را داشتم و ته سالن ایستاده بودم و منتظر ایرسا تماشاگران بودم، که خوشبختانه با نظرات مثبتی مواجه شد، این روز‌ها هم همان احساس آن روز به من دست داده است و امیدوارم که پایانش مثل بار اول خوب باشد. باید این موضوع را قبول کنیم که فیلمسازان جوان برای شروع کار مانند من که موضوع کم‌ریسک‌تری را انتخاب کردم، دست به انتخاب می‌زنند، موضوعاتی که فکر نکنند قرار است کار عجیب و غریبی انجام دهد. به‌شخصه باید فیلمسازی را با اعمال دغدغه‌های شخصی خودم در آرامش پیش ببرم و فکر می‌کنم بهترین کار است.

    آن‌طور که از سال‌های قبل معروف است، فیلم اولی‌ها، معمولا دچار اشکال می‌شوند، شما هم به‌عنوان کسی که فیلم اولتان را ساختید، از آن مشکلات را داشت؟
    البته این بستگی به دید آدم‌ها دارد. به هرحال از نظر من همیشه قدم اول را برداشتن هم قشنگ است و هم سختی‌های خاص خودش را دارد، بنابراین شما به‌عنوان یک فیلم اولی هم جذابیت‌ها و استرس‌های خاصی را تجربه می‌کنید و هم در کنارش تجربه شروع یک کار جدید می‌تواند تکرارناشدنی به حساب بیاید.

     

    من پیش از ساخت فیلم «مادری»، فیلم کوتاه خیلی زیاد کار کرده بودم و این فیلم‌ها در جشنواره‌های مختلف جایزه گرفته بودند و اتفاقات خوبی برایشان افتاده بود. من آن فیلم‌های کوتاه را داشتم و به همین خاطر هم عوامل فیلم به من اعتماد کردند، وارد فیلمم شدند و کارشان را آغاز کردند، اما رزومه من محدود به همین فیلم‌های کوتاه بود. وقتی تجربه یک فیلم سینمایی داشته باشید، باعث می‌شود در کار بعدی وضع بهتری داشته باشید و برای کار‌های بعدی هم می‌تواند اتفاقات خوبی بیفتد.

     

    همین ناشناخته‌بودن یک کارگردان فیلم اولی باعث می‌شود کار کمی سخت‌تر شود، اما امروز من فیلمم را ساخته‌ام و فیلمم در جشنواره فیلم فجر حضور داشته، بنابراین وضع از این به بعد تفاوت بسیاری دارد. البته فیلم‌های کوتاهی که پیش از این ساخته بودم، به کمکم آمد. من پیش از این، در کار سینمایی هیچ‌وقت دستیار کارگردان هم نبودم و نهایتِ وقتی هم که برای یک فیلم کوتاه صرف می‌کردم، بین ٥ تا ٦ روز بود. این اولین‌بار بود که همزمان زیاد سر فیلمبرداری بودم، هم بازیگران حرفه‌ای برای فیلمم کار می‌کردند و هم در شهرستان کار می‌کردیم.

     

    از سوی دیگر، مسائل مالی هم تأثیر خودش را داشت. درست است که همه کار‌ها تهیه‌کننده دارد، اما وقتی کار اول باشد، ناخودآگاه درگیر مسائل مالی هم می‌شوید. این درگیری ذهن را پر از تشویش و استرس می‌کند. با این وجود، از نتیجه کار راضی بودم و پذیرفته‌شدن «مادری» در جشنواره هم رضایتم را بیشتر کرد.

    اصل و قاعده اقتصاد می‌گوید پول را جایی سرمایه‌گذاری کن که بازگشتش تضمین شود. در سینما هم سرمایه‌گذار‌ها وقتی حاضر به همکاری می‌شوند که بدانند سرمایه‌ای که هزینه کرده‌اند، بازخواهد گشت. این کار طبیعتا برای یک فیلم اولی کار چندان ساده‌ای نیست. با این توضیح شما چطور توانستید سرمایه‌گذار جذب فیلم «مادری» کنید؟
    ظاهرا برای فیلم اولی‌ها چیزی شبیه قانون به وجود آمده که براساس آن، فیلم اولی‌ها باید سرمایه داشته باشند و بعد به سراغ تهیه‌کننده بروند. من چند سالی بود که با شرکتی در شهر یزد در زمینه کار‌های سینمایی، عکاسی و فرهنگی همکاری می‌کردم. مدیرعامل شرکت از کار‌های من خوشش آمده بود و اعلام کرد شرکت حاضر است برای ساخت فیلم به من کمک کند. کمک آن‌ها تبدیل به سرمایه‌گذاری در این فیلم شد. البته آن‌ها هم آشنایی با فضای فیلمسازی نداشتند و همه این‌ها دست به دست هم داد که کار سخت‌تر شود.

    احتمالا به دلیل وجود همین سرمایه‌گذار بود که لوکیشن فیلم در شهر یزد بود؟
    نه؛ یزد شهر مادری من است و در آن‌جا زندگی می‌کنم و همه فیلم‌های کوتاهم را در آن‌جا ساخته‌ام. حسم این است که در تهران همه فیلم می‌سازند. اگر من در شهر خودم فیلم نسازم، کجا این کار را انجام دهم؟ این برای من خیلی مسأله مهمی بود و خیلی دوست داشتم حتی اگر کوچکترین کاری هم در این زمینه از دستم برمی‌آید، آن را انجام دهم.

     

    اگر قرار است همین چند فیلم رزومه من باشد، دوست دارم در شهر خودم آن‌ها را ساخته باشم و سختی‌هایش را هم به جان خریدم. عوامل و تجهیزات را به آن‌جا بردن و آن‌ها را اسکان‌دادن با درنظر گفتن این موضوع که همه آن‌ها دور از خانواده‌هایشان هستند، روی فضای کاری تأثیر می‌گذارد، اما من همه این‌ها را به جان خریدم تا این اتفاق بیفتد. فیلمبرداری ٤٠ روز طول کشید.

    یکی از سوالات دیگری که احتمالا پیش می‌آید این است که بعضی بازیگران با یک فیلم اولی کار می‌کنند؟ دلیلش هم این است که ممکن است فیلمشان دیده نشود. البته این یک قانون کلی نیست، اما ممکن است اتفاق بیفتد…
    البته حرفتان درست است، اما من رزومه خوبی داشتم. تحصیلاتم سینمایی است.

     

    کارگردانی سینما خوانده‌ام و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی دارم. فیلم‌های کوتاه زیادی ساخته بودم و فیلم‌هایم در جشنواره‌های مختلف دیده شدند. جالب است که هر ملاقاتی با بازیگرانم داشتم، آن‌ها آن‌قدر در مورد من سرچ کرده بودند که وقتی می‌خواستم در مورد خودم توضیح بدهم، می‌دیدم آن‌ها خودشان بیشتر از این‌ها را می‌دانند. من سرمایه‌هایی در دست خودم داشتم. تلاش‌هایی که در سال‌های اخیر انجام داده بودم، بالاخره به کمکم آمد. از روزی که در سال ٨٣ به تهران آمدم تا سینما بخوانم تا سال ٩٥ که فیلم «مادری» ساخته شد، ١٢‌سال می‌گذرد. من در این مدت آهسته‌آهسته تلاش خودم را انجام دادم، یعنی یک شبه کاری انجام ندادم.

    طی این ١٢ سال به شیوه خاصی از کارگردانی رسیده‌اید؟
    مسأله‌ای که هست و باید درباره‌اش صحبت کنم، زنانگی است. حس‌های زنانه برای من خیلی مهم است و سعی کردم آن را در فیلم نشان بدهم. البته نمی‌دانم اسمش را می‌شود سبک خاصی گذاشت یا نه، اما وقتی فیلم‌هایم را کنار هم می‌بینند، می‌گویند خیلی شبیه هم هستند. معلوم است این فیلم «رقیه توکلی» است. در هرحال فضای روحی خودم در فیلم‌هایم هست. شاید خیلی‌ها این نوع نگاه را نپسندند، اما خب روحیه من است و در من وجود دارد.

    دغدغه شما در «مادری» چه بود؟ واقعا قصه‌ای که مادری روایت می‌کند و خودتان هم آن را نوشته‌اید، مسأله شماست؟
    همان‌طور که گفتم، ١٢‌سال پیش که به تهران آمدم، در خانه دانشجویی زندگی کردم؛ با دختران زیادی همخانه و با خانم‌های زیادی در ارتباط بودم. ماجرا‌هایی که در اطراف من شکل می‌گرفت، مربوط به همین زن‌ها بود. ما درباره احساسات حرف می‌زدیم. این‌ها کم‌کم به درگیری ذهنی من مبدل شد. در آخرین فیلم‌های کوتاهم دانه‌به‌دانه این موارد را آورده‌ام، اما ماجرای نوا و گلنار، در واقع ماجرایی بود که دوست داشتم در آن تضاد عشقی و فکری دو خواهر را نشان دهم، اما نمی‌توانستم در فیلم کوتاه این کار را انجام دهم.

     

    می‌طلبید در فیلم بلند سینمایی این ماجرا را نشان دهم. من تا امروز فیلمنامه فرد دیگری را کار نکرده‌ام، اما اگر هم بخواهم کار کنم، حتما باید دغدغه خودم باشد و باید آن را بازنویسی کنم. یک دغدغه و عشق درون من اتفاق افتاده بود، شاید یک نوع بی‌قراری و ناآرامی بود. به نظرم تا قبل از این فیلمی تا این حد دخترانه و احساسی نداشته‌ایم؛ یعنی دختری که تا این حد با احساسات خودش کلنجار می‌رود. همیشه فکر می‌کردم این‌طور فیلمی بسازم و تلاشم را هم کردم تا به آنچه مدنظرم بود، برسم.

    نگاهی به «مادری»
    در طول تماشای فیلم «مادری»، ما با شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم که نه‌تن‌ها خوب پرداخته نشده‌اند، بلکه اتفاقاتی که برایشان می‌افتد نیز، به خوبی بیان نشده‌اند! از ابتدا با یک معرفی اجمالی، داستان آغاز می‌شود؛ داستانی که حتی نقطه ابتدای آن و تمرکز اصلی فیلمنامه تا مدتی مشخص نیست و بیننده تنها یک‌سری از پلان‌ها را می‌بیند که انگار به هم مربوط هستند و می‌خواهند ذهن مخاطب را به نتیجه‌گیری‌هایی سوق دهند. این مورد تا حدود دقایق ۳۰ یا ۴۰ فیلم حل شده و داستان بالاخره ریتم خود را یافته و روان می‌شود؛ تا حدود ۱۰ دقیقه این ریتم خوب حفظ می‌شود و دقیقا در همین مواقع، مشکل بعدی فرا رسیده و انسجام فیلم به کل به هم می‌ریزد.

     

    عشق‌ها به هم گره می‌خورند و حوادث یکی پس از دیگری پیش می‌آیند. این درحالی است که برخی از این حوادث یا در قصه گنجانده شده‌اند و انگار در هماهنگی با سناریوی اصلی نیستند یا منطقی پشت آن‌ها نیست. دیالوگ‌های فیلم و اتفاقات بی‌دلیل ناشی از آن‌ها نیز در ذوق بیننده می‌زنند و انگار همه چیز با دستپاچگی کار شده و، اما همه این ماجرا‌ها روایت می‌شوند تا به پایان‌بندی برسیم که البته انتظارش را از مدت‌ها قبل می‌کشیدیم.

     

    شعارزدگی، بازهم- اتفاقات بی‌دلیل و عدم انتقال حس باعث می‌شود تا این پایان‌بندی نیز، مانند بسیاری دیگر از ملودرام‌هایی که می‌خواهند متفاوت باشند، محکوم به شکست و تا حدی سانتی‌مانتال باشد. با وجود تزریق چند شخصیت فرعی برای جذاب‌کردن داستان (خصوصا پسر همسایه یا سجاد) اما، آن‌ها نیز مانند شخصیت‌های اصلی به درستی تعریف نشده‌اند و شاید حتی حضور بعضی از آنان کاملا غیرضروری باشد. همچنین از ابتدایی‌ترین لحظه فیلم تا پایان، دو شخصیت زن اصلی، به هیچ‌گونه تحول یا تغییری نرسیده و همان‌گونه که وارد داستان شده‌اند، پایان می‌یابند؛ به‌طور خلاصه، هیچ‌گونه درگیری شخصیتی در پایان‌بندی گنجانده نشده است.

     

    عنوان فیلم نیز مانند محتوایش شعارگونه است. در «مادری»، همه برای یکدیگر مادری می‌کنند؛ نگرانند، «دست خودشان نیست» … البته از تأثیر سکانس پایانی در نامگذاری فیلم نیز نباید غافل شویم؛ خاله‌ای که مادر می‌شود. «تو مادر خوبی می‌شوی» هم از همان اواسط فیلم، پایان را تا حدودی لو داده بود! با این‌که سخن پایانی در ذات خود زیباست و تا حدودی انسانی (اگر البته بی‌مسئولیتی مرد در قصه «مادری» را نادیده بگیریم)؛ اما مخاطب فیلم، باید به چه چیزی متصل شود تا تمامی اتفاقات را با عمق وجود باور کند؟ شخصیت‌پردازی نادرست و ناقص، عدم رعایت فرم صحیح داستانگویی و زندگی شخصی خاله‌ای که انگار دیگر مهم نیست و فراموش می‌شود (اگر نامش را فداکاری کاذب و بی‌دلیل مادر اصلی و در ادامه آن، خاله بچه نگذاریم!)، همه و همه باعث می‌شوند تا با وجود تاثیرگذاری متوسط، سپردن مادریِ یک دختربچه به خاله‌اش درحالی که پدری ضعیف دارد، چیزی جز یک شعار فمنیستی به نظر نیاید.

     

    با این‌که در تمام طول مدت فیلم، نویسنده و کارگردان سعی در برقراری مساوات میان زن و مرد داشته، اما درنهایت از شخصیت نامزد و پدر اصلی داستان که کلیدی‌ترین مردان نیز هستند، غافل شده و آنان را به ترتیب، خائن و ضعیف نشان می‌دهد؛ درحالی که تلاش و دوندگی پدر را در اواسط فیلم برای نگه‌داشتن زندگی، همسر و دخترش شاهد بودیم.

    در متن به وضوح دیده می‌شود که زنان و مردان یزدی عموما انسان‌هایی نشان داده شده‌اند که در زندگی خصوصی دیگران سرکشی می‌کنند، پشت غریبه‌ها را خالی می‌کنند، زیر قول خود می‌زنند، دروغ می‌گویند و… اگر لوکیشن و مردم این فیلم نیز تهران بودند، با تعمیم این موارد به جامعه، می‌توانستیم حتی به این قضیه برسیم که «مادری» علاوه بر سناریوی خود، درحال آسیب‌شناسی اجتماعی نیز هست؛ ولی نبودن این موارد در شخصیت‌های مهاجر تهرانی و همه آن‌ها در برابر اخلاقیات مردم یزد. گرچه فیلمبرداری در یزد، در برخی موارد جزیی به کمک فیلم آمده و معماری سنتی آن باعث تلطیف فضا می‌شود، اما بیانات ضدیزدی فیلم آنقدری هستند که باعث شوند شعار‌های فیلم از قبل هم بیشتر شود.

    فیلمنامه و متن «مادری» اشکالاتی دارند که در میان- حتی- فیلم اولی‌ها نیز، کمتر شاهد آن‌ها هستیم. عدم رعایت ساختار و انسجام متن، زیاده‌گویی و شعارزدگی و پرداخت ضعیف و سطحی‌نگری به حوادث و کاراکتر‌ها ازجمله موارد کلیدی هستند که متن «مادری» فاقد آنهاست. همچنین دیده‌شدن تعداد زیادی پلان کاملا بی‌محتوا در میان فیلم، مادری را از ریتم خارج می‌سازد. به دلیل ضعف متن، هیچ‌یک از بازیگران نتوانسته‌اند نقش‌های خود را شناخته و اجرا‌هایی قابل قبول ارایه دهند.

     

    با مقایسه بازی «هانیه توسلی» در مادری و «بن‌بست وثوق» می‌بینیم که خودِ توسلی قادر به خلق موقعیت‌هایی جذاب با نشان‌دادن میمیک‌های خوب و اکت نسبتا خوب است؛ درنتیجه آنچه شاید باعث درخشش او در بن‌بست وثوق و بازی بسیار بد و مصنوعی وی در مادری شده، شکست‌خوردن فیلمنامه در خلق شخصیت‌باورپذیر باشد. تصاویر، اما گاهی خوب درآمده و زاویه و عمق نما‌ها در لحظاتی از فیلم جذاب هستند. «هایده صفی‌یاری» نیز کار تدوین را به خوبی انجام داده است.

     

    نکته‌ای که شخص بنده را به فکر وا داشته، این است که چرا چنین فیلمنامه‌ای که متنش اضافی است، به یک فیلم بلند ٩٠ دقیقه‌ای تبدیل شده درحالی که شاید به‌عنوان یک فیلم کوتاه ٣٠ دقیقه‌ای، می‌توانست به اثری قابل قبول یا حتی عالی تبدیل شود! در نهایت، با سخنی از آلفرد هیچکاک، فیلمساز مؤلف آمریکایی، متن را به پایان می‌رسانم: «برای ساختن یک فیلم عالی به سه چیز نیاز داری: فیلمنامه، فیلمنامه، فیلمنامه.»

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس