دانلود آهنگ یوسف زمانی Sukur

    هم اکنون دانلود کنید و گوش دهید به موزیک زیبای Sukur ببر دلتو با صدای یوسف زمانی

    Exclusive Song: Yousef Zamani – “Sukur” With Text And Direct Links In UpMusic

    Yousef Zamani Sukur دانلود آهنگ یوسف زمانی Sukur

    متن آهنگ Sukur یوسف زمانی

    ♪♪♫♫♪♪♯

    UpMusicTag دانلود آهنگ یوسف زمانی Sukur

    ♪♪♫♫♪♪♯

    یوسف زمانی Sukur

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ یوسف زمانی Sukur

    دانلود آهنگ جدید رضا رامیار وردار ببر دلتو

    هم اکنون دانلود کنید و گوش دهید به موزیک زیبای وردار ببر دلتو با صدای رضا رامیار

    شعر و آهنگسازی : رضا رامیار / تنظیم کننده : سعید انصار

    Exclusive Song: Reza Ramyar – “Vardar Bebar Deleto” With Text And Direct Links In UpMusic

    Reza Ramyar Vardar Bebar Deleto دانلود آهنگ رضا رامیار وردار ببر دلتو

    متن آهنگ وردار ببر دلتو رضا رامیار

    ♪♪♫♫♪♪♯

    بگو چی دلتو زد شدیم آواره باز داد زدم هی بمون دیوونتو بساز
    ♪♪♫♫♪♪♯ چی سرمون اومد نمیبینی منو گفتم تنها میشم میمیره دل نرو ♪♪♫♫♪♪♯
    وردار ببر دلتو یکم حوصله کن عاشقی حبابه میره از سر تو

    ♪♪♫♫♪♪♯ شعر و آهنگسازی : رضا رامیار ♪♪♫♫♪♪♯
    نه نترس دل بکن حقمه ول بشم فقط یه بار نگام کن بذار آروم جون بدم
    ♪♪♫♫♪♪♯ وردار ببر دلتو یکم حوصله کن عاشقی حبابه میره از سر تو ♪♪♫♫♪♪♯
    نه نترس دل بکن حقمه ول بشم فقط یه بار نگام کن بذار آروم جون بدم

    UpMusicTag دانلود آهنگ رضا رامیار وردار ببر دلتو

    مث گردابه عشق اون چشای تو که انگاری داره جونمو میگیره
    ♪♪♫♫♪♪♯ تن لخت تنهایی داره عشق قشنگمونو با دستاش میگیره ولی تو  ♪♪♫♫♪♪♯
    وردار ببر دلتو یکم حوصله کن عاشقی حبابه میره از سر تو

    ♪♪♫♫♪♪♯ تنظیم کننده : سعید انصار ♪♪♫♫♪♪♯
    نه نترس دل بکن حقمه ول بشم فقط یه بار نگام کن بذار آروم جون بدم
    ♪♪♫♫♪♪♯ وردار ببر دلتو یکم حوصله کن عاشقی حبابه میره از سر تو ♪♪♫♫♪♪♯
    نه نترس دل بکن حقمه ول بشم فقط یه بار نگام کن بذار آروم جون بدم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    رضا رامیار وردار ببر دلتو

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ رضا رامیار وردار ببر دلتو

    دانلود آهنگ جدید ندیم حال غریب

    امشب آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه حال غریب با صدای ندیم با تکست آماده کرده

    شعر : دریا / آهنگسازی : رسول پویان / تنظیم کننده : مسعود مفیدی

    Exclusive Song: Nadim – “Hale Gharib” With Text And Direct Links In UpMusic

    Nadim Hale Gharib دانلود آهنگ ندیم حال غریب

    متن آهنگ حال غریب ندیم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    چه حال غریبی چه روز سیاهی به سختی رسیدم سر یه دوراهی
    ♪♪♫♫♪♪♯ با این روزگارم همش بی قرارم دیگه حس خوبی به دنیا ندارم ♪♪♫♫♪♪♯
    همش انتظارو یه مشت راه بسته همش بی قرار و دلی که شکسته
    از اول یه حس غلط بود و بس میدونم چقد بینمون فاصلس

    ♪آهنگسازی : رسول پویان♪
    خودم خواستم این حسو باور کنم میخواستم بمیرم ولی سر کنم
    ♪♪♫♫♪♪♯ از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود ♪♪♫♫♪♪♯
    دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست
    از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود
    دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست

    UpMusicTag دانلود آهنگ ندیم حال غریب

    یه شب بخت من سازگاری نکرد با دردم کسی گریه زاری نکرد
    ♪♪♫♫♪♪♯ نتونستی از غم نجاتم بدی فقط حرف عشقو یه دم میزدی ♪♪♫♫♪♪♯
    از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود
    دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست
    ♪♪♫♫♪♪♯ از اول به تو اعتمادی نبود حواست به قولی که دادی نبود ♪♪♫♫♪♪♯
    دلم پای هر اشتباهت نشست حواست نبود و دل من شکست

    ♪♪♫♫♪♪♯

    ندیم حال غریب

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ ندیم حال غریب

    عاشقانه‌ای در

     

    گاردین| پیتر بردشاو، پرده‌های دریده شده عشق، تم جدید فیلم پر رمز و راز، از لحاظ بصری محسور کننده و از لحاظ موسیقیایی، گوش نواز «پاول پاولیکوفسکی» است که در دوران جنگ سرد و پس از آن در لهستان جریان دارد. سینماتوگرافی سیاه و سفید اینجا باز هم به شدت خودش را نشان می‌دهد، خصوصا در لحظاتی که قرار است به شما حس تاریکی القا شود و این لحظات رویاگونه به خوبی روی پرده سینما خود را نشان می‌دهند.

     

    این یک داستان اپیزودیک دَوار میان زندانی شدن و فرار است و گستره عظیمی دارد. یک رابطه عاشقانه به خاطر آزادی یک کشور خارجی به تباهی کشیده می‎شود و سپس، به خاطر جاذبه حاصل شده از سرزمین مادری دوباره در هم تنیده می‌شود. مثل فیلم قبلی پاولیکوفسکی یعنی «آیدا»، این در مورد سیاهی‌های موجود در قلب لهستان است. یک رابطه عاشقانه ضربه خورده در مرکزیت اولین لایه‌های یک دریای عمیق از تیرگی، خستگی، تسلیم آگاهانه و ترس است.

    در اواخر دهه ۴۰ و در کشور لهستان، در حالی که زبانه‌های آتش جنگ سرد به آرامی در حال فروکش است، یک موسیقی‌دان و یک گزارشگر با تجهیزات خود در حال زیر پا گذاشتن دهکده‌های مختلف هستند، تا به آواز‌های محلی مردم گوش فرا دهند و در این بین امیدوار باشند که یک زوج جوان از آن حوالی گذر کنند تا بتوانند از آن‌ها به عنوان رقاص در هنگام پخش این آهنگ‌های محلی استفاده کنند.

     

    این جوانان باید یک ماه را در یک خانه روستایی سپری کنند – به مانند برخی شو‌های تلوزیونی پخش نشده – و در این مدت غرق در یادگیری فرم‎های موسیقی لهستان شوند، و سپس چند نفر از آن‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرند تا در صورت قبولی تبدیل به ستاره‌های نمایش شوند و در نمایش‌هایی که در تئاتر‌های عصرگاهی که برای خواص و حتی گا‌ها چهره‌های سیاسی خارجی خلق شده‌اند، به ایفای نقش بپردازند.

     

    عاشقانه‌ای در

    کسانی که اقدام به انتخاب ستارگان می‌کنند، یک پیانیست و آهنگساز مشکی‌پوش، اما جذاب به نام «ویکتور» (با بازی «توماش کات»)، و تهیه کننده یعنی «ایرنا» (با بازی «آگاتا کولژا») هستند، که معلوم می‌شود یک گذشته احساسی میان آن‌ها وجود داشته است. ولی چشم ویکتور را یکی از هنرآموزان‌اش گرفته است: یک نوجوان بلوند و بی‌پروا به نام «زولا» (با بازی «ژوانا کولیگ»).

     

    خیلی زود، معلوم می‌شود که زولا یک جورایی شخصیتی جعلی دارد: او از شهر آمده، و از نژاد روستایی که باب طبع مسئولان لهستانی است، نیست (سرپرست رسمی آن جناح سیاسی، «کاژمارک» با بازی «بوریس ژیچ»، یک نژادپرست است که دوست ندارد نشانی از آهنگ‌های مربوط به منطقه کارپات را در لهجه لمکویی ببیند.)

    نوایی که زولا دارد اصلا به آهنگ‌های محلی و سنتی لهستانی شباهت ندارد، در واقع برگرفته از یک فیلم روسی است! مهم نیست. او به مردم محلی شباهت دارد، و قیافه‌اش هم آن معصومیت “مختص به شوروی” را دارد.

     

    ویکتور در ادامه وقتی متوجه می‌شود زولا به خاطر حمله با چاقو به پدر سواستفاده گر خود در زندان مدتی را سپری کرده، بیشتر هم از لحاظ اروتیکی به او علاقه مند می‌شود.

    خیلی زود، ویکتور و زولا وارد رابطه عاشقانه پرشوری می‌شوند که زولا را تبدیل به ستاره نمایش می‌کند. رابطه آن‌ها وقتی به بحران می‌رسد که قرار است آن‌ها در برلین شرقی نمایش اجرا کنند و یک فرصت مناسب برای به هم ریختن همه چیز به وجود می‌آید: توافق بر سر این که در چه زمانی و در چه مکانی با هم ملاقات کنند.

     

    آیا یکی از آن‎‎‌ها کنترل‌اش را از دست داده و اعصاب‌اش به هم می‌ریزد؟ این یک داستان است که عواقب آن در پاریس و دهه ۵۰ نمایان می‌شود، جایی که سرنوشت شخصیت‌های اصلی با سرنوشت یک شاعر و کارگردان فرانسوی (با بازی کوتاه، اما هوشمندانه «ژان بالیبر» و «سدریک کان») گره می‌خورد.

    شاید مهم‌ترین لحظه فیلم آن جایی باشد که یک کارگر به سراغ آویزان کردن یک بنر در خارج از خانه‌ای که خوانندگان باید در آن اقامت کنند، می‌رود. روی آن نوشته: “به فردا خوش آمد می‌گوییم! ” مشخصا، آن مرد در هنگام نصب آن بنر از روی نردبان سقوط می‌کند؛ و البته، آن‌ها به “فردا خوش آمد نمی‌گویند”، بلکه به گذشته خوش آمد می‌گویند، یک بخش از سنت “مردمان محلی” که ترکیبی از اطاعت از شوروی و پیروی از سنن نژادی بوده است و این کانسپت دوم در طی جنگ جهانی هم توانسته جان سالم به در ببرد. این حسابی با آن موسیقی واقعی “فردا” که همان راک اند رول و جاز غربی است و مقامات لهستانی از آن می‌ترسند و آن را دوست ندارند، فرق دارد.

    ولی عملکرد بازیگران گروه موسیقی فیلم حقیقتا فوق‌العاده است، هم به خوبی توسط پاولیکوفسکی هدایت شده و هم فیلمبردار فیلم یعنی «لوکاش زال» کار خود را عالی انجام داده است. آن‌ها به شدت مجذوب‌کننده عمل می‌کنند.

     

    یک سکانس درگیرکننده وجود دارد که در آن یک تصویر غول آسا، اما کابوس گونه از «استالین» در مقابل سر‌های اعضای گروه موسیقی گذر می‌کند. یک نمای عریض آشکار می‌کند که در واقع این بک گراند سالن است، و سپس یک سکانس دیگر آشکار می‌کند که آن عکس به وسیله یک اهرم بالا آورده شده است.

    همه، از آن خواننده سطح پایین گرفته تا ستاره اصلی، همگی کار خود را عالی انجام داده‌اند. این گونه نمایش هنرمندانه برای دیپلوماسی خارجی ضروری است، تا بتوان به کمک آن روابطی را با روسیه آغاز کرد و یک نمایش آبرومندانه برای غرب از خود به جای گذاشت.

     

    این دنیاییست که در آن از سفر خارجی به بهترین شکل بهره برده می‌شود، با ترس از تباهی. آیا واقعا دنیای خارجی پاریس با خود شادی به ارمغان می‌آورد؟ آیا بالاخره یک «جنگ سرد» با تمامی روابطی که در آن است از آب و تاب خواهد افتاد و فروکش خواهد کرد؟

     

    یا اینکه این دنیای به هم ریخته و ترسناک لهستان، با تمامی آن سر و صدا‌های کمونیستی‌اش، صرفا یک صحنه برای عرض اندام عشق خلسه آمیز ویکتور و زولا بوده است؟ یک آرامش لطیف در این فیلم وجود دارد.

    منبع: سایت نقدفارسی

    مترجم: دانیال دهقانی

    اهمیت

    برای موفقیت نهایی هر کسب‌وکار نو پایی، داشتن ایده بسیار مهم است. اگر ابتکار یا نوآوری وجود نداشته باشد یا اینکه ایده ارتباط مناسبی با مخاطبان برقرار نکند، مطمئنا راه‌اندازی کسب‌وکار با شکست روبه‌رو می‌شود. البته حضور یک مدیر شایسته هم الزامی است که علاوه بر به عهده گرفتن مسوولیت کار‌ها بر اجرای ایده هم نظارت داشته باشد و شرکت را در مسیر موفقیت، هدایت کند. اما کدام یک از این موارد، داشتن یک ایده خوب یا مدیر لایق، عامل موفقیت موثرتری برای حمایت از شرکت‌های نو پا به شمار می‌رود؟

    اطلاعاتی درباره شکست استارت آپ‌ها

    روش‌های متعددی برای پاسخگویی به این سوال وجود دارد. در ابتدا بهتر است علت شکست شرکت‌ها بررسی شود. CB Insights اخیرا برای یافتن دلایل شکست، بسیاری از شرکت‌های ناموفق را مورد بررسی قرار داد. در واقع ۴۲ درصد از عواملی که اغلب موجب شکست شرکت‌ها می‌شوند عدم نیاز بازار است. به عبارت دیگر، تقریبا یکی از دلایل اصلی برای نیمی از کسب‌وکار‌های ناموفق نداشتن ایده قوی است.

    هرچند که، عوامل کاملا متفاوت دیگری نیز دراین راستا وجود دارند. حدود ۲۹ درصد از شرکت‌های مورد مطالعه مشکل اصلی خود را نقدینگی و محدودیت آن عنوان کرده‌اند، درحالی‌که ۲۳ درصد نداشتن تیم مناسب را دلیل اصلی شکست دانسته‌اند و ۱۹ درصد از شرکت‌ها هم شکست از رقبا را عامل عدم موفقیت خود ذکر کرده‌اند. البته مدیرعامل، مستقیم یا غیرمستقیم، مسوول تمام این شکست‌ها هستند و تا حدودی دلیل شکست شرکت‌ها از رقبا به ایده‌های آن‌ها مربوط می‌شود.

    سایر مشکلات متداول، مانند هزینه، رفتارغیردوستانه با مخاطبان و عدم وجود مدل کسب‌وکار برای محصولات به ایده و مدیرعامل نسبت داده می‌شود، اما باز مدیریت مدیرعامل بیشتر زیر سوال می‌رود.

    دیدگاه‌های سرمایه‌گذار خطر پذیر

    نظرات کارشناسان احتمالا به یافتن پاسخ به پرسش مطرح شده کمک بسیاری می‌کند. سرمایه‌گذاران خطرپذیر (که از آن با عنوان‌های «سرمایه‌گذاری جسورانه» یا «سرمایه‌گذاران کارآفرینی» نیز نام می‌برند، عبارت است از: تامین سرمایه لازم برای شرکت‌ها و کسب‌وکار‌های نوپا (استارت آپ) و کارآفرین که مستعد جهش و رشد ارزش و البته ریسک فراوانی است) و سرمایه‌گذار فرشته (فرشته سرمایه‌گذار به آن دسته از سرمایه‌گذارانی می‌گویند که تمایل به سرمایه‌گذاری در شرکت‌های استارت آپ یا در شرف تاسیس دارند) علاقه‌مند هستند تا مدیریت شرکت یعنی موسس و مدیرعامل را بیش از ایده شرکت مورد ارزیابی قرار دهند.

    برخی از سرمایه‌گذاران خطر پذیر حتی کار‌ها را به‌صورت افراطی انجام می‌دهند برای مثال فقط روی بنیان‌گذاران سرمایه‌گذاری می‌کنند و ادعا دارند که هرگز طرح‌های کسب‌وکار یا پروژه‌های اقتصادی را بررسی نمی‌کنند و در عوض فقط روی علاقه و طرز فکر هر موسسی تمرکز دارند. درحالی‌که دیگر سرمایه‌گذاران خطر پذیر احتمالا برنامه کسب‌وکار شما را بررسی خواهند کرد و به ایده‌های شما اهمیت می‌دهند و داشتن یک مدیرعامل قوی در راس امور مربوط به کسب‌وکار را الزامی می‌دانند.

    ملاحظات دیگر

    بهتر است ارتباط بین مدیرعامل و ایده‌ها را در نظر گرفت در واقع ایده‌ها عوامل فعال در یک کسب‌وکار نیستند. مدیران قادرند تغییراتی در ایده‌ها ایجاد کرده و حتی ایده‌های بد را بدون نقص یا اینکه ایده‌های خوب را به‌طور نامطلوب اجرا کنند. این رابطه معکوس نیست به این معنا که یک ایده نمی‌تواند تاثیری بر یک مدیر قوی بگذارد و او را از مسیر درستی که انتخاب کرده منحرف کند؛ بنابراین مدیرانی که دیدگاه و برنامه‌ریزی خود را بر مبنای منطقی قوی و مستحکم پایه ریزی کنند از مزیت بالایی برخوردار هستند.
    مشکلات

    هنوز برخی از مشکلات به مطالعه رابطه بین ایده و مدیر درباره نتایج شرکت مربوط می‌شود:

    بیش از ۷۰۰ مدیرعامل برای تشخیص عواملی که در شکل‌گیری شخصیت یک مدیرعامل شایسته، تاثیرگذار هستند مورد بررسی قرار گرفته‌اند. همان‌طور که می‌توان تصور کرد عوامل بسیاری وجود دارند، اما در این میان می‌توان به دو ویژگی برجسته اشاره کرد. ماهیت شخصیت مدیرعامل: علاقه به انجام فرصت‌های امیدوار کننده و تمایل به پذیرفتن خطرات محاسبه شده.

    البته، مشکل عمده‌ای که با مطالعاتی از این قبیل وجود دارد آن است که فقط مدیرعاملی مورد بررسی قرار می‌گیرند که داوطلب ارائه اطلاعات هستند و نسبت به سایرین موقعیتی نسبتا پایدار دارند.

    نظرتان درباره دیگر مدیران چیست؟ سبک‌های مدیریت هیچ نوع از مدیریت یا رهبری نسبت به سایرین ارجحیت ندارد. مدیران شخصیت‌های گوناگونی دارند. برخی پرتکاپو و در عوض بعضی منفعل هستند. عده‌ای کمال گرا و سخت‌گیر وگروهی هم ترجیح می‌دهند با اعتماد به دیگران انجام کار‌ها را به آن‌ها محول کنند پس برای داشتن یک مدیر موفق لازم نیست از پیش طرحی داشت در صورتی که ایده بر اساس درآمد پیش‌بینی شده، تقاضای بازار و دیگر عوامل سنجیده می‌شود. اخیرا راز زندگی مدیران و نحوه عملکردشان در سازمان به هنگام رخ دادن اتفاقات بسیار خوب یا بد مورد بررسی قرار گرفته است.

    بر این اساس، افراد درباره مدیران قضاوت می‌کنند و تنها در شرایط بسیار افراطی، متوجه رفتارشان می‌شوند. بار دیگر این سوال مطرح می‌شود که کدام یک اهمیت بیشتری دارد ایده یا مدیرعامل؟ اگرچه ایده‌ها اساسا مهم هستند، اما باید به مدیران اجرایی اهمیت بیشتری داد.

    اطلاعات به دست آمده از شکست‌های استارت‌آپ‌ها، سرمایه‌گذاران خطر پذیر و اولویت‌های سرمایه‌گذار فرشته و تاثیری که مدیران روی ایده‌ها دارند تماما باعث شده که مدیران و رهبران کسب‌وکار بیش از ایده‌هایی اهمیت داشته باشند که مدیران قصد اجرای آن‌ها را دارند. آیا واقعا ایده‌ها اهمیتی ندارند؟ البته که این طور نیست. لازم است اطمینان حاصل کنید مدیری توانا علاوه بر نظارت از عهده انجام تمام کار‌ها بر می‌آید.

    مترجم: هوتسا عسکری‌نسب

    ایرسا| نوستالژی اولین احساسی است که با دیدن یک اتومبیل کلاسیک به بیننده دست می‌دهد، حتی اگر علاقه‌ای به اتومبیل و صنعت خودرو نداشته باشد. این خودروها که در دهه‌های اخیر، در بخش اعظمی از خاطرات شخصی و جمعی ما حضور داشته‌اند به عنوان یک میراث معنوی و البته مالی، در بین شماری از عشاق اتومبیل دست به دست می‌شوند و خریداران خاصی دارند. تجربه ثابت می‌کند مالکان این قبیل خودروها در ایران اغلب افرادی متمول و آگاه به صنعت خودرو و دانش روز هستند که با هزینه بالا اقدام به نگهداری از این قبیل خودروها می‌کنند.

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    به گزارش ایرسا، با اینکه دیگر مثل سابق و روزهای اول تولید، نمی‌توان روی توان فنی خودروهای قدیمی این گزارش حساب باز کرد و برخی اقشار به چشم آهن قراضه‌ها به خودروهای کلاسیک نگاه می‌کنند ، ولی هنوز هم هستند بسیاری از مردم عادی کوچه و بازار که خودرو‌های کلاسیک را در حکم توریست‌های خارجی پیری می‌بینند که زیبایی شهرهای ایرانی را دوچندان می‌کنند. با اینکه ۱۶اتومبیل این گزارش خودروهایی گران قیمت و آنتیک نیستند اما کیفیت بالای نگه‌داری‌شان موجب شده تا نگاهی به مشخصات آنها انداخته و هر یک از این محصولات را به خوانندگان معرفی کنیم. این شما و این محصولاتی از فورد، شورولت، بیوک، فیات، پونتیاک، ب ام و، مرسدس بنز،جیپ، تویوتا و فولکس.


    کادیلاک سری ۷۵ مدل ۱۹۷۳

     

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     

    این خودروی زیبا که در سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ به بازار ایران وارد شد، با طراحی بیل میچل مهندس افسانه‌ای کادیلاک ساخته و پرداخته شد و در اقسام کوپه و استیشن راهی بازار مصرف شد. این نمونه که از گونه ۸سیلندر و ۸۲۰۰سی‌سی پیشرفته کادیلاک است به مدد یک جعبه دنده ۳سرعته اتومات از طول بدنه ای معادل ۶٫۲۸ متر برخوردار بوده و در کشورمان جزو خاص‌ترین اتومبیل‌های کلاسیک است. قیمتی که برای سری۷۵ می‌توان تخمین زد حداقل ۱۵۰ میلیون تومان است.

    پونتیاک جی‌تی‌او مدل ۱۹۶۸

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     یک کوپه اسپورت دوست‌داشتنی که بعد از گذشت ۵۰ سال هنوز هم می‌تواند هیجان را به زیر پوست شما تزریق کند. این هیولای دیفرانسیل عقب که از موتوری مشهور ساخت پونتیاک با حجم ۷٫۵ لیتر و آرایش ۸سیلندر تخت سود می‌برد که قدرتی شگفت‌انگیز معادل ۳۹۰اسب بخار را در اختیار راننده قرار می‌دهد تا در کمتر از ۶ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر رد ساعت برسد. شاید باور این ارقام سخت باشد ولی جی‌تی‌او در نمونه‌های سالم به راحتی توان مقابله با کوپه‌های مدرن را دارد.


    ب.ام.و ۲۰۰۲ مدل

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     خوشبختانه در کشورمان مدل های زیادی از این خودروی قدیمی و کلاسیک پیدا می شود آن هم به این دلیل که در آن سال ها مدل ها به روزتر بوده و تعداد مدل های بیشتری در سال های آخر وارد ایران شده است. در مدل TI با ۲۰ اسب قدرت بیشتر روبرو هستیم که شتاب زیر ۱۰ ثانیه دارد. البته در سال ۱۹۷۱ مدل تی۲ نیز با موتور انژکتوری و شتاب حدود هشت ثانیه هم ساخته شد. همچنین بد نیست بدانید ب ام و برای شرکت در مسابقات، گونه های تقویت شده این خودرو را با موتور ۲۷۵ اسب بخاری توربو ساخت که در کمتر از هفت ثانیه از صفر به ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می رسید و تا حدود ۲۱۰ کیلومتر سرعت می گرفت.


    فولکس واگن گلف نسل اول

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     نسل اول گلف به عنوان یک اتومبیل کوچک از کمپانی بزرگ فولکس هنوز هم از گذر سال‌ها تحول صنعت خودرو، اتومبیلی جذاب و باابهت به نظر می‌رسد. فولکس که این خودرو را با کمک شرکت اتویونیون ساخت، بر خلاف بیتل از آرایش موتور جلو و دیفرانسیل جلو استفاده کرد و هندلینگ کم‌نظیری را برایش فراهم کرد. در عین حال طراحی اتاق و بدنه با دستان هنرمند جیورجتو جیوجیارو ایتالیایی شکل گرفت و محصول نهایی را به بهترین شکل ممکن ساخت.


     مرسدس بنز اس ۱۹۷۷

    16خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    سدان دیفرانسیل عقب بنز با داشتن امکاناتی نظیر چراغ پارک، کولر و بخاریف صندلی‌های چرم، موتور ۲۸۰۰سی‌سی ۶سیلندر و نیز سواری نرم و راحت و مطمئن، یکی از بهترین ساخته‌های تاریخ کمپانی مرسدس است که در ایران هنوز هم محبوبیت بالایی دارد. سری بنز ۲۸۰ اس که ستاره آلمانی آن را به غیر از المان در ونزوئلا هم تولید کرد، به لطف بدنه ۴٫۹۶ متری خود گنجایش کافی برای ۵ سرنشین بزرگسال را داشته و اغلب اتومبیل خانواده‌های اشرافی کشور در دهه ۵۰ خورشیدی بود.


    فولکس‌واگن کوپه SP2 مدل ۱۹۷۲

     18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    یک کوپه جذاب با ظاهری نزدیک به ساخته‌های ایتالیایی که توسط مهندسی مشهور برزیلی مارچیو پیانکاستلی طراحی شده است. اس‌پی۲ که توسط زیرمجموعه قدیمی شرکت یعنی کارمن-گیا تولید می‌شد با هدف جذب هرچه بیشتر خریداران محصولات کوپه تولید شد و با خودروهای ساخت آلفا، ام جی، تریومف و فورد رقابتی جانانه داشت. یک موتور ۱۷۰۰سی‌سی ۷۵اسبی ۴سیلندر نیروبخش این کوپه سبک وزن بود ضمن اینکه طراحی خوابیده و خشن بدنه، موجبات پایداری بالای این محصول دورگه شده بود. هرچه گشتیم تا حدودا قیمتی برای تک‌نمونه‌های نایاب اس‌پی۲ پیدا کنیم، تیرمان به سنگ خورد.


    بیوک سنچوری کوپه ۱۹۷۴

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    یک آمریکایی اصیل و مهیب با یک بدنه طویل ۵ متری، فنربندی نرم و خطوطی صریح و صاف که از سنچوری کوپه یک کشتی فضایی واقعی می ساخت. این اتومبیل که یکی از نمادهای تجدد در سال‌های ۵۴ تا ۵۵ خورشیدی در ایران بود، با داشتن موتوری ۸سیلندر و بلوک بزرگ با حجم دقیق ۷٫۵ لیتر، قدرتی معادل ۱۱۰ اسب بخار را در اختیار راننده قرار می‌داد و در عین حال مثل آب بنزین مصرف می‌کرد. قیمت نمونه‌های سالم و تمیز سنچوری کوپه در بازار کلاسیک‌ها تا ۷۵ میلیون تومان هم می‌رسد.


    تویوتا سلیکا کوپه ۱۹۷۵

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    کوپه‌ سبک وزن ژاپنی هنوز هم عاشق و طرفدار زیاد دارد. جزو اولین خودروهای اسپورتی بود که از ژاپن راهی ایران شد و دید عمومی جامعه نسبت به ساخته‌های کشور آفتاب تابان را تغییر داد. این خودرو که ظاهری اخمو، وزنی اندک و موتوری نیرومند داشت به لطف یک آرایش فنی جذاب سریع و دقیق بود. نیروی خودرو بیش از ۱۴۰ اسب بخار بود در حالی که وزن کلی بدنه به زحمت به ۱ تن می‌رسید ازینرو شتاب بالایی را می‌شد با سلیکا کوپه تجربه کرد. قیمت نمونه‌های سالم و خاص سلیکا ۷۵ حدود ۴۰ میلیون تومان است.


    فیات تیپو کوپه

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    یک هاچ‌بک مدرن دوست‌داشتنی که به تعداد بسیار کمی وارد بازار ایران شد و به سرعت نامش از صفحه روزگار حذف شد. تیپو کوپه که ابعادی نزدیک به هاچ‌بک های متوسط فعلی نظیر رنو ساندرو داشت، با داشتن یک موتور ۱۴۰۰سی‌سی ۷۱ اسب بخاری محصولی کاملا اقتصادی و شهری به نظر می‌رسید گرچه سواری این خودرو بسیار بهتر ار آمارهایش بود. این خودرو هم به دلیل ناشناخته بودن قیمت مشخصی در بازار ندارد.


    فورد موستانگ ماچ‌وان ۱۹۷۰

     18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

    سری ۱۹۷۰ موستانگ کوپه ماچ۱ یکی از بهترین ساخته‌های تاریخ فورد آمریکا است که پس از گذشت ۴۸ سال از زمان تولید، همچنان مثل روز اول زیبا و جسور و باابهت به نظر می‌رسد. موتور به کاررفته در این خودرو از نوع۸ سیلندر ۵٫۸ لیتری است که با داشتن نیرویی معادل ۳۰۰اسب بخار، شتابی رویایی و عملکردی حیرت انگیز را برای مالکش به ارمغان می آورد. نمونه‌های تمیز و بدون بازسازی ماچ۱ در ایران را به زحمت می‌توان پیدا کرد ولی در صورت وجود چنین خودرویی، حتما قیمتی بالای ۲۰۰ میلیون تومان خواهد داشت.


    شورولت کاپریس تخم مرغی ۱۹۹۱

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     این سری از کاپریس به چنان محبوبیتی در دنیا دست یافت که در سال ۱۹۹۱ میلادی، مجله معروف موتورترند، جایزه خودروی سال آمریکا را به آن اعطاء نمود. دلیل اغلب آنها برای خرید این خودرو طراحی بدنه آن بود، طرحی که به‌رغم مدرن و آئرودینامیک بودن از کاراکتر یک خودروی اصیل آمریکایی نیز برخوردار بود. میانگین سنی اغلب مشتریان نیز بالاتر از حد متوسط بود و ۸۰ درصدشان بالای ۵۰ سال و نیمی هم بالای ۶۵ سال سن داشتند.


    کادیلاک فلیت وود ۱۹۷۶

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     یک سدان ۵٫۸ متری مجلل و کشیده با ظاهری اظرافی و خشن که یادآور عصر طلایی برندهای آمریکایی است و با کمک موتوری ۸ سیلندر ۷۷۰۰سی‌سی که ۲۱۰ اسب بخار نیرو تحویل راننده می‌دهد  از گران‌ترین محصولات کلاسیک ساخت کادیلاک حاضر در ایران است. این سری که با کد شصت اسپیشیال بروهام نیز شناخته می‌شود در نمونه‌های سالم قیمتی بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان خواهد داشت.


      جگوار  xj

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     یک نمونه زهوار دررفته از سدان لوکس اسپورت انگلیسی ایکس جی که با قلب تپنده ۸سیلندر ۴۴۰۰سی‌سی به بازار عرضه شد و در سال ماقبل انقلاب ایران به تعداد انبوهی وارد بازار کشورمان شد. ایکس‌جی که با دایملر سورین مشترکات بسیاری دارد در برخی نمونه‌های سالم تا بیش از ۲۰۰ میلیون تومان قیمت داشته و خودرویی بسیار محبوب بین کلکسیونرهای ایرانی است.


     جیپ واگونیر – سیمرغ اس‌جی کوپه

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     یکی از خاص‌ترین نمونه‌های تولید شده توسط برند جیپ در ایران، شاسی‌بلندی کوپه و دو درب مربوط به سال ۱۹۷۵ است که در گونه اس‌جی (SJ) از سال ۱۹۷۴ تولید شد و هنوز هم مورد استفاده علاقمندان به طبیعت است.  مدل‌های تولید ایران از موتور تورنادو جیپ سود می‌بردند که یک نمونه ۶ سیلندر ۱۴۰ اسبی بود و در کنار جعبه‌دنده ۳سرعته دستی ساخت بورگ وارنر و نیز بدنه‌ای کشیده، در عصر خود بسیار پرفروش ظاهر شد. قیمت سیمرغ کوپه بین ۲۵ تا ۴۰ میلیون تومان است.


    بیوک اسکای‌لارک

    18 خودرو کلاسیک و ارزشمند حاضر در ایران

     نسل چهارم سدان بیوک اسکای لارک که در کشورمان با نام بیوک ایران در بازه زمانی ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ و پس از انقلاب اسلامی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ تولید شد از پلتفرم مشترکی با شورولت نوا بهره می برد اما به پیشرانه قوی تر و آپشن های بیشتر تجهیز شده است. این خودروی قدرتمند از پیشرانه هشت سیلندر ۵٫۷ لیتر ۳۵۰ اینچ مکعبی و مجهز به کاربراتور ۴ دهانه سود جسته که ۱۶۵ اسب بخار قدرت دارد سود برده که شتابی ۱۰ ثانیه‌ای را برای راننده به ارمغان می‌آورد. جالب است بدانید مصرف سوخت اسکای‌لارک حدود ۱۸ لیتر در صد کیلومتر است.

     

    دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند بماند

    امروز آپ موزیک برای شما کاربران ترانه بماند با صدای مهدی احمدوند با کیفیت 320 و 128 را آماده کرده

    Exclusive Song: Mehdi Ahmadvand – “Bemanad” With Text And Direct Links In UpMusic

    … دموی آهنگ اضافه شد …

    qwe 2 دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

    متن آهنگ بماند مهدی احمدوند

    ♪♪♫♫♪♪♯

    تو رفتی و سهمم از عشقت غمه سر قلبم هرچی بیاد حقمه
    ♪♪♫♫♪♪♯ یه لحظه از عشق تو غافل شدم جنونو رها کردم عاقل شدم ♪♪♫♫♪♪♯
    تو که رفتی عقل از سر من پرید نمیشه که عشق از مغازه خرید
    ♪♪♫♫♪♪♯ تو رفتی و قلب من افسرده شد دعاهای دشمن بر آورده شد ♪♪♫♫♪♪♯
    بماند هنوز تو فکرتم نیوفتاده عشقت از سرم تو رفتی و خنده با تو رفت بماند خودم مقصرم
    بماند هنوز تو فکرتم دلتنگ صدای خندتم بماند چی میکشم شبا خودم با خودم تو خلوتم

    UpMusicTag دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

    ♪♪♫♫♪♪♯

    مهدی احمدوند بماند

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ مهدی احمدوند بماند

    «خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    ایندی‌وایر| اریک کوهن، هر کدام از فیلم‌های «لارس فون تریه» را که تاکنون ساخته شده است را در نظر بگیرید، با حجم بسیاری بالایی از شجاعت که او برای ساخت آن‌ها به خرج داده است مواجه می‌شوید، اما او با ساخت «خانه‌ای که جک ساخت» (The House that Jack built) همه چیز را به سطح دیگری می‌برد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» پرتره‌ای ۱۵۵ دقیقه‌ای از زندگی یک قاتل سریالی است که تقریباً تمام مدت زمان فیلم را به تصویرکردن ذهنیات مغشوش و دردناک او و البته کارگردان دانمارکی اثر اختصاص یافته است.

    همه چیز در این حماسه‌ی خشن متفاوت خواهند بود، حماسه‌ای که در آن شاهد تعدادی صحنه‌ی کشتار فجیع هستیم که در آن حضور بچه‌ها و زنان هم بر دردآور بودن آن می‌افزاید و صد البته تمامی آن‌ها از دید مردی که آن‌ها را انجام می‌دهد روایت می‌شوند. اما هنری که در ساخت این فیلم به کار رفته است هر مرزی را درمی‌نوردد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» فیلمی ترسناک و سادیستیک است که بعضا تبدیل به یک مونولوگ ذهنی-روانی می‌شود و انحرافات فکری‌ای درباره‌ی ذات هنر در دنیای امروز دارد و تلاش قابل‌توجهی برای تزریق ناراحتی در لحظات کلیدی خود می‌کند.

    اگر با این دید به تماشای فیلم بروید یا تصمیم بگیرید که حداقل چالش تماشای فیلم تا انتها را با تمام سختی‌هایی که دارد را تحمل کنید، چیزی که در انتها از فیلم برداشت می‌کنید ارزشش را خواهد داشت.

    «خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    نیمی از «خانه‌ای که جک ساخت» را صحنه‌های بسیار خشن و غیرقابل‌تحمل تشکیل می‌دهد و نیم دیگری آن با پروسه‌ی خلاقانه‌ی استدلال‌های این روند روبه‌رو هستیم. ضدقهرمان اصلی داستان ما در فیلم «خانه‌ای که جک ساخت» به وسیله‌ی «مت دیلون» ساخته شده است.

    «جک» با مردی لهجه‌دار که او را نمی‌بینیم به نام «ورج» (با بازی برونو گنز) صحبت می‌کند و دستاورد‌های خود را به رخ او می‌کشد، اما «ورج» (اینکه یک شبح است یا چیز دیگری مشخص نیست) به او می‌گوید که هیچ‌کدام کار مهم و قابل ذکری نیستند. «جک» چالش پیش روی خود را قبول می‌کند و اعلام می‌کند که در طی یک دوره ۱۲ ساله پنج رویداد تصادفی را رقم خواهد زد که هر کدام قتل‌هایی بسیار مهیب را در خود خواهند داشت.

    درست همانند «نیمفومانیاک» (Nymphomaniac) بیشتر قسمت‌های «خانه‌ای که جک ساخت» را فلش‌بک‌هایی به گذشته تشکیل می‌دهند که ما را با جرایم او آشنا می‌کند.

    اولین رویداد در شمال‌غربی و نزدیک اقیانوس آرام روی می‌دهد، جایی که جک با یک زن پرحرف (با بازی اوما ثورمن) مواجه می‌شود که «جک» و احتمال اینکه او یک قاتل باشد را به سخره می‌گیرد. او اشتباه هم نکرده است چرا که در نقطه‌ی اوج فیلم متوجه می‌شویم که پوزخند‌هایی که «دیلون» می‌زند، این دیوانه‌ی کاریزماتیک ما اکثر مواقع تنها زمانی بیش از حد ایرسا نشان می‌دهد که کنترلی بر رفتار خود ندارد.

    «خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    اما در «خانه‌ای که جک ساخت» شخصیت تقریبا کنترل همه‌چیز را در اختیار دارد و به صورت طبیعی این مسئله باعث می‌شود که ما بفهمیم در واقع او بازنمایی از عقده‌ها و چالش‌ها و وسوسه‌های ذهنی و درونی کارگردان اثر یعنی «لارس فون تریخ» هستند که به صورت روایت تصویری بیان شده اند.

    همانطور که مکالمات با «ورج» ادامه پیدا می‌کنند و او اصرار دارد که دستاورد‌های «جک» چیز بزرگی نیستند، «خانه‌ای که جک ساخت» به ما می‌قبولاند که این فیلم به گونه‌ای طراحی شده است تا یک اتوبیوگرافی باشد.

    «فون تریه» که نحوه‌ی روایت خود در «نیمفومانیاک» را در این اثر نیز به کار برده است، بار‌ها و بار‌ها از روایت داستان «جک» پرت و منحرف می‌شود که تصاویر را به لحظاتی ثابت تبدیل می‌کند که یک سری دیالوگ درباره‌ی موضوعاتی مختلف در آن به گوش می‌رسد؛ معماری (وسواس فکری اصلی جک)، هنر کلاسیک، اردوگاه‌های کار اجباری و حتی خشونت در فیلم‌ها.

    در پروسه‌ی مجازات‌کردن کشمکش‌های درونی با اعمال آن‌ها بر روی دیگران، شنیدن دیالوگ‌ها دیگر چیز رایجی نخواهد بود؛ و «لارس فون تریه» با «جک» که به عنوان آلت دست او عمل می‌کند، تقریبا همین کار را انجام می‌دهد.

    فیلم زمان زیادی را صرف توضیح دادن پیش‌زمینه و شرایط کلی‌ای که باعث شدند جک به اینجا برسد و به چنین موجودی تبدیل شود نمی‌کند. در عوض، شخصیت او را به وسیله‌ی رویداد‌هایی که در فیلم قرار گرفته است که هر کدام نیازمند حکم قطعی هستند توضیح می‌دهد، در عین حال هر کدام را هم با شرایط محیطی بسیار زیادی که هر کدام ایده‌هایی هم در کنار خود دارند همراه می‌کند. ترکیب عجیب و غریبی است که ریتم خاصی را هم با خود داشته است.

    از همان اولین بخش فیلم، «فون تریه» تصاویر سیاه و سفیدی از «گلن گود» در حال پیانو نواختن نشانمان می‌دهد که خیالی و وهمی بودن روش «جک» را برجسته می‌کند (بعد‌ها می‌فهمیم که به او لقب «آقای پیچیده» داده اند). در صحنه‌ای که به گذشته می‌رویم و زمان کودکی جک، ما بعضا او را می‌بینیم که با یک جوجه اردک بازی می‌کند و گاهاً مستقیماً در دوربین خیره می‌شود.

    پس از اینکه او می‌گوید: «یه جوجه اردک وقتی تو خونه‌ی یه مرغ بزرگ شه باید نوع خاصی از دیوونگی رو تجربه کنه»، او مستقیماًه به سراغ بحث کردن درباره‌ی تئوری «ویلیام بلیک» درباره‌ی هنر می‌رود. قمار بزرگی است که فقط «فون تریه» قادر به پذیرفتن ریسک بازی‌کردن آن است، اما ایده‌ها به همان پیچیدگی‌ای که به نظر می‌رسند بازتاب می‌یابد؛ بازتاب منطق مردی که چنان شیفته‌ی دیوانگی و ویرانی شخصیتی خود شده است که استدلال‌هایی در دفاع از آن‌ها ایراد می‌کند.

    نباید از این نکته غافل شویم که «خانه‌ای که جک ساخت» می‌توانست به سادگی تبدیل به یک B-Movie شود اگر که عملکرد جانداری که در مرکزیت فیلم قرار دارد وجود نمی‌داشت. مشخصا اگر «دیلون» بخواهد بعداً برای بازی در یک فیلم «دیزنی» اقدام بکند، نمی‌تواند بازی در «خانه‌ای که جک ساخت» را به عنوان بخشی از رزومه‌ی خود معرفی کند، اما به هر روی، او موفق شده تا عملکرد قوی‌ای از خود نشان دهد و این هیولای ترسناک را، با آن چشم‌های گیرا و خنده‌های هولناک به زیبایی هر چه تمام‌تر تصویر کند.

    آن احساس را می‌شود در قتل‌هایی که روی می‌دهند هم یافت، قتل‌هایی که مشخصا به گونه‌ای طراحی شده اند تا ذهن شما را مشوش کنند، بعضا شاید حتی بیشتر از چیزی که نیاز هم هست. اگرچه بیشتر بخش‌های فیلم از مرز‌های «هزارپای انسانی» (The Human Centipede) فراتر نمی‌روند.

    در عوض اما، این صحنه‌ها دقت کار «جک» را به تصویر می‌کشند و رابطه‌ای که او با هر کدام از قتل‌هایش دارد نوعی پوشش برای عقده و مشکلات شخصیتی شدید او درست می‌کنند که به وسیله‌ی آن‌ها می‌توان هر کدام از کار‌های او را توصیف کرد.

    وقتی که همه چیز طبق نقشه پیش نرود، فیلم به سوی «جرمی که اشتباه از آب در آمد» تغییر مسیر می‌دهد و شبیه به کار‌های ابتداییِ برادران کوئن می‌شود. برای مثال، می‌توان موردی را مثال زد که او زنی را با دقت هر چه تمام‌تر خفه می‌کند و سپس برای اینکه ببیند آیا او در حالت معصومانه‌ای قرار دارد یا نه باز به خانه‌ی او باز می‌گردد در حالی که پلیس هم در آنجا حضور دارد. در جایی دیگر، او اقدام به کشتن چندین قربانی می‌کند تنها برای اینکه بفهمد گلوله‌ی اشتباهی را خریده است.

    اما مطمئناً بسیاری از افراد این صحنه‌ها را در مقابل دو صحنه‌ای از فیلم که شوکه‌کننده‌ترین‌ها هستند بسیار ساده و معمولی خواهند یافت.

    در یکی از صحنه‌ها، «جک» دو کودک را می‌کشد و مادرشان را مجبور می‌کند که به آن‌ها کلوچه بدهد. در صحنه‌ای دیگر، «رایلی کوگ»‌ای را داریم که لباسی بر تن ندارد و یک چاقو. دومین مورد ممکن است حتی از چیزی که «فون تریه» هم تصور می‌کرده است فراتر رفته باشد چرا که به نظر چیزی از کار در آمده است که حتی طاقت انسانی که مرزی برای خشونت و تحمل آن را ندارد هم به سر بیاورد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» به گونه‌ای طراحی شده است که حتی انسان‌هایی را هم که انتظار دیدن صحنه‌هایی وحشتناک دارند در نهایت در حالتی غیرعادی رها کند. در جایی از فیلم «جک» می‌گوید که: «اگر احساس می‌کنید که باید فریاد بزنید، حتما این کار را بکنید» و به نظر می‌رسد که «فون تریه» هم از او خواسته باشد که هنگام گفتن این جملات به دوربین خیره شود.

    همینطور که فیلم راه خود را از خاطرات «جک» به پیش طی می‌کند، ما با یک نقطه‌ی کور در داستان مواجه می‌شویم و آن هم اینکه چگونه یک مهندسِ خوش‌صحبت که به ادبیات هم علاقه داشته است تبدیل به چنین موجود خشن و وحشی‌ای شده است؟

    شکی وجود ندارد که «فون تریه» از جواب دادن به این سوال طفره خواهد رفت چرا که کل ماجرا و راوی آن بسیار غیر قابل اعتماد هستند. راوی داستان و بخش پایانی آن این حس را القا می‌کنند که هیچ چیزی در این داستان قابل اتکا نیست جز این نکته که ممکن است تمام داستان در ذهن یک انسان مجنون روایت شده باشد.

    خب، ما در این فیلم دو انسان مجنون داریم. یکی «مت» و دیگری «فون تریه» که بار دیگر از تسلطی که بر این مدیوم هنری دارد استفاده کرده تا بخش‌های غیرقابل‌دسترس روان خود را به تصویر بکشد. (یکی از موتیف‌های تکراری فیلم این است که «جک» تابلو‌هایی را به سمت دوربین می‌گیرد که گستردگی بیماری‌های روانی او از خودشیفتگی تا خودخواهی را نشان می‌دهند و شکی نداریم که مقصود چه کسی است).

    تصمیم او برای رد کردن تمامی اتهامات تنفر از زنان با اینکه سنگین بوده، اما بسیاری از نکات را روشن می‌کند؛ جک در جایی از فیلم در حالی که دارد یک چاقو را تیز می‌کند فریاد می‌زند که: «چرا همیشه تقصیر مردان است؟!». «زنان همیشه قربانی هستند، مردان همیشه مجرم». این اظهارنظری محکم و مشخص است اگرچه که فیلم در کل زیادی از آن دفاع نمی‌کند و به عنوان نظرات یک دیوانه‌ی خشمگین با آن برخورد می‌کند.

    اگر «لارس فون تریه» تصمیم بگیرد که دیگر فیلمی نسازد، «خانه‌ای که جک ساخت» می‌تواند جمع بندی بسیار خوبی از کارنامه‌ی کاری او باشد. در جایی در میانه‌ی تمام این دیوانگی، کارگردانِ ما نمایی را به تصویر می‌کشد که بسیار شبیه به فیلم دیگر او یعنی «ملانکولیا» (Melancholia) است در حالی که «جک» با نام «ضدمسیح» (Antichrist) خطاب می‌شود و «ورج» هم تلاش او را «رویایی رقت‌انگیز در آرزوی چیزی بزرگ» توصیف می‌کند.

    سخت نیست که ببینیم این فیلم‌ساز چگونه خودانتقادی را هم در این فیلم جا داده است. «جک» در حالی که دوربین بر روی یک دنیای خالی زوم می‌کند فریاد می‌زند که: «تو این دنیای لعنتی، هیچ‌کس نمی‌خواد که کمک کنه».

    «جک» در جایی خودش را لعن کرد که سعی کرد ناراحتی و اضطراب خود را با قتل جایگزین کند، همان‌طور که «لارس فون تریه» هم تصمیم گرفت فیلم بسازد. اگر «ملانکولیا» پروسه‌ی به تعادل رسیدن با احساسات شکننده را جشن گرفته بود، «جک» در تضاد با آن خواهد بود.

    چه حسی خواهد داشت که درگیر نقصان‌های خود شوید تا جایی که رستگاری عملاً غیرممکن شود؟ فیلم در نهایت با این نکته پایان می‌یابد که شاید اگر هم «فون تریه» داخل مشکلات بی‌پایانی ذهنی خود گرفتار باشد و عملاً جهنمی برای خود درست کرده باشد، او همچنان به زندگی امید دارد.

    منبع: سایت نقدفارسی

    مترجم: امید بصیری

    توده های سرطانی و خطرناک سینه

    در حال حاضر بر اساس آمار‌ها به نظر می‌رسدکه سرطان سینه کشنده‌ترین سرطان درمیان خانم‌ها به شمار می‌آید. همه ما شنیده‌ایم که سرطان از یک توده شروع می‌شود؛ در حالیکه بسیاری از خانم‌ها در ماموگرافی‌های خود با توده‌هایی روبه‌رو می‌شوند که اکثرشان خوش خیم هستند، اما با این حال به شدت نگران می‌شوند؛ اینکه آیا این توده‌ها در آینده تبدیل به سرطان خواهند شد یا خیر؟ پس اگر می‌خواهید با انواع توده‌های سینه از جمله کیست‌ها، فیبروم‌ها، توده‌های عفونی، نکروز چربی و … آشنا شوید حتما این مقاله را بخوانید.

    انواع توده‌ها کدامند؟

    توده‌هایی که در پستان یافت می‌شوند، انواع مختلف دارند، اما شایع‌ترین آن‌ها که بسیاری از خانم‌ها با آن روبه‌رو می‌شوند عبارتند از: فیبروآدنوم‌ها، کیست‌ها، توده‌های ناشی از التهاب و عفونت، بیماری فیبروکیستیک سینه، نکروز چربی و برخی توده‌های اختصاصی دیگر که به طور مختصر با علائم و درمان این توده‌ها آشنا می‌شویم.

    از این درد نترسید

    تغییرات فیبروکیستیک پستان از حالت‌های شایع در بین خانم‌هاست که تا ۹۹ درصد با درمان‌های غیر جراحی برطرف می‌شود. فیبروکیستیک سینه در حقیقت یک بیماری محسوب نمی‌شود بلکه بروز تغییراتی در سینه خانم‌هاست که با درد و تورم سینه‌ها قبل از عادت ماهانه و بهبود نسبی آن بعد از اتمام عادت ماهانه همراه است. تقریبا ۸۰ در صد ازخانم‌ها در دوره‌ای از زندگی خود این حالت را تجربه می‌کنند، اما شدت آن در افراد مختلف یکسان نیست. در مواردی که درد خفیف است تجویز ویتامین‌ها و پرهیز از مواد محرکی، چون قهوه، چای غلیظ، نسکافه و کاکائو در تسکین درد موثر است، اما اگر درد شدید و آزار دهنده باشد دارو‌های دیگری تجویز خواهند شد.

    کدام کیست‌ها را باید جراحی کرد؟

    کیست‌ها توده‌هایی با دیواره ظریف و حاوی مایع هستند، درست مانند یک توپ پینگ پنگ که از آب پر شده باشد. این کیست‌ها در هر جای بدن از جمله سینه می‌توانند ایجاد شوند و بسیار شایع هستند طوری که تعداد زیادی از خانم‌ها ممکن است یک یا چند کیست در یک یا هر دو سینه خود داشته باشند.

    کیست‌ها علت خاصی ندارند، اما به نظر می‌رسد که با وضعیت هورمونی فرد در ارتباط باشند، با این حال وجود کیست لزوما به معنای اختلال هورمونی در یک خانم نیست. خوشبختانه کیست‌ها در اغلب موارد خوش خیم هستند و مشکلی برای بیمار ایجاد نمی‌کنند.

    برای درمان آن‌ها اگر با درد همراه باشد می‌توان از دارو‌های خوراکی استفاده کرد. اگر کیست بزرگ باشد یا پزشک تشخیص دقیق‌تر را لازم بداند، اقدام به تخلیه آن با سوزن ظریف خواهد کرد که کار بسیار راحت و بدون دردی است و به صورت سرپایی انجام می‌شود. اگر کیست‌های کوچک مشکوک باشند می‌توان آن‌ها را با هدایت سونوگرافی تخلیه کرد و نمونه را برای بررسی سلولی به آزمایشگاه فرستاد.

    در اغلب موارد اقدامات فوق برای درمان کیست کافی است، اما به ندرت عمل جراحی نیز لازم می‌شود؛ برای مثال درکیست‌هایی که مایع داخل آن‌ها خونی باشد یا در کنار آن‌ها توده‌ای دیگر نیز مشاهده شود یا اگر پس از چند بار تخلیه و به فاصله‏ کوتاه از زمان تخلیه کیست عود کند یا اگر قسمتی از آن‌ها سفت یا توپر باشد یا اگر مشکوک به بدخیمی باشند، نیاز به جراحی وجود دارد.

    فیبرو آدنوم‌ها

    این توده در زنان جوان شایع‌تر است

    فیبرو آدنوم‌ها شایع‌ترین تومور‌های خوش‌خیم پستانی هستند که بیشتر در زنان ۲۰ تا ۳۵ ساله دیده می‌شود، اما در نوجوانان هم ممکن است دیده شوند. قبل از ۲۵ سالگی فیبرو آدنوم‌های پستان از کیست‌ها شایع‌ترند و موجب اضطراب و هراس در این گروه از بانوان می‌شوند.

    این توده‌ها ممکن است دوطرفه (در هر دو پستان) باشند و گاهی تعداد آن‌ها به چند عدد در هر سینه می‌رسد. معمولا در صورتی که تشخیص فیبرو آدنوم برای پزشک مسجل باشد نیازی به عمل جراحی وجود ندارد، اما اگر توده رو به رشد باشد یا اندازه آن در حدی بزرگ باشد که خارج کردن آن ترجیح داده شود، اقدام جراحی لازم می‌شود. این عمل ساده و بی‌خطر است و از نظر زیبایی نیز مشکل خاصی در سینه ایجاد نمی‌کند، زیرا با یک برش بسیار کوچک انجام می‌شود و با بخیه ظریف و قابل جذب ترمیم می‌شود.

    توده‌های عفونی والتهابی

    شاید سینه عفونت کرده باشد!

    توده‌های التهابی بر اثر عواملی نظیر عفونت ایجاد می‌شوند. التهاب ایجاد شده در بافت پستان سبب می‌شود توده یا سفت شدگی در سینه لمس شود. حتی گاهی با به داخل کشیدن پوست یا نوک سینه علائم سرطان را تقلید می‌کند.

    عفونت‌های بافت پستان اغلب در خانم‌های شیرده اتفاق می‌افتند، اما گاهی در افراد دیگر نیز مشاهده می‌شوند. درمان اولیه این توده‌ها استفاده از آنتی‌بیوتیک است و بیماران باید سریعا به پزشک مراجعه کنند و دارو دریافت کنند چراکه این التهاب ممکن است تبدیل به آبسه شود.

    در این صورت نیاز به تخلیه با عمل جراحی پیدا می‌کند. برخی اوقات عفونت‌های قارچی در سینه ایجاد التهاب می‌کنند که در این موارد نیاز به درمان با دارو‌های خاص وجود دارد. گاهی نیز علت التهاب ناشناخته است و میکروب خاصی را نمی‌توان در کشت‌های انجام شده یافت. در این مورد نیز درمان‌های خاصی وجود دارد که به خوبی بیماری را کنترل می‌کنند.

    نکروز چربی

    توده‌ای که براثر ضربه ایجاد می‌شود

    اغلب در سینه‌های بزرگ بر اثر وارد آمدن ضربه، نسوج چربی آسیب دیده و به صورت توده‌ای بدون درد احساس می‌شود. این ضایعه نیاز به درمان خاصی ندارد و اغلب خود به خود از بین می‌رود، اما در بعضی موارد، چون با ضایعه بدخیم از نظر ظاهری قابل افتراق نیست، نیاز به نمونه‌برداری و خارج کردن دارد. باید توجه داشت هر توده‌ای که بعد از ضربه ایجاد می‌شود، نکروز چربی نیست. گاهی ضربه عاملی برای دقت بیشتر خانم‌ها به سینه و کشف توده‌هایی می‌شود که از قبل وجود داشته، اما به دلیل اینکه درد نداشته از نظر پنهان مانده‌اند بنابراین توده‌هایی که بعد از ضربه کشف می‌شوند، باید تحت بررسی کامل قرار گیرند.

    فورا نمونه‌برداری کنید

    مطلبی که در مورد تمام توده‌های خوش خیم باید تأکید کرد این است که تشخیص خوش خیم یا بدخیم بودن توده با پزشک متخصص است. اگر پزشک برای تشخیص دقیق، نمونه برداری یا عمل جراحی را توصیه کرد باید در اولین فرصت آن را انجام دهید، چون ضرر یک نمونه برداری ساده بسیار کمتر از تشخیص ندادن و به تعویق انداختن درمان یک توده بدخیم (سرطانی) است. به یاد داشته باشید که سرطان سینه قابل درمان است به شرطی که در تشخیص و درمان آن اهمال نکنیم.

    منبع: مجله سیب سبز

    ایرسا| بررسی عملکرد ۴ ماهه خودروسازان در بازار آمریکا از افزایش چشمگیر فروش فورد، شورولت و جیپ و سقوط خودروسازان ژاپنی حکایت دارد. در حالی که تا ماه سوم سال ۲۰۱۸ وضعیت فروش خودروسازان ژاپنی پیوسته صعودی بود، مرور کارنامه خودروسازان در ماه چهارم سال و تجمیع آن با فصل بهار از افول احتمالی برندهای ژاپنی و کره‌ای در بازار آمریکا حکایت دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا
    به گزارش ایرسا، جالب است که تویوتا کمری برای اولین بار در ۹ ماهه اخیر که نسل جدید آن معرفی شده، با نزول فروش مواجه شده و در آن سود سیلورادو و اکویناکس دو محصول شورولت در کنار جیپ رانگلر سه خودرو آمریکایی بوده‌اند که رشد فروش چشمگیری ۱۸ تا ۶۰ درصدی را تجربه کرده‌اند. هرچه آمریکایی ها در این ماه به مدد تسهیلات مالی دولت موفق به افزایش فروش شده‌اند، قطاری از خودروهای ژاپنی دیگر را می‌توان نام برد که مثل کمری و سی‌آر-وی با افت فروش مواجه شده‌اند. اینجا با ده خودروی برتر و موفق ۴ ماهه نخست سال ۲۰۱۸ بازار آمریکا می‌توانید آشنا شوید.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    فورد اف ۱۵۰
    این وانت بزرگ جثه آمریکایی این ماه هم با رشد ۳٫۵ درصدی موفق شده بیش از ۷۳ هزار دستگاه فروش داشته تا فورد را با رشد ۴٫۱درصدی تقاضای این محصول در سال جدید مواجه کند. کل فروش اف۱۵۰ در این۴ ماه ۲۸۷ هزار دستگاه بوده است. فورد اف۱۵۰سالانه بیش از ۸۰۰ هزار دستگاه در سرتاسرجهان فروش دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    شورولت سیلورادو
    ۴۷۷۲۴؛ این کل فروش یک ماه سیلورادو بود که با ۱۸ درصد رشد مجموع تحویل این وانت بزرگ به خریداران آمریکایی در این۴ ماه را به مرز ۱۸۴ هزار دستگاه رسانده است. سیلورادو در بین وانت‌های بزرگ‌جثه حاضر در بازار آمریکا همواره زیر سایه فورد اف۱۵۰ قرار داشته اما به نظر وضعیت نسل تازه این خودرو در حال بهبود است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    دوج رام پیکاپ
    افت ۹٫۴ درصدی رام باعث شده کل فروش آوریل این خودرو به ۳۹۲۵۲دستگاه و کل فروش ۴ ماهه آن به ۱۳۹ هزار دستگاه محدود شود. به نظر می‌رسد تغییر نسل در دوج رام پیکاپ باعث اقبال بیشتر خریداران به این محصول خشن و اسپورت نشده است!
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    نیسان ایکس تریل
    افت شدید ۱۴٫۸ درصدی در این ماه هم باعث نشده تا جایگاه ایکس تریل متزلرل شود. ایکس تریل در ماه چهارم سال ۲۳۳۳۱ دستگاه فروش داشته ضمن اینکه فروش ۴ماهه‌اش به ۱۳۹هزار دستگاه محدود شده است. گویا طرح ایکس‎تریل ۲۰۱۸ که اخیرا فیس‌لیفت شده گویا چندان به مذاق خریداران آمریکایی خوش نیامده است.
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا راو۴
    پرفروش‌ترین شاسی‌بلند تویوتا با فروش بیش از ۳۱ هزار دستگاه در این ماه ضمن افت ۲٫۴ درصدی کل فروش خود را در ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸ به بیش از ۱۲۲ هزار دستگاه رسانده است. جالب است بدانید که عملکرد امسال این خودرو همچنان صعودی بوده و نسبت به ۴ماهه نخست ۲۰۱۷ حدود ۹٫۱ درصد رشد داشته است.
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا کمری
    عجیب است. کمری بعد از یک دوره موفق۹ ماهه حدود ۵ درصد افت کرده است. بر این مبنا فروش ماه آوریل کمری با سقوط به زیر ۳۰هزار دستگاه، در مرز ۲۹٫۸ هزار دستگاه متوقف مانده تا کل عملکرد فروش ۴ ماهه کمری به ۱۲۰۶۱۵دستگاه محدود شود. البته فعلا این خودرو نسبت به دوره مشابه سال قبل ۵ درصد رشد فروش دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    هوندا سیویک
    سدان کوچک هوندا هم علیرغم افت ۹درصدی در ماه اوریل همچنان پرفروش است. این خودرو ژاپنی با تحویل بیش از ۲۹ هزار دستگاه خودرو تا اینجای سال بیش از دستگاه  ۱۱۰٫۵هزار فروش داشته است گرچه عملکرد سیویک نسبت به سال قبل نشان ازحدود ۲٫۱ درصد افت فروش دارد.

     10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    شورولت اکویناکس
    شاسی‌بلند جذاب شورولت رتبه هشتم پرفروش‌ترین خودروهای بازار آمریکا را به خود اختصاص داده است. شورولت سازنده آمریکایی موفق شده با رشدی بزرگ به میزان ۳۵٫۷ درصد، در ماه آوریل بیش از ۲۸ هزار دستگاه از این محصول را تحویل مشتریان دهد. کل فروش ۴ماهه نخست ۲۰۱۸ مدل اکویناکس هم با ۳۲درصد رشد به مرز ۱۱۰٫۵ هزار دستگاه رسیده است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    هوندا سی‌آر-وی
    کراس‌اوور محبوب هوندا روزهای خوبی را نمی‌گزارند و همچنان مقهور دو هموطن دیگر خود یعنی نیسان ایکس تریل و تویوتا راو۴ است. افت ماه آوریل و عملکرد ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸ این خودرو با ۱۳ و ۱۲٫۹ درصد باعث شده تا فروش ماهانه و مجموع فروش سی‌آر-وی به ترتیب به ۲۸٫۳ و ۱۱۰٫۳ هزار دستگاه سقوط کند.

     10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا کورولا
    سقوط سدان کامپکت و کوچک تویوتا عجیب نیست. کورولا در پنجمین سال تولید خود قرار دارد و ظاهری نسبتا خسته کننده به خود گرفته است. همین عامل باعث شده تا در فروش ماه آوریل این مدل افت ۱۷ درصدی و در عملکرد ۴ ماهه ۲۰۱۸ نزولی ۸درصدی را شاهد باشیم. این خودرو در ماه آوریل مجموعا ۲۴هزار دستگاه فروش داشته ضمن اینکه در ۴ ماه نخست سال کمی بیش از ۹۶ هزار دستگاه فروش کرده است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا

    در کل جالب است بدانید که مجموع فروش خودرو ماه آوریل بازار آمریکا با افتی ۴٫۸ درصدی به کمتر از ۱٫۳۵۵ هزار دستگاه رسید که برخی این افت را به چشم‌انداز مالی مصرف‌کنندگان و برخی نیز به افزایش نسبتا شدید قیمت نفت و بنزین نسبت می‌دهند.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس