این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ محسن چاوشی غیر معمولی

    هم اکنون می توانید دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ غیر معمولی با صدای محسن چاوشی به همراه متن و دو کیفیت

    Exclusive Song: Mohsen Chavoshi – “Gheire Mamoli” With Text And Direct Links In UpMusic

    h دانلود آهنگ محسن چاوشی غیر معمولی

    متن آهنگ غیر معمولی محسن چاوشی

    ♪♪♫♫♪♪♯

    دوستی ساده ما غیر معمولی شد
    نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
    نمیدونم چی شد که وجودم لرزید
    دل من این حسو از تو زودتر فهمید
    ♪♪♫♫♪♪♯ تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم ♪♪♫♫♪♪♯
    چه دلیلی داره از تو دست بردارم
    بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو
    هرچی شد از حالا همه چیزش با تو
    دیگه دست من نیست بستگی داره به تو

    UpMusicTag دانلود آهنگ محسن چاوشی غیر معمولی
    بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
    بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
    عاشق من بمونی منو تنها نذاری
    دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد
    میدونستم خوبی ولی نه تا این حد
    ♪♪♫♫♪♪♯ انگاری صد ساله که تو رو میشناسم ♪♪♫♫♪♪♯
    واسه اینه اینقدر روی تو حساسم
    منِ احساساتی به تو عادت کردم
    هرجا باشم آخر به تو برمیگردم
    دیگه دست من نیست بستگی داره به تو
    بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
    بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
    عاشق من بمونی منو تنها نذاری

    ♪♪♫♫♪♪♯

    محسن چاوشی غیر معمولی

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ محسن چاوشی غیر معمولی

    زبان رو باید حسابی برس بزنید و بشورید تا  روش هیچ کثیفی نداشته باشه. و برای پختش بهتره از  زودپز استفاده کنید. زبان رو به همراه مقدار ی اب که روش رو بگیره و باقی مواد داخل زودپز بندازید

     

    zaban1

     

    و بسته به نوع زودپزتون یک تا دوساعتی بپزیدش.

     

    zaban2
    مثل تایمی که برای آبگوشت میدید.
    بعد اجازه بدید کمی خنک بشه و پوست روش رو بکنید. راحت جدا می شه.

     

    zaban3

     

     

    zaban4
    حالا باید اون رو با چاقو به برش های دلخواه تقسیم کنید.

     

    zaban-6
    و داخل تابه ای کمی کره بریزید و بگذارید تا دو طرفشون توی کره تفت بخوره و کمی تغییر رنگ بده.

     

     

    zaban-15
    قارچ هاتون رو که بهتره مرغوب و سفید باشند رو خرد کنید

     

     

    zaban7

     

    و با کمی کره جداگونه تفت بدید تا ابش جمع بشه.

     

    zaban12

     

    آرد رو با مقداری روغن تفت بدید تا خامی اش گرفته بشه

     

     

    zaban8

     

    و بعد کم کم بهش شیر رو اضافه کنید. همینطور فلفل سفید و نمک رو.

     

    zaban10
    ریختن فلفل سفید بخاطر اینه که رنگ سفید سس حفظ بشه وگرنه فلفل قرمز یا سیاه هم میتونید استفاده کنید.
    بعد از ریختن شیر اجازه بدید تا سس قوام بیاد و اگه مایل بودید بهش کمی خامه اضافه کنید

     

    zaban11

     

     

     

    و در نهایت قارچها رو اضافه سس کنید و زیرش رو خاموش کنید.

     

    zaban13

     

     

    خوراک رو توی دیس بکشید و اطرافش رو سس بدید.

     

     

    zaban-18-s
    این غذا بسیار لذیذه اما چرب و سنگینه. سعی کنید در خوردنش افراط نکنید.
    میتونید بعد از تفت دادن زبانها در کره اونها رو لای نون ساندویچ بگذارید و با مواد دلخواه دیگه مثل کاهو و گوجه و .. ساندویچ  زبان درست کنید و نوش جان کنید.

     

    آبی که از پختن زبان توی زودپز میمونه خودش خیلی چرب و مقویه و میتونید با کمی نان نوش جان کنید یا فریز کنید و در انواع غذا ازش استفاده کنید.
    میتونید جای استفاده از شیر در سس از آب زبان استفاده کنید.

    امیدوارم که این غذا رو درست کنید و دوست داشته باشید.
    نوش جان
    شاد باشید
    شف نگین

     

     

     

     

    zaban-18-s

     

    zaban-20-s
    پ.ن

     

     

    تقدیم به همه بانوان صبور کشورم:

     
    زن بودن چه زیباست
    وقتی در قلمرو خانه تو تنها ملکه سرزمین هستی و عطف توجه
    زن بودن چه زیباست
    وقتی  گرمی یک خانه از توست
    چه زیباست زن باشی و عشق از لابه لای انگشتانت سر ریز شود
    تا خانه و خانواده ای را سیراب کنی
    زن بودن چه حس خوبی ست
    وقتی نبض زندگی در توست
    وقتی میتوانی جانی دوباره ببخشی
    وقتی میتوانی مادر باشی
    فرشته ی روی زمین
    زن بودن چه حس خوبی ست وقتی  تنها تو میتوانی نان عشق را
    به عدل بین همه خانواده تقسیم کنی
    وقتی تنها یک لبخندت
    چنان قدرتی دارد که خستگی یکروز را
    از شانه های مردی بردارد
    و تنها یک نگاهت چنان  حس خوبی در رگهایش تزریق کند که
    همه اتفاقات بیرون را پشت در جا بگذارد
    زن بودن چه خوب است
    وقتی آرامش خانه باشی
    وقتی وقف دیگرانی
    وقتی بی بهانه می بخشی
    و بی دلیل می خندی
    وقتی با وجودت خانه ای رونق دارد
    زن بودن زیباست
    آنرا بیاموزیم و قدر بدانیم.

     

     

    نگین تاران مرداد ۹۴

     

    اینم از پسر کوچولوی کلاس اولی من:

     

    photo_2015-09-26_11-18-10

     

     

     

     

     

    کاملا طبیعی است مردم به عنوان خریدار بابت پولی که می‌پردازند کالای موردنظرشان را دریافت کنند؛ لذا فعلا تا اطلاع ثانوی ازنظر مخاطبان ایرانی فیلم‌های کمدی و طنز در اولویت قرار دارد.

    جولان فیلم های کمدی 

     

    چندی پیش بود که براساس یک گزارش آماری از سوی معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینمایی سازمان امور سینمایی اسامی ۱۱ فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران که به فروشی بالاتر از ۱۰ میلیارد تومان دست یافتند، اعلام شد.

     

    در این فهرست فیلم‌هایی نظیر «نهنگ عنبر ۲»، «گشت ۲» در رتبه اول و دوم پرفروش‌ها قرار گرفتند و فیلم‌هایی، چون «خوب، بد، جلف»، «فروشنده»، «محمد رسول‌الله (ص)»، «من سالوادور نیستم»، «سلام بمبئی»، «پنجاه کیلو آلبالو»، «ابد و یک روز»، «بارکد» و «اکسیدان» در رتبه‌های دیگر جای گرفتند.

     

    جدای از اینکه ملاک پرفروش بودن را سالی که فیلم در آن ساخته شده و شاخص مالی همان سال تعیین می‌کند، اما در هر صورت گیشه این فیلم‌ها نیز قابل توجه به نظر می‌رسد.

    در این اسامی به غیر از فیلم‌های «فروشنده»، «محمدرسول‌الله ص)، «ابد و یک روز» دیگر آثار با اقبال مواجه شده همه کمدی هستند و این نکته ثابت می‌کند که مردم از تماشای فیلم‌هایی با داستان‌های کمدی استقبال می‌کنند.

    درست است که این فیلم‌ها طی ۳ سال اخیر گیشه پرفروش‌های سینمای ایران را از آن خود کردند، اما تجربه ثابت کرده نه تن‌ها سه سال گذشته بلکه در سال‌های ما قبل این تاریخ هم اقبال مردم به فیلم‌های کمدی زیاد بوده است. کمااینکه فیلم «ورود آقایان‌ممنوع» به کارگردانی رامبد جوان هم با استقبال بی‌نظیری مواجه شد یا فیلم «اخراجی‌ها»‌ی مسعود ده‌نمکی هم وقتی بهار سال ۸۷ به نمایش عمومی درآمد مخاطبان انبوهی را به سینما کشانده بود.

     

    در بین همین کارگردان‌هایی که فیلم‌شان پرفروش شده، «گشت ارشاد» سعید سهیلی، «نهنگ عنبر» سامان مقدم یا «خط ویژه» مصطفی کیایی هم با استقبال بالایی از جانب مخاطبان مواجه شدند.

    اما بدون نگاه به سطح کیفی این فیلم‌ها و خارج از میزان قدرت نمایی گیشه آن‌ها به دنبال پاسخی برای این سوال بودیم که چرا به محض اینکه فیلم کمدی روی پرده می‌رود تماشاگران تا این اندازه به وجد می‌آیند و از آن استقبال می‌کنند؟

    تا اطلاع ثانوی فقط فیلم کمدی
    زمانی که به کارنامه منوچهر محمدی نگاه می‌کنیم فیلم‌هایی با موضوعات مختلف در کارنامه او دیده می‌شود که بعضی از آن‌ها شانس دیده شدن از جانب مخاطبان را بیشتر داشتند.

     

    تهیه‌کننده فیلم‌های ارتفاع پست، میم مثل مادر، عصر روز دهم، طلا و مس و بوسیدن روی ماه در سال‌هایی فیلم‌های کمدی را هم به فهرست کارهایش اضافه کرده که اکسیدان نمونه آخری آن است.

     

    اکسیدان به کارگردانی حامد محمدی زمانی که به نمایش عمومی درآمد با سروصدا و جنجال زیادی همراه بود و تا مرز پایین آمدن فیلم از پرده سینما هم پیش رفت، اما فیلم نمایش عمومی خود را طی کرد.

    منوچهر محمدی پاسخ سوال ما را نه در جایگاه یک تهیه‌کننده بلکه به عنوان یک شهروند و در مرحله بعدی کسی که اندک مطالعاتی را در رشته جامعه‌شناسی دارد می‌دهد: «بدیهی است که زندگی در کلانشهرهایی، چون تهران آن‌چنان خسته‌کننده و ملال‌آور است و آنچنان روح و جسم شهروندان را دربر می‌گیرد که آن‌ها نیازمند آرامش و تمدد اعصاب و سرگرمی و خندیدن هستند. فشارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اساسا چیدمان خسته‌کننده شهری از یک طرف، کمبود امکانات تفریحی مشابه از سوی دیگر در شهرهای ما سبب شده که مردم در این مهروموم‌ها رغبت بیشتری به فیلم‌های کمدی داشته باشند.»

    از نظر او کاملا طبیعی است مردم به عنوان خریدار بابت پولی که می‌پردازند کالای موردنظرشان را دریافت کنند؛ لذا فعلا تا اطلاع ثانوی ازنظر مخاطبان ایرانی فیلم‌های کمدی و طنز در اولویت قرار دارد.

    تهیه‌کننده فیلم «بازمانده» در پاسخ به این سوال که یکسری فیلم‌های کمدی باعث تنزل سطح سلیقه مخاطب می‌شود، می‌گوید: «آیا قبول دارید در کشوری که همه مسائل آن رنگ و بوی سیاسی پیداکرده فیلم کمدی ساختن کار بسیار دشوار و سخت‌تر از ساخت فیلم اجتماعی است؟»

    تجربه ثابت کرده که بسیاری از سوژه‌ها که شاخصه و المان کمدی بودن دارند فیلمسازان نمی‌توانند کار کنند: «چراکه با تیغ تیز سانسور همراه می‌شویم که گاه منجر به توقیف فیلم می‌شود شما به همین فیلم‌هایی که جزو آمار پرفروش‌های سینما هستند نگاه کنید درخواهید یافت که این فیلم‌ها با ممیزی چندباره توانسته‌اند پروانه نمایش بگیرند که وقتی شرایط چنین باشد ازنظر من کاملا طبیعی به نظر می‌رسد که فیلمسازان سراغ موضوعات با لایه‌های مختلف نروند و عناصری را دستمایه درام و سوژه فیلم‌های‌مان کنیم که به اصناف برنخورد و امکان نمایش پیدا کند و این‌ها دلایلی است که ما به کمدی سرگرم‌کننده متمایل شویم.»

    مخاطبان را نمی‌توان فریب داد
    در این دوره و زمانه دیگر از هیچ فیلمسازی بعید نیست که گرایش فیلمسازی خود را به سمت فیلم‌های کمدی تغییر دهد. کارگردان فیلم‌های «مردی شبیه باران» و «سنگ، کاغذ، قیچی» در سال‌های گذشته به ساخت فیلم‌های کمدی روی خوش بیشتری نشان داده و انگار از ساخت این نوع فیلم‌ها بیشتر استقبال می‌کند. سعید سهیلی معتقد است در لایه‌های فیلم‌های کمدی‌اش موضوعات تلخ را بیان می‌کند.

    این کارگردان مخاطبان و تماشاگران سینما را بسیار هوشمند ارزیابی می‌کند که به‌خوبی بین کار بد و خوب تفاوت قائل می‌شوند. به نظر این کارگردان مخاطب تشخیص می‌دهد که چه‌کاری را نباید ببیند و حتی آن‌ها تماشای یک تعداد فیلم‌ها را به‌راحتی رد می‌کنند: «اصلا این گونه نیست که هر فیلم کمدی با مخاطبان بالایی همراه باشد، چون سال‌های اخیر فیلم‌های کمدی‌ای هم بودند که نتوانستند به گیشه مطلوبی دست پیدا کنند.

     

    به همان میزان که فیلم‌های تلخی، چون «ابد ویک روز» گیشه خوبی داشتند؛ منظور من این است که تماشاگر از فیلم با موضوع خوب با بازیگران و کارگردانی درست استقبال می‌کند نه صرفا عنوان فیلم کمدی.»

    از نظر سهیلی نمی‌توانیم حکم صادر کنیم که گرایش مخاطبان به فیلم‌های کمدی بیشتر شده و او با طرح این موضوع مخالف است چراکه به نظر او تماشاگر طرفدار فیلم‌های خوب است و به محض اینکه متوجه شود فیلمی دربرگیرنده خواسته‌اش نیست آن را پس می‌زند: «نباید ما این گونه فکر کنیم که هر فیلم که کمدی بسازیم با استقبال مخاطبان همراه می‌شود چراکه به اعتقاد من با مردم بسیار هوشمندی مواجه هستیم.»

    سهیلی به صحبت‌هایش اضافه می‌کند: «از میان فیلم‌های کمدی سال‌های اخیر «نهنگ عنبر ۲» و «گشت ۲» از همه بیشتر گیشه داشته‌اند برای اینکه این فیلم‌ها در زیر لایه خود نکاتی را مطرح می‌کنند و حرف‌هایی را می‌گویند که مردم بیشتر می‌پسندند فیلم‌های کمدی من هسته تلخی دارند و دردهایی در لفافه بیان می‌کنند. همان زمانی که «گشت ۲» در سینما‌ها به نمایش درآمده بود فیلم «ماجرای نیمروز» هم اکران شد و با استقبال خوبی هم از جانب مخاطبان همراه بود. پس این میزان فروش ربطی به کمدی بودن ندارد»

    در دوره، زمانه‌ای که اینترنت و فضای مجازی فضاهای زیادی را اشغال کرده است، نمی‌توان تماشاگران را فریب داد: «مخاطبان آنقدر باهوش هستند که حتی گول فیلم خوب قبلی کارگردان را هم نمی‌خورند، اما وقتی فیلمی را بپسندند خودشان برای فیلم تبلیغ می‌کنند. آن‌ها به دنبال حرف نو فیلم جدید و روایتی تازه می‌گردند و هر فیلمی را نمی‌پسندند.»

    سینما و طیف متفاوت تماشاگران آن
    تعریفی که ابوالحسن داوودی از سینما دارد، به مخاطب برمی‌گردد و اینکه باید سینما مخاطب خود را داشته باشد و از سوی دیگر استاندارد‌ها را هم در نظر بگیرد.

     

    البته این استاندارد شامل هر چیز می‌تواند باشد، از اندیشه در ساخت یک فیلم گرفته تا ساختاری که یک فیلم باید داشته باشد. او می‌گوید: «این اعتقاد را دارم که سینما تا جایی که می‌تواند سقف سلیقه مردم را باید در نظر بگیرد من عنوان فرهیختگی روی فیلم‌های سینما نمی‌گذارم، اما فیلم‌های سینما باید از استانداردهای لازم برخوردار باشند و سطح سلیقه مردم را افزایش دهند.»

    از طرف دیگر داوودی طیف تماشاگرانی که سینمای ایران دارد را یکدست نمی‌داند: «ما با چند گروه بیننده مواجه هستیم که بخش عمده‌ای از فروش هر فیلم با گروه مخاطبین خاصی که دارند تعیین می‌شود و هرکدام به شکلی تماشاگر خود را ترغیب به فیلم دیدن می‌کنند.

     

    این در سینمای کمدی مساله‌ای جاافتاده است. ضمن اینکه ظرفیت مخاطبان بالقوه است و با بالفعل قابل‌مقایسه نیست به همین منظور ما با درجه کیفی مختلفی از سلایق مردم مواجه هستیم. بررسی‌ها نشان داده طیفی از تماشاگران که به سینما می‌آیند نسبت به آنهایی که می‌توانند به سینما بیایند آمار پایینی است و شکل تماشاگران سینما کاملا با هم فرق دارد.»

    از نظر داوودی فیلمی که ساختار داشته و به معنای واقعی سینما باشد نسبت به فیلمی که به لحاظ شکلی و ساختاری سطح نازلی دارد تماشاگر خود را خواهد داشت.

     

    در نتیجه از نظر او تماشاگران هوشمند و دارای قدرت انتخاب هستند. متاسفانه ثابت‌شده که به دلیل اقتصاد ضعیف سینما این تفکر جاافتاده و به اهالی سینما تزریق‌شده که هرچقدر به سمت کف سلیقه مردم بروند و فیلم‌های کمدی فاقد کیفیت ساخته شود ارتباط مخاطب با فیلم‌ها موفق‌تر خواهد بود، اما باید به این نکته توجه کرد که این فرمول؛ فرمول غلطی است.

    داوودی به لحاظ تجربه و سابقه کاری که در سینما دارد و فیلم کمدی پرمخاطب «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» را در کارنامه خود دارد، به این باور رسیده: «فیلم‌هایی که ساختار مناسبی دارند ارتباط موفقی هم با تماشاگران دارند و حتی میان مخاطبان آن‌ها اندیشمندان و متفکرین هم هستند.

     

    البته در این میان فیلم‌هایی هم هستند که با وجود برخورداری از شکل و شمایل سینمایی و داشتن حرف جدید نتوانستند در گیشه موفق شوند و این به دلیل نبود مخاطب بالقوه برای این فیلم‌ها در سینما نیست آن‌ها هم مخاطبان خاص خود را دارند.»

    نکته مهم دیگری که این میان مطرح می‌شود بحث چگونگی اکران و نمایش این فیلم‌هاست که قطعا در میزان پرفروش شدن آن‌ها تاثیر بسزایی دارد. ابوالحسن داوودی که دو دوره گذشته ریاست شورای صنفی نمایش را بر عهده داشته و در اوایل دهه ۸۰ که مدیرعامل خانه سینما بوده هم مسوولیت‌هایی در شورای این انجمن داشته است می‌گوید:

     

    «سازوکار بیماری درروند نمایش فیلم‌ها وجود دارد که عملا شرایط لازم در اکران را نمی‌دانند. هرچند بعضی عامدانه؛ حتی گروهی و جریان‌های قدرتی با اعمال تحریک درنهایت فیلم‌هایی را که می‌خواهند نمایش می‌دهند، اما به طور کل سازوکار نحوه نمایش فیلم‌ها در سینما بیمار است.»

    فقط کمدی سالم خانواده‌پسند
    فیلم «من سالوادور نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه‌کنندگی سید امیر پروین‌حسینی و منصور سهرابی‌پور به عنوان یکی از یازده فیلم پرفروش سه سال گذشته است. داستان این فیلم درباره معلمی است که مقدار زیادی پول پیداکرده و آن را به صاحبش تحویل می‌دهد.

     

    این فیلم نوروز نودوپنج در سینما‌ها به نمایش درآمد و با اقبال زیادی از مخاطبین همراه شد. قطعا سهم تبلیغات مکرر و بالایی که از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان برای این فیلم انجام شد را نمی‌توان نادیده گرفت.

     

    ولی حضور رضا عطاران و نقشی که بر عهده داشت هرچند به نوعی مرور تکرار بازی‌های او بود، یکی از مهم‌ترین دلایل چرخه بالای گیشه فیلم نیز باید به حساب آورد و درنهایت توانست در سال جاری عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما را از آن خود کند.

     

     سیدامیر پروین‌حسینی یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم پیش‌تر فیلم «زاپاس» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد را تهیه کرده بود و اتفاقا آن فیلم هم گیشه خوبی داشت ضمن اینکه از مثلث پرفروش منوچهر هادی، سیدامیر پروین‌حسینی و منصور سهراب‌پور در حال حاضر دوباره فیلم کمدی «آینه‌بغل» در سینما‌ها در حال نمایش دارد و فارغ از کیفیتی که فیلم دارد با مخاطب خوبی همراه است.

     

    به اعتقاد پروین حسینی او بیشتر در فیلم‌هایش گرایش به ساخت فیلم‌های کمدی سالم خانوادگی دارد: «هدف‌مان این است با تولید فیلم‌های کمدی باری از دوش مردم برداریم. مردم ما در حال حاضر سختی زیادی را تحمل می‌کنند، تفریحات‌شان محدود است، تحت‌فشار اقتصادی و بعضا سیاسی هستند و شادی در سبد اوقات فراغت آن‌ها اصلا جایی ندارد. به همین جهت کار پاسخ به نیازهای اجتماعی مردم متوجه تهیه‌کنندگان به عنوان مدیر فرهنگی هم می‌شود.»

    اینکه هنرمندان باید جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند بشناسند و بدانند که مردم برای ارتقای روحیه به چه چیزی نیاز دارند و چه خوراک فرهنگی می‌خواهند، اصل ثابت‌شده است، اما اینکه چه کاری ساخته شود که باعث تنزل سلیقه آن‌ها هم نشود مهم است.

     

    پروین حسینی می‌گوید: «گروه ما تلاش می‌کند کارهای آبرومندی به مخاطب تحویل دهد. ما نوعی کمدی می‌سازیم که با فرهنگ ما تناسب بیشتری داشته باشد و از شوخی‌هایی در فیلم استفاده می‌کنیم که خانواده‌ها هم بتوانند باهم به تماشای فیلم بنشینند.

     

    فیلم‌های کمدی من اغلب خانوادگی هستند و مردم خود تبلیغ فیلم ما را می‌کنند علتش هم این است که فیلم‌های ما برای مخاطب ساخته می‌شود.» این تهیه‌کننده به شروع کارهایش اشاره می‌کند:

     

    «راستش را بخواهید در فیلم‌های اول کمدی کمی نگران بودم که موفق می‌شویم یا خیر! ولی بعد از موفقیت چند فیلم در گیشه و حتی بازار منطقه‌ای که جنس کمدی این فیلم‌ها داشتند ساخت این نوع فیلم‌ها را ادامه دادیم و فکر می‌کنم الان در ساخت فیلم‌ها به بلوغی رسیده‌ایم و از تجربیات خود استفاده می‌کنیم. هرچند به ایده‌آل نرسیده‌ایم و با آن فاصله داریم، اما تلاش می‌کنیم به ایده‌آل‌ها نزدیک شویم تا مردم از ساخته‌های‌مان بیشتر استقبال کنند.»

    پروین حسینی می‌گوید که در طول نگارش فیلمنامه‌هایی که قرار است بسازد تا روز آخر با نویسنده در ارتباط است و بر کارشان نظارت می‌کند تا به آن نقطه مطلوب لازم و به آن هدفی که به آن اعتقاد دارند، برسند.

    از شرکت‌کنندگان در یک نظرسنجی در رابطه با بودجه‌ای که برای خرید خودرو اختصاص داده‌اند سوال شده است. شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران این کار را انجام داده و سعی کرده تصویری دقیق از فضای ذهنی خریداران ایرانی ارائه کند.

     کسی دنبال ماشین ارزان نمی‌گردد!

    ایرسا| مصرف کندگان ایرانی خودرو در حال تغییر ذائقه هستند و کمتر سراغ اتومبیل‌های ارزان می‌روند. گزارش اخیر شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران نشانه‌های جالبی درباره تمایلات و ترجیحات خریداران ایرانی خودرو در دل خود دارد که نیازمند توجه است چرا که در یک مطالعه نسبتا گسترده بر روی ترجیحات خریداران ایرانی خودرو، مشخص شده بسیاری از افراد تمایل دارند در بازه قیمتی ۵۰ تا ۱۲۵ میلیون تومان دست به انتخاب و خرید خودرو بزنند.

    به گزارش ایرسا، نکته جالب این قضیه اما وجود تنها ۱۴ درصد از پاسخ‌دهندگان در رنج قیمتی کمتر از ۵۰ میلیون تومانی بوده که این موضوع گویای نکات بسیاری است و خبر از لزوم تغییر و تحول در اقتضائات تولید اتومبیل در ایران می‌دهد. مرور و بررسی اطلاعات استخراج شده از گزارش شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران که مبدع پرسش از خریداران ایرانی درباره قدرت خرید و ترجیحات آنان در حوزه خرید اتومبیل است نشان می‌دهد چیزی نزدیک به ۵۰ درصد کل خریداران ایرانی بودجه‌ای کمتر از ۱۰۰ میلیون و بیشتر از ۵۰ میلیون تومان برای ابتیاع اتومبیل داشته در حالی که عمده انتخاب‌های آنان را خودروهای چینی تشکیل می‌دهد. ببینیم این گزارش چه چیزهایی ارائه می‌کند؟

    از شرکت‌کنندگان در یک نظرسنجی در رابطه با بودجه‌ای که برای خرید خودرو اختصاص داده‌اند سوال شده است. شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران این کار را انجام داده و سعی کرده تصویری دقیق از فضای ذهنی خریداران ایرانی ارائه کند. از آنجا یکی از اصلی‌ترین معیارهای تصمیم‌گیری برای خرید خودرو مسئله قیمت بوده، تکیه اصلی این گزارش نیز روی بودجه خریداران تمرکز کرده است. این شرکت در حاشیه دومین نمایشگاه خودروی تهران که محمل مناسبی برای سنجش خیل کثیری از افراد جامعه است، در طی یک نظرسنجی جامع از مردم و مراجعین به نمایشگاه در خصوص بودجه خرید خودرو سوال کرده است.

    نتایج نشان می دهد حدود ۵۰ درصد از بازدیدکنندگان، بودجه ای بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون برای خرید خودرو در نظر گرفته اند که ۵۷ درصد آنها علاقه‌مند به خرید انواع مدل های اس‌یووی‌ و شاسی‌بلنددر بازار داشته و در هر صورت به سراغ خرید کراس‌اوور می‌روند، این در حالی است که بیش از ۷۵ درصد از تنوع خودروهای این رده قیمتی را محصولات چینی تشکیل می‌دهند و تمامی انواع خودروهای اس‌یووی‌ در این رده قیمتی از برندهای چینی موجود در بازار ایران هستند.

    افراد با بودجه زیر ۵۰ میلیون تومان نیز ۱۴ درصد از کل پاسخ دهندگان را تشکیل می دهند که از قضا نزدیک به ۴۳ درصدشان تمایل به خرید خودروی سدان دارند. در سایر رده های قیمتی نیز ۱۷ درصد با بودجه ۱۰۰ تا ۱۲۵ میلیون تومان، ۹ درصد با توان خرید ۱۲۵ تا ۱۵۰ میلیون تومان و حدود ۱۱ درصد نیز با بودجه ۱۵۰ میلیون تومان به بالا به دنبال خودروی مورد علاقه خود آمده اند. حدود ۸۰ درصد افرادی که بودجه بالای ۱۵۰ میلیون تومان برای خرید خودرو دارند تمایل به خرید انواع خودروهای شاسی‌بلند داشته اند و در این دسته قیمتی ۴۰ درصد افراد علاقه مند به خرید برندهای آلمانی هستند و خودروهای ساخت کشورهای ژاپن، فرانسه، کره جنوبی، آمریکا درصد فراوانی تقریبا مشابهی را کسب نموده اند.

    از بررسی اطلاعات مربوط به افرادی که تمایل به خرید خودروهای سدان داشته اند استحکام و ایمنی با حدود ۳۸ درصد بالاترین معیار خرید انتخاب و خرید بیان شده است همچنین در افرادی که تمایل به خرید انواع خودروهایاس‌یووی‌ داشته‌اند «قدرت و شتاب» و «استحکام و ایمنی» هر کدام با ۳۰ درصد فراوانی از اصلی ترین معیارهای انتخاب و خرید خودرو به حساب آمده اند. از افرادی که زیبایی ظاهری خودرو را به عنوان معیار اصلی خرید انتخاب کرده اند ۴۷ درصد زیر ۳۵ سال سن دارند و ۲۵ درصد از ایشان را بانوان تشکیل می دهند که نسبت به توزیع کلی نمونه درصد فراوانی بیشتری را نشان می دهد.

    گذاستن IUD

    احتمال کمی وجود دارد که خانم‌ها با وجود داشتن IUD باردار شوند

     

    بعضی از خانم‌هایی که برای جلوگیری از بارداری از IUD استفاده می‌کنند، ممکن است در این دوران باردار شوند. این نوع بارداری‌ ناخواسته جزو موارد استثنا است و مطمئنا برای خانم‌هایی که دچار آن شده‌اند بسیار تعجب‌آور است. به همین دلیل ما از دکتر نسرین زارع‌پور، متخصص و جراح زنان و زایمان، خواستیم تا برای‌مان درباره دلایل این بارداری نادر توضیح دهد.

     

    دکتر زارع‌پور با اشاره به اینکه احتمال کمی وجود دارد که خانم‌ها با وجود داشتن IUD باردار شوند، درباره این موضوع می‌گوید: خطر بارداری با IUD به اِزای هر زن، سالانه ١/. تا ٢/. است و در بارداری‌های همراه با IUD، خطر بارداری خارج از رحم در خانم‌ها بیشتر می‌شود. اما به‌طور کلی بارداری با وجود داشتن IUD نادر است و تنها با دلایل و شرایط خاصی ممکن است این اتفاق بیفتد و این روش شکست بخورد. همچنین با گذشت هر سال از قرار دادن IUD احتمال بارداری کمتر می‌شود.
    در صورتی که خانمی با وجود داشتن IUD متوجه شود باردار شده است، سه راه پیش رو دارد که عبارتند از: ۱- سقط جنین ۲- خارج کردن IUD با کمک سونوگرافی و ۳- ادامه بارداری بدون خروج IUD

    دکتر زارع‌پور درباره ادامه بارداری با این شرایط توضیح می‌دهد: اگر بارداری داخل رحمی با IUD پیش بیاید و نخ IUD مشخص باشد، بایستی هر چه زودتر ایودی را خارج کرد تا از سقط عفونی تأخیری، پارگی زودرس کیسه آب جنین و زایمان زودرس جلوگیری شود. اما اگر نخ قابل دیدن نباشد، برای تعیین محل IUD سونوگرافی انجام می شود تا مشخص شود IUD خود به ‌خود خارج شده یا نه.
    اگر بارداری با IUD ادامه پیدا کند، پزشک یا متخصص باید درباره علایم عفونت به خانم باردار هشدار دهد. به همین دلیل دکتر زارع‌پور می‌گوید:  این خانم‌ها باید به علایمی مانند تب، علایم شبیه آنفولانزا، دردهای شکمی و خونریزی توجه داشته باشند. چون اگر عفونت برای‌شان رخ دهد باید هرچه سریع‌تر به پزشک مراجعه کنند تا اقدامات ختم بارداری برای آنها انجام شود و هرچه زودتر درمان آنتی‌بیوتیکی را آغاز کنند.

    1abeyran5

    پلو بلغور گوده با خورش بادنجان

    در اوز فارس هم به پلوی بلغور گوده میگن و با خورش بادمجون میخورن . بلغور به گندم نیمکوب گفته میشود که از جو و گندم قابل تهیه ست . در ترکیه بلغور قبلا پخته میشود . سه نوع بلغور وجود دارد : برای دلمه یا کوفته و برای شله یا آش و برای پلو که نوع پلویی تقریبا درشت تر و نوع دلمه ای ریز تر است . در آذربایجان یارما گفته میشه ولی نپخته ست .در جنوب  للک یا گمنه و در لرستان  پلت گفته میشود  .

    مواد تشکیل دهنده

    طرز تهیه یک خمیر تارت خوب و مناسب رو قبلا بهتون آموزش داده بودم و میتونید اینجا ببینید.

    ابتدا باید داخل یک شیر جوش نشاسته ذرت و شکر رو با هم مخلوط کنید و کم کم شیر سرد رو بهش اضافه کنید و هم بزنید تا گلوله نشه.

     

     

     

    روی حرارت مدام مثل فرنی همش بزنید تا به غلظت فرنی بشه. در آخر کار وانیل رو بهش اضافه کنید

     

     

     

     

    و اگه دوست داشتید کرمتون خوشمزه تر بشه بهش حدود نصف پیمانه خامه صبحانه اضافه کنید و هم بزنید تا یکدست بشه. بعد کنار بگذارید تا خنک بشه و در طول خنک شدن مرتب همش بزنید تا رویه نبنده. حالا توی ظرف دیگه ای بریزیدش و روش رو سلفون بکشید و بگذارید توی یخچال . البته اگه نون تارت اماده باشه نیازی به یخچال گذاشتن کرم نیست و همینکه سرد شده باشه کافیه.

    داخل این کرم میتونید از زرده تخم مرغ یا کرم کاستارد هم استفاده کنید.
    وقتی نان تارتمون اماده شد و خنک شد از کرم وانیلی داخلش رو پر می کنیم

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    و روی اون رو میوه های دلخواه خرد شده می چینیم.

     

    و ژله آلورا رو با آب کم حل می کنیم و میگذاریم کمی خودشو بگیره و به اصطلاح نیم بند بشه. بعد از چیدن تمام میوه ها با قلمو از ژله روی میوه ها می دیم تا هم براق باشه و هم میوه مون تیره و سیاه نشه.

     

     

     

     


    تارت رو برای حد اقل سه ساعت داخل یخچال میگذاریم تا فرم بگیره.
    امیدوارم این تارت ساده و خوشمزه رو درست کنید و طعمش رو دوست داشته باشید.
    یکبار دیگه روز جهانی سر اشپز رو به همه دوستان و همکاران عزیزم تبریک می گم وا میدوارم که کامتون شیرین باشه و به همه خواسته هاتون برسید
    دلتون شاد و لبتون خندون
    دوستتون دارم
    شف نگین

     

     

     

     

     

     


    پ.ن
    تنور دلت گرم بانو
    عاشقی از لبخندت پیداست
    وقتی که با عشق
    در تدارک غذایی برای عزیزانت هستی
    و تمام خستگی ها و گرفتاری ها
    برایت مانعی نیست
    تا با یک نان گرم خانگی
    از عزیزانت پذیرایی کنی.
    تنور دلت گرم
    که در تلاش هر روزت عشق نهفته
    که نبودت
    سخت مشهود است
    و خانه بی تو صفایی ندارد
    تنور دلت گرم
    که لقمه های عشق و مهربانی بر سر سفره میچینی
    و دلهای اهل خانه را بهم نزدیکتر می کنی.
    خدا قوت

    در تمام دنیا، وزارت فرهنگ و بخش فرهنگی شهرداری‌ها در تولید و مدیریت تئاتر نقش اصلی را برعهده دارند، اما این روز‌ها در ایران انگار تئاتر به حال خود ر‌ها شده و هیچ گوش شنوایی هم نیست.

     راه فرار من از  تالار‌ها

     

    نمایش‌نامه «لازاریلو» اسپانیایی به رابطه بین لازارلوی ١٠ ساله و اربابان مختلف او می‌پردازد. مکان این نمایش‌نامه در اسپانیاست و زمان آن قرن ۱۵ میلادی است و با توجه به اینکه رابطه برده و ارباب در آن به نحوه‌های مختلف بازسازی می‌شود، یادآور رمان‌های مهمی مانند «دن‌کیشوت» و «ژاک قضا قدری و اربابش» در ادبیات اسپانیاست و با تنوع فضا‌ها و شخصیت‌ها به‌خوبی دین خود را نسبت به آن‌ها ادا می‌کند.

     

    در این نمایش بانی پال شومان، سمیه برجی، کامبیز امینی، فروغ قجابگلو و نوشین اعتماد بازی می‌کنند. امیر دلفان و نوشین اعتمادی، دستیار، الهام شعبانی، طراح لباس، کیوان معتمد، طراح نور و اویس خیلی‌زاده، مدیر صحنه خواهند بود.

     

    با مسعود رایگان، طراح و کارگردان، درباره لازاریلو و وضعیت کنونی تئاتر ایران گفت‌وگو کرده‌ایم.

    فکر می‌کنم این روز‌ها یک متن ناشناخته اسپانیایی را دارید برای اجرای عمومی آماده می‌کنید؟
    لازاریلو، بچه‌ای ١٠ ساله است که برگرفته از یک رمان از آثار شاخص ادبیات اسپانیایی است. اگر بخواهیم از آثار شاخص ادبیات اسپانیایی نام ببریم، باید از لازاریلو، دن کیشوت و کریستینا نام برد. سروانتس خیلی تحت‌تأثیر لازاریلو است که یک نویسنده ناشناخته در قرن ١٥ آن را نوشته.

    اهمیت رمان در چیست؟
    هیچ‌وقت اسپانیا حکومتش به اندازه‌ای که در قرن ١٥ قدرتمند بوده، از چنین اقتداری برخوردار نبوده است و از آن به‌عنوان عصر طلایی نام می‌برند که در تمام زمینه‌ها اقتداری مثال‌زدنی داشته و کلیسا هم در کنار حکومت قدرتمند می‌شود؛ بنابراین اول خاندان سلطنتی، بعد کلیسا و سوم اشراف صاحب قدرتند و در همین دوره است که کریستوف کلمب به تصور رفتن به هند و تجارت پارچه و ادویه بر اثر توفان، مسیرش به سمت السالوادور عوض می‌شود.

     

    او نمی‌خواسته آمریکا را کشف کند، بلکه چنین چیزی پیش می‌آید. آن‌ها بر اینکا‌ها غلبه می‌کنند و این در حالی است که سرخ‌پوست‌ها به میهمان‌نوازی می‌آیند، اما اسپانیایی‌ها اسلحه در آستین داشته و آن سرزمین را به خاک و خون می‌کشند و با دست‌یافتن به معادن طلا، مس و نقره، در کنار رؤسای قبایل مقدار زیادی از این فلزات را با خود به اسپانیا می‌برند.

     

    ورود این‌همه طلا، مس و نقره اقتصاد اسپانیا را با بحران روبه‌رو می‌کند و این خود زمینه‌ساز جنگ خارجی و داخلی در اسپانیا می‌شود و این خود بحران را تشدید و آن را تبدیل به بحران اقتصادی می‌کند. چنانچه با ١٠ سکه طلا می‌توانستند یک قرص نان بخرند.

     

    نجیب‌زاده‌ها برای اینکه نشان دهند که تازه غذا خورده اند با خلال‌دندان که از پوشال جارو بود، دندان‌هایشان را تمیز می‌کردند و این در حالی بود که گرسنگی می‌کشیدند. در آن دوران گدایی یک شغل پردرآمد می‌شود و آن‌ها با رمالی، فال، شعبده‌بازی و چشم‌بندی و هر ترفندی به دنبال خالی‌کردن جیب مردم بودند و در این شرایط دلالی یک شغل مهم است و بچه‌فروشی هم یک شغل پردرآمد.

     

    به طور غیررسمی یک نوزاد خریدوفروش می‌شد… حالا می‌بینیم که یک نوزاد به قیمت ٢٠٠ هزار تومان در پارک شهر فروخته شده که بسیار شرم‌آور است و من هم شرمگین هستم و در این نمایش نیز لازاریلو دست‌به‌دست می‌گردد و….


    درواقع نمایش‌نامه شما باید یک اقتباس باشد؟

    در ابتدا با دراماتورژی ملچیور شدلر روی رمان «لازاریلو»، نمایش‌نامه‌ای در آلمان نوشته شد که خودش از درام‌نویسان و دراماتورژهای برجسته آلمانی است.

     

    شدلر از آن یک نمایش‌نامه دوساعته می‌آفریند و بار دوم خانم سوزان اولدسن و تیم نویسندگانش دراماتورژی دیگری روی نمایش‌نامه نوشته‌شده انجام دادند و من از نمایش‌نامه دومی که به زبان سوئدی و از سوی اولدسن نوشته شده، ترجمه خود را انجام داده‌ام.

     

    این‌ها اثر را به یک ساعت رسانده و ١٠ تا ٢٠ دقیقه زمان اجرا را کم کرده‌اند، اما ما خودمان برای تفهیم کلمات به پارسی مجبور شده‌ایم سه، چهار سطر بنویسیم و امیدوارم که زمان اجرای ما بیش از یک‌ساعت‌ونیم نشود، اما طوری اجرا می‌کنیم که اصلا متوجه زمان نخواهیم شد. سعی کرده‌ام که زبان اورجینال در ترجمه از سوئدی به پارسی حفظ شود و من این متن را یک‌سال‌و‌نیم پیش در نشر افراز منتشر کرده‌ام و البته دو نمایش‌نامه دیگرم به نام «رویای یک عکس» و «مرگ تدریجی آقای ترکاشوند» را هم در این نشر منتشر کرده‌ام.

    آیا رمان در ایران هم منتشر شده است؟
    فکر کنم پیش از انقلاب. گمان کنم به نام عصاکش ترمسی چاپ شد.

    خودتان هم در این کار بازی می‌کنید؟
    من اصلا در کارهای خودم بازی نمی‌کنم و اگر در شرق شرق است به جای امید روحانی بازی کردم، چون از قبل مشخص بود که به سفر می‌روند و من مجبور شدم خودم بازی کنم.

    طراح خودتان هستید؟
    من اصلا دوست ندارم که اسم خودم چندبار تکرار شود و از این تکرار نام پرهیز می‌کنم، اما اگر این‌گونه شده به‌خاطر این است که هنوز طراحی را که ایده‌هایش نزدیک به خودم باشد پیدا نکرده‌ام و خودم به خودم نزدیک‌تر هستم، البته شاید یک نفر دیگر باشد که فکر ناب‌تری داشته باشد که من پیدایش نکرده‌ام.

    وضعیت تئاتر چگونه است؟
    در تمام دنیا، وزارت فرهنگ و بخش فرهنگی شهرداری‌ها در تولید و مدیریت تئاتر نقش اصلی را برعهده دارند، اما این روز‌ها در ایران انگار تئاتر به حال خود ر‌ها شده و هیچ گوش شنوایی هم نیست، چون بار‌ها صحبت هم کرده‌ایم، اما همچنان همین وضعیت هست و امروز می‌بینیم که ١١٠ تئاتر در هر ماه اجرا می‌شود و این در حالی است که در تئاترهای بزرگ دنیا مانند برادوی هم این ارقام اتفاق نمی‌افتد.

     

    باید که ضابطه و استانداردی باشد و الان معلوم نیست این استاندارد‌ها کجاست که ما فاقد آن شده‌ایم و نمی‌دانم چطور است که آتش‌نشانی و بهداشت به این تالار‌ها مجوز کار می‌دهند که حتی برای انجام تمرین هم مناسب نیستند و با دیدن آن‌ها اولین چیزی که به ذهنم متبادر می‌شود، این است که راه فرارم کجاست؟ اگر اتفاقی بیفتد چه کسی پاسخ‌گو است؟ آیا اصلا پاسخ‌گویی هم هست؟ نمی‌خواهم نفوس بد بزنم، اما وقتی مجوز می‌دهیم باید همه جوانب را در نظر بگیریم.

    شاید هدف بیشتر کارآفرینی برای فارغ‌التحصیلان تئاتر باشد که حالا آمارشان هم بسیار است؟
    هر دو سال یک‌بار طبق آمار خودشان، هفت هزار نفر فارغ‌التحصیل و دانشجوی هنر محلی از اعراب ندارد؟ نمی‌شود با هر بالاخانه‌ای این جوان‌ها را سرگرم کنید و اسمش را هم بگذارید اشتغال‌زایی. سرراست‌تر باید بگوییم استادان این همه دانشجو را از کجا می‌آوریم؟ بازار کار آن‌ها را چگونه می‌بینیم؟ هر بالاخانه که نمی‌تواند تبدیل به یک مؤسسه فرهنگی و تئاتری شود.

    آیا با این وضعیت تئاتر رسمی اتفاق می‌افتد؟
    نه؛ الان معلوم نیست که نشنال‌تئاتر (تئاتر ملی) ما کجاست؟ فکر کنید الان میهمان‌های خارجی به تهران می‌آیند و می‌خواهیم آن‌ها را به دیدن تئاتر ملی ببریم، باید کجا ببریم؟ الان تئاتر انیستیتویی ما معلوم نیست؟ باید افراد متخصص و سوپرحرفه‌ای در این تئاتر فعال باشند.

     

    نمی‌شود دانشجوی تازه از راه رسیده هم در تئاتر شهر کار کند. او باید از فرهنگسرا‌ها و تئاتر مولوی شروع کند تا به تئاتر شهر برسد. من منکر او نیستم، اما دانشجو باید از جایگاه خودش شروع کند و با گذر از سلسله‌مراتب به تئاتر حرفه‌ای برسد. نمی‌شود از پله اول به پله آخر پا گذاشت. در هیچ جای دنیا چنین نیست.

    در این وضعیت خصوصی‌شدن چه باید کرد؟
    دولت نمی‌تواند دست از حمایت بردارد و حتی خودش هم از فروش نمایش ٢٠ درصد دریافت می‌کند که با این رقم حقوق کارمندانش را بپردازد. باید در تئاترهای ما گروه‌های حرفه‌ای (آنسامبل) وجود داشته باشد که بتوانند ١٠ تا ١٢ گروه تا پنج سال بعد برنامه‌های مشخصی را دنبال کنند و دولت در این صورت ممیزی‌اش را هم بکند، اما باید جایگاه تئاتر حرفه‌ای را مشخص کند و این یعنی حقوق این هنرمندان باید مشخص و تعریف شده باشد که طبق آن‌ها کلاسیک‌های خارجی و ایرانی اجرا شوند.

     

    نمی‌شود در یک سالن دو اجرا و سه اجرا گذاشت؛ این از کیفیت اجرا‌ها می‌کاهد؛ چنانچه الان طراحی صحنه حذف شده است، چون هر اجرا بعد از اتمام باید در اختیار گروه‌های بعدی قرار بگیرد که زمان و جایی برای این جابه‌جایی‌ها نیست.

     

    من حاضرم با هر مسئولی در این زمینه مناظره کنم برای اینکه بشود وضعیت بهتری را برای تئاتر ترسیم کرد.

     

    ما باید تئاتر انیستیتویی داشته باشیم و برای ایجاد آن باید هزینه کنیم. ما باید به تماشاگر احترام بگذاریم و نمی‌شود که یک نمایش دیرتر شروع شود و نمایش بعد هم دیرتر اجرا شود و یک ساعت تماشاگر را معطل کنیم و تئاتر بدون تماشاگر معنایی ندارد؛ بنابراین در این وضعیت نه تئاتری هست و نه حمایتی از تئاتر و نمی‌شود به این ارقام بالای تولید بدون توجه به استانداردهای جهانی دل خوش کرد.

    در تمام دنیا، وزارت فرهنگ و بخش فرهنگی شهرداری‌ها در تولید و مدیریت تئاتر نقش اصلی را برعهده دارند، اما این روز‌ها در ایران انگار تئاتر به حال خود ر‌ها شده و هیچ گوش شنوایی هم نیست.

     راه فرار من از  تالار‌ها

     

    نمایش‌نامه «لازاریلو» اسپانیایی به رابطه بین لازارلوی ١٠ ساله و اربابان مختلف او می‌پردازد. مکان این نمایش‌نامه در اسپانیاست و زمان آن قرن ۱۵ میلادی است و با توجه به اینکه رابطه برده و ارباب در آن به نحوه‌های مختلف بازسازی می‌شود، یادآور رمان‌های مهمی مانند «دن‌کیشوت» و «ژاک قضا قدری و اربابش» در ادبیات اسپانیاست و با تنوع فضا‌ها و شخصیت‌ها به‌خوبی دین خود را نسبت به آن‌ها ادا می‌کند.

     

    در این نمایش بانی پال شومان، سمیه برجی، کامبیز امینی، فروغ قجابگلو و نوشین اعتماد بازی می‌کنند. امیر دلفان و نوشین اعتمادی، دستیار، الهام شعبانی، طراح لباس، کیوان معتمد، طراح نور و اویس خیلی‌زاده، مدیر صحنه خواهند بود.

     

    با مسعود رایگان، طراح و کارگردان، درباره لازاریلو و وضعیت کنونی تئاتر ایران گفت‌وگو کرده‌ایم.

    فکر می‌کنم این روز‌ها یک متن ناشناخته اسپانیایی را دارید برای اجرای عمومی آماده می‌کنید؟
    لازاریلو، بچه‌ای ١٠ ساله است که برگرفته از یک رمان از آثار شاخص ادبیات اسپانیایی است. اگر بخواهیم از آثار شاخص ادبیات اسپانیایی نام ببریم، باید از لازاریلو، دن کیشوت و کریستینا نام برد. سروانتس خیلی تحت‌تأثیر لازاریلو است که یک نویسنده ناشناخته در قرن ١٥ آن را نوشته.

    اهمیت رمان در چیست؟
    هیچ‌وقت اسپانیا حکومتش به اندازه‌ای که در قرن ١٥ قدرتمند بوده، از چنین اقتداری برخوردار نبوده است و از آن به‌عنوان عصر طلایی نام می‌برند که در تمام زمینه‌ها اقتداری مثال‌زدنی داشته و کلیسا هم در کنار حکومت قدرتمند می‌شود؛ بنابراین اول خاندان سلطنتی، بعد کلیسا و سوم اشراف صاحب قدرتند و در همین دوره است که کریستوف کلمب به تصور رفتن به هند و تجارت پارچه و ادویه بر اثر توفان، مسیرش به سمت السالوادور عوض می‌شود.

     

    او نمی‌خواسته آمریکا را کشف کند، بلکه چنین چیزی پیش می‌آید. آن‌ها بر اینکا‌ها غلبه می‌کنند و این در حالی است که سرخ‌پوست‌ها به میهمان‌نوازی می‌آیند، اما اسپانیایی‌ها اسلحه در آستین داشته و آن سرزمین را به خاک و خون می‌کشند و با دست‌یافتن به معادن طلا، مس و نقره، در کنار رؤسای قبایل مقدار زیادی از این فلزات را با خود به اسپانیا می‌برند.

     

    ورود این‌همه طلا، مس و نقره اقتصاد اسپانیا را با بحران روبه‌رو می‌کند و این خود زمینه‌ساز جنگ خارجی و داخلی در اسپانیا می‌شود و این خود بحران را تشدید و آن را تبدیل به بحران اقتصادی می‌کند. چنانچه با ١٠ سکه طلا می‌توانستند یک قرص نان بخرند.

     

    نجیب‌زاده‌ها برای اینکه نشان دهند که تازه غذا خورده اند با خلال‌دندان که از پوشال جارو بود، دندان‌هایشان را تمیز می‌کردند و این در حالی بود که گرسنگی می‌کشیدند. در آن دوران گدایی یک شغل پردرآمد می‌شود و آن‌ها با رمالی، فال، شعبده‌بازی و چشم‌بندی و هر ترفندی به دنبال خالی‌کردن جیب مردم بودند و در این شرایط دلالی یک شغل مهم است و بچه‌فروشی هم یک شغل پردرآمد.

     

    به طور غیررسمی یک نوزاد خریدوفروش می‌شد… حالا می‌بینیم که یک نوزاد به قیمت ٢٠٠ هزار تومان در پارک شهر فروخته شده که بسیار شرم‌آور است و من هم شرمگین هستم و در این نمایش نیز لازاریلو دست‌به‌دست می‌گردد و….


    درواقع نمایش‌نامه شما باید یک اقتباس باشد؟

    در ابتدا با دراماتورژی ملچیور شدلر روی رمان «لازاریلو»، نمایش‌نامه‌ای در آلمان نوشته شد که خودش از درام‌نویسان و دراماتورژهای برجسته آلمانی است.

     

    شدلر از آن یک نمایش‌نامه دوساعته می‌آفریند و بار دوم خانم سوزان اولدسن و تیم نویسندگانش دراماتورژی دیگری روی نمایش‌نامه نوشته‌شده انجام دادند و من از نمایش‌نامه دومی که به زبان سوئدی و از سوی اولدسن نوشته شده، ترجمه خود را انجام داده‌ام.

     

    این‌ها اثر را به یک ساعت رسانده و ١٠ تا ٢٠ دقیقه زمان اجرا را کم کرده‌اند، اما ما خودمان برای تفهیم کلمات به پارسی مجبور شده‌ایم سه، چهار سطر بنویسیم و امیدوارم که زمان اجرای ما بیش از یک‌ساعت‌ونیم نشود، اما طوری اجرا می‌کنیم که اصلا متوجه زمان نخواهیم شد. سعی کرده‌ام که زبان اورجینال در ترجمه از سوئدی به پارسی حفظ شود و من این متن را یک‌سال‌و‌نیم پیش در نشر افراز منتشر کرده‌ام و البته دو نمایش‌نامه دیگرم به نام «رویای یک عکس» و «مرگ تدریجی آقای ترکاشوند» را هم در این نشر منتشر کرده‌ام.

    آیا رمان در ایران هم منتشر شده است؟
    فکر کنم پیش از انقلاب. گمان کنم به نام عصاکش ترمسی چاپ شد.

    خودتان هم در این کار بازی می‌کنید؟
    من اصلا در کارهای خودم بازی نمی‌کنم و اگر در شرق شرق است به جای امید روحانی بازی کردم، چون از قبل مشخص بود که به سفر می‌روند و من مجبور شدم خودم بازی کنم.

    طراح خودتان هستید؟
    من اصلا دوست ندارم که اسم خودم چندبار تکرار شود و از این تکرار نام پرهیز می‌کنم، اما اگر این‌گونه شده به‌خاطر این است که هنوز طراحی را که ایده‌هایش نزدیک به خودم باشد پیدا نکرده‌ام و خودم به خودم نزدیک‌تر هستم، البته شاید یک نفر دیگر باشد که فکر ناب‌تری داشته باشد که من پیدایش نکرده‌ام.

    وضعیت تئاتر چگونه است؟
    در تمام دنیا، وزارت فرهنگ و بخش فرهنگی شهرداری‌ها در تولید و مدیریت تئاتر نقش اصلی را برعهده دارند، اما این روز‌ها در ایران انگار تئاتر به حال خود ر‌ها شده و هیچ گوش شنوایی هم نیست، چون بار‌ها صحبت هم کرده‌ایم، اما همچنان همین وضعیت هست و امروز می‌بینیم که ١١٠ تئاتر در هر ماه اجرا می‌شود و این در حالی است که در تئاترهای بزرگ دنیا مانند برادوی هم این ارقام اتفاق نمی‌افتد.

     

    باید که ضابطه و استانداردی باشد و الان معلوم نیست این استاندارد‌ها کجاست که ما فاقد آن شده‌ایم و نمی‌دانم چطور است که آتش‌نشانی و بهداشت به این تالار‌ها مجوز کار می‌دهند که حتی برای انجام تمرین هم مناسب نیستند و با دیدن آن‌ها اولین چیزی که به ذهنم متبادر می‌شود، این است که راه فرارم کجاست؟ اگر اتفاقی بیفتد چه کسی پاسخ‌گو است؟ آیا اصلا پاسخ‌گویی هم هست؟ نمی‌خواهم نفوس بد بزنم، اما وقتی مجوز می‌دهیم باید همه جوانب را در نظر بگیریم.

    شاید هدف بیشتر کارآفرینی برای فارغ‌التحصیلان تئاتر باشد که حالا آمارشان هم بسیار است؟
    هر دو سال یک‌بار طبق آمار خودشان، هفت هزار نفر فارغ‌التحصیل و دانشجوی هنر محلی از اعراب ندارد؟ نمی‌شود با هر بالاخانه‌ای این جوان‌ها را سرگرم کنید و اسمش را هم بگذارید اشتغال‌زایی. سرراست‌تر باید بگوییم استادان این همه دانشجو را از کجا می‌آوریم؟ بازار کار آن‌ها را چگونه می‌بینیم؟ هر بالاخانه که نمی‌تواند تبدیل به یک مؤسسه فرهنگی و تئاتری شود.

    آیا با این وضعیت تئاتر رسمی اتفاق می‌افتد؟
    نه؛ الان معلوم نیست که نشنال‌تئاتر (تئاتر ملی) ما کجاست؟ فکر کنید الان میهمان‌های خارجی به تهران می‌آیند و می‌خواهیم آن‌ها را به دیدن تئاتر ملی ببریم، باید کجا ببریم؟ الان تئاتر انیستیتویی ما معلوم نیست؟ باید افراد متخصص و سوپرحرفه‌ای در این تئاتر فعال باشند.

     

    نمی‌شود دانشجوی تازه از راه رسیده هم در تئاتر شهر کار کند. او باید از فرهنگسرا‌ها و تئاتر مولوی شروع کند تا به تئاتر شهر برسد. من منکر او نیستم، اما دانشجو باید از جایگاه خودش شروع کند و با گذر از سلسله‌مراتب به تئاتر حرفه‌ای برسد. نمی‌شود از پله اول به پله آخر پا گذاشت. در هیچ جای دنیا چنین نیست.

    در این وضعیت خصوصی‌شدن چه باید کرد؟
    دولت نمی‌تواند دست از حمایت بردارد و حتی خودش هم از فروش نمایش ٢٠ درصد دریافت می‌کند که با این رقم حقوق کارمندانش را بپردازد. باید در تئاترهای ما گروه‌های حرفه‌ای (آنسامبل) وجود داشته باشد که بتوانند ١٠ تا ١٢ گروه تا پنج سال بعد برنامه‌های مشخصی را دنبال کنند و دولت در این صورت ممیزی‌اش را هم بکند، اما باید جایگاه تئاتر حرفه‌ای را مشخص کند و این یعنی حقوق این هنرمندان باید مشخص و تعریف شده باشد که طبق آن‌ها کلاسیک‌های خارجی و ایرانی اجرا شوند.

     

    نمی‌شود در یک سالن دو اجرا و سه اجرا گذاشت؛ این از کیفیت اجرا‌ها می‌کاهد؛ چنانچه الان طراحی صحنه حذف شده است، چون هر اجرا بعد از اتمام باید در اختیار گروه‌های بعدی قرار بگیرد که زمان و جایی برای این جابه‌جایی‌ها نیست.

     

    من حاضرم با هر مسئولی در این زمینه مناظره کنم برای اینکه بشود وضعیت بهتری را برای تئاتر ترسیم کرد.

     

    ما باید تئاتر انیستیتویی داشته باشیم و برای ایجاد آن باید هزینه کنیم. ما باید به تماشاگر احترام بگذاریم و نمی‌شود که یک نمایش دیرتر شروع شود و نمایش بعد هم دیرتر اجرا شود و یک ساعت تماشاگر را معطل کنیم و تئاتر بدون تماشاگر معنایی ندارد؛ بنابراین در این وضعیت نه تئاتری هست و نه حمایتی از تئاتر و نمی‌شود به این ارقام بالای تولید بدون توجه به استانداردهای جهانی دل خوش کرد.

    هیوندای بعد از رنو با یک نزول گسترده از سهمی حدود ۳۳ درصدی در ۸ ماهه نخست ۹۵ و نیز نزول از سهم کلی ۴۰ درصدی در سال ۹۴، حدود ۱۹ درصد از کل بازار ایران را با صادرات بیش از ۱۰ هزار دستگاه خودرو به خود اختصاص داده است تا بدین ترتیب کمی بیش از ۲۷۰ میلیون دلار اتومبیل به خریداران ایرانی بفروشد.

    ایرسا| نگاهی به عملکرد هشت ماهه برندهای برجسته در
    بازار خودروهای واردات ایران نشان می‌دهد فضا در عین رقابتی شدن به سمت گروه رنو نیسان چرخیده
    است. این گروه که مدت‌هاست تلاش می‌کند علاوه بازار ایران در بازارهای نوظهوری مثل هندوستان، برزیل، چین و روسیه به شکلی گسترده به تولید و عرضه خودرو بپردازد، اخیرا توانسته موفقیت چشمگیری را در بازار ایران کسب کند.

    به گزارش ایرسا، این موفقیت که می‌تواند زمینه رسیدن این کنسرسیوم صنعتی را به رتبه نخست در صنعت خودروسازی برساند، در سال ۲۰۱۷ چیزی نزدیک به ۱۵۰ هزار دستگاه در ایران فروش داشته و به یکی از مهم‌ترین بازیگران بزرگترین بازار خودرو خاورمیانه تبدیل شده است. اتحاد استراتژیک آلیانس به
    رهبری رنوی فرانسه و با حضور۳ شرکت رنو، نیسان و میتسوبیشی توانسته در ۸ ماهه نخست
    سال با واردات بالغ بر ۲۴ هزار دستگاه خودرو، چیزی نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار خودرو
    به خریداران ایرانی بفروشد و مالک ۴۲ درصد از کل بازار ایران باشد. البته این
    علاوه بر ۱۲۰ هزار دستگاهی است که شرکت رنو از طریق شرکای خود یعنی ایران‌خودرو و
    سایپا در سال ۲۰۱۷ در بازار ایران به فروش رسانده است. نکته مهم این مسئله رشد
    گسترده فروش محصولات این ۳ برند در ایران
    علیرغم عمر اندک واردکنندگان محصولات رنو، نیسان و میتسوبیشی بوده که نشان می‌دهد
    کیفیت، تلاش و رقابت‌پذیری شاخصه اصلی تولیدان کنسرسیوم آلیانس به حساب می آید و
    چه اندازه حضور بیشتر رنو در ایران می‌تواند به توسعه صنعت خودروی کشور کمک کند.

    رنو همه را ضربه کرد

    نگاهی به لیست شرکت‌های برتر در زمینه واردات
    خودرو نشان می‌دهد بازار بیش از هر زمان دیگری رقابتی شده و خریداران با دایره
    انتخاب بزرگتری در هر کلاس می‌توانند اتومبیل دلخواه خود را انتخاب کنند. بر این
    مبنا اگر در گذشته یک برند (هیوندای) به تنهایی مالک ۴۰ درصد بازار کشور بود حالا
    اما شرکت برتر تنها مالک ۲۹ درصد کل بازار خودروهای وارداتی است. رنو با واردات
    ۱۵٫۵هزار دستگاه خودرو علاوه بر کسب رتبه نخست واردات از لحاظ تعداد، کمی بیش از
    ۳۰۰ میلیون دلار خودرو به ایرانیان در ۸ ماهه نخست سال خودرو فروخته و در این بین
    نقش ۲ محصول کولئوس و تالیسمان بسیار پررنگ بوده است. هیوندای اما با یک نزول گسترده
    از سهمی حدود ۳۳ درصدی در ۸ ماهه نخست ۹۵، حدود ۱۹ درصد از کل بازار ایران را با
    صادرات بیش از ۱۰ هزار دستگاه خودرو به خود اختصاص داده است تا بدین ترتیب کمی بیش
    از ۲۷۰ میلیون دلار اتومبیل به خریداران ایرانی بفروشد. تویوتا با کمک لکسوس شاخه
    لوکس خود یعنی لکسوس موفق شده مجموعا ۷۴۰۰ دستگاه خودرو در ایران بفروشد تا با تکیه دادن به
    رتبه سوم مهم‌ترین واردکنندگان خودرو به بازار، ضمن کسب سهمی معادل ۱۴درصد، چیزی
    بیش از ۲۷۵ میلیون دلار خودرو به ایران فروخته است. نیسان هم که در دوره جدید،
    تنها یک سال از حضورش در بازار ایران می‌گذرد با فروش حدود ۵۲۰۰ دستگاه خودرو که
    محدود به ۲ شاسی‌بلند ایکس‌تریل و جوک می شود، ضمن کسب سهمی معادل ۱۰ درصد از
    بازار ایران ۱۱۰ میلیون دلار خودرو در بازار کشورمان فروش داشته است.

    رنو همه را ضربه کرد

    اما پس از این برندهای موفق، کیا خودروساز
    خوشنام کره‌ای در رتبه پنجم قرار دارد که
    با بدترین افول ممکن، تنها توانسته کمی بیش از۴۱۰۰ دستگاه خودرو در ایران به فروش
    برساند و با سهمی ۷٫۵ درصدی ضمن به دست آوردن حدود ۹۵ میلیون دلار از بازار ایران،
    حدود ۱۰ درصد نسبت به سال قبل کاهش فروش را تجربه کند. سانگ‌یانگ دیگر خودروساز
    کره‌ای هم با واردات ۲۵۰۰دستگاه اتومبیل که عمدتا شامل مدل تیوولی بوده توانسته
    ضمن کسب سهمی۴٫۵  درصدی از بازار ایران، بیش از ۲۶ میلیون دلار خودرو در بازار
    ایران بفروشد. میتسوبیشی هم بالاتر از ب.ام.و رتبه ششم بازار را به خود اختصاص داده
    و با فروش ۲۴۰۰دستگاه از انواع محصولاتش، ضمن کسب سهمی ۴ درصدی از بازار، ۴۵
    میلیون دلار از گردش مالی بازار خودروهای وارداتی ایران را به خود اختصاص داده
    است. ب.ام.و نیز ضمن فروش بیش از ۲ هزار دستگاه خودرو در ایران، ۱۴۵ میلیون دلار
    به ایران صادرات داشته است تا بالاتر از پورشه، پژو، دی‌اس و ولوو در رتبه هشتم
    برترین واردکنندگان بازار ایران جای گیرد.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس