«خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    ایندی‌وایر| اریک کوهن، هر کدام از فیلم‌های «لارس فون تریه» را که تاکنون ساخته شده است را در نظر بگیرید، با حجم بسیاری بالایی از شجاعت که او برای ساخت آن‌ها به خرج داده است مواجه می‌شوید، اما او با ساخت «خانه‌ای که جک ساخت» (The House that Jack built) همه چیز را به سطح دیگری می‌برد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» پرتره‌ای ۱۵۵ دقیقه‌ای از زندگی یک قاتل سریالی است که تقریباً تمام مدت زمان فیلم را به تصویرکردن ذهنیات مغشوش و دردناک او و البته کارگردان دانمارکی اثر اختصاص یافته است.

    همه چیز در این حماسه‌ی خشن متفاوت خواهند بود، حماسه‌ای که در آن شاهد تعدادی صحنه‌ی کشتار فجیع هستیم که در آن حضور بچه‌ها و زنان هم بر دردآور بودن آن می‌افزاید و صد البته تمامی آن‌ها از دید مردی که آن‌ها را انجام می‌دهد روایت می‌شوند. اما هنری که در ساخت این فیلم به کار رفته است هر مرزی را درمی‌نوردد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» فیلمی ترسناک و سادیستیک است که بعضا تبدیل به یک مونولوگ ذهنی-روانی می‌شود و انحرافات فکری‌ای درباره‌ی ذات هنر در دنیای امروز دارد و تلاش قابل‌توجهی برای تزریق ناراحتی در لحظات کلیدی خود می‌کند.

    اگر با این دید به تماشای فیلم بروید یا تصمیم بگیرید که حداقل چالش تماشای فیلم تا انتها را با تمام سختی‌هایی که دارد را تحمل کنید، چیزی که در انتها از فیلم برداشت می‌کنید ارزشش را خواهد داشت.

    «خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    نیمی از «خانه‌ای که جک ساخت» را صحنه‌های بسیار خشن و غیرقابل‌تحمل تشکیل می‌دهد و نیم دیگری آن با پروسه‌ی خلاقانه‌ی استدلال‌های این روند روبه‌رو هستیم. ضدقهرمان اصلی داستان ما در فیلم «خانه‌ای که جک ساخت» به وسیله‌ی «مت دیلون» ساخته شده است.

    «جک» با مردی لهجه‌دار که او را نمی‌بینیم به نام «ورج» (با بازی برونو گنز) صحبت می‌کند و دستاورد‌های خود را به رخ او می‌کشد، اما «ورج» (اینکه یک شبح است یا چیز دیگری مشخص نیست) به او می‌گوید که هیچ‌کدام کار مهم و قابل ذکری نیستند. «جک» چالش پیش روی خود را قبول می‌کند و اعلام می‌کند که در طی یک دوره ۱۲ ساله پنج رویداد تصادفی را رقم خواهد زد که هر کدام قتل‌هایی بسیار مهیب را در خود خواهند داشت.

    درست همانند «نیمفومانیاک» (Nymphomaniac) بیشتر قسمت‌های «خانه‌ای که جک ساخت» را فلش‌بک‌هایی به گذشته تشکیل می‌دهند که ما را با جرایم او آشنا می‌کند.

    اولین رویداد در شمال‌غربی و نزدیک اقیانوس آرام روی می‌دهد، جایی که جک با یک زن پرحرف (با بازی اوما ثورمن) مواجه می‌شود که «جک» و احتمال اینکه او یک قاتل باشد را به سخره می‌گیرد. او اشتباه هم نکرده است چرا که در نقطه‌ی اوج فیلم متوجه می‌شویم که پوزخند‌هایی که «دیلون» می‌زند، این دیوانه‌ی کاریزماتیک ما اکثر مواقع تنها زمانی بیش از حد ایرسا نشان می‌دهد که کنترلی بر رفتار خود ندارد.

    «خانه‌ای که جک ساخت»؛ تصویر دو ذهن مغشوش

    اما در «خانه‌ای که جک ساخت» شخصیت تقریبا کنترل همه‌چیز را در اختیار دارد و به صورت طبیعی این مسئله باعث می‌شود که ما بفهمیم در واقع او بازنمایی از عقده‌ها و چالش‌ها و وسوسه‌های ذهنی و درونی کارگردان اثر یعنی «لارس فون تریخ» هستند که به صورت روایت تصویری بیان شده اند.

    همانطور که مکالمات با «ورج» ادامه پیدا می‌کنند و او اصرار دارد که دستاورد‌های «جک» چیز بزرگی نیستند، «خانه‌ای که جک ساخت» به ما می‌قبولاند که این فیلم به گونه‌ای طراحی شده است تا یک اتوبیوگرافی باشد.

    «فون تریه» که نحوه‌ی روایت خود در «نیمفومانیاک» را در این اثر نیز به کار برده است، بار‌ها و بار‌ها از روایت داستان «جک» پرت و منحرف می‌شود که تصاویر را به لحظاتی ثابت تبدیل می‌کند که یک سری دیالوگ درباره‌ی موضوعاتی مختلف در آن به گوش می‌رسد؛ معماری (وسواس فکری اصلی جک)، هنر کلاسیک، اردوگاه‌های کار اجباری و حتی خشونت در فیلم‌ها.

    در پروسه‌ی مجازات‌کردن کشمکش‌های درونی با اعمال آن‌ها بر روی دیگران، شنیدن دیالوگ‌ها دیگر چیز رایجی نخواهد بود؛ و «لارس فون تریه» با «جک» که به عنوان آلت دست او عمل می‌کند، تقریبا همین کار را انجام می‌دهد.

    فیلم زمان زیادی را صرف توضیح دادن پیش‌زمینه و شرایط کلی‌ای که باعث شدند جک به اینجا برسد و به چنین موجودی تبدیل شود نمی‌کند. در عوض، شخصیت او را به وسیله‌ی رویداد‌هایی که در فیلم قرار گرفته است که هر کدام نیازمند حکم قطعی هستند توضیح می‌دهد، در عین حال هر کدام را هم با شرایط محیطی بسیار زیادی که هر کدام ایده‌هایی هم در کنار خود دارند همراه می‌کند. ترکیب عجیب و غریبی است که ریتم خاصی را هم با خود داشته است.

    از همان اولین بخش فیلم، «فون تریه» تصاویر سیاه و سفیدی از «گلن گود» در حال پیانو نواختن نشانمان می‌دهد که خیالی و وهمی بودن روش «جک» را برجسته می‌کند (بعد‌ها می‌فهمیم که به او لقب «آقای پیچیده» داده اند). در صحنه‌ای که به گذشته می‌رویم و زمان کودکی جک، ما بعضا او را می‌بینیم که با یک جوجه اردک بازی می‌کند و گاهاً مستقیماً در دوربین خیره می‌شود.

    پس از اینکه او می‌گوید: «یه جوجه اردک وقتی تو خونه‌ی یه مرغ بزرگ شه باید نوع خاصی از دیوونگی رو تجربه کنه»، او مستقیماًه به سراغ بحث کردن درباره‌ی تئوری «ویلیام بلیک» درباره‌ی هنر می‌رود. قمار بزرگی است که فقط «فون تریه» قادر به پذیرفتن ریسک بازی‌کردن آن است، اما ایده‌ها به همان پیچیدگی‌ای که به نظر می‌رسند بازتاب می‌یابد؛ بازتاب منطق مردی که چنان شیفته‌ی دیوانگی و ویرانی شخصیتی خود شده است که استدلال‌هایی در دفاع از آن‌ها ایراد می‌کند.

    نباید از این نکته غافل شویم که «خانه‌ای که جک ساخت» می‌توانست به سادگی تبدیل به یک B-Movie شود اگر که عملکرد جانداری که در مرکزیت فیلم قرار دارد وجود نمی‌داشت. مشخصا اگر «دیلون» بخواهد بعداً برای بازی در یک فیلم «دیزنی» اقدام بکند، نمی‌تواند بازی در «خانه‌ای که جک ساخت» را به عنوان بخشی از رزومه‌ی خود معرفی کند، اما به هر روی، او موفق شده تا عملکرد قوی‌ای از خود نشان دهد و این هیولای ترسناک را، با آن چشم‌های گیرا و خنده‌های هولناک به زیبایی هر چه تمام‌تر تصویر کند.

    آن احساس را می‌شود در قتل‌هایی که روی می‌دهند هم یافت، قتل‌هایی که مشخصا به گونه‌ای طراحی شده اند تا ذهن شما را مشوش کنند، بعضا شاید حتی بیشتر از چیزی که نیاز هم هست. اگرچه بیشتر بخش‌های فیلم از مرز‌های «هزارپای انسانی» (The Human Centipede) فراتر نمی‌روند.

    در عوض اما، این صحنه‌ها دقت کار «جک» را به تصویر می‌کشند و رابطه‌ای که او با هر کدام از قتل‌هایش دارد نوعی پوشش برای عقده و مشکلات شخصیتی شدید او درست می‌کنند که به وسیله‌ی آن‌ها می‌توان هر کدام از کار‌های او را توصیف کرد.

    وقتی که همه چیز طبق نقشه پیش نرود، فیلم به سوی «جرمی که اشتباه از آب در آمد» تغییر مسیر می‌دهد و شبیه به کار‌های ابتداییِ برادران کوئن می‌شود. برای مثال، می‌توان موردی را مثال زد که او زنی را با دقت هر چه تمام‌تر خفه می‌کند و سپس برای اینکه ببیند آیا او در حالت معصومانه‌ای قرار دارد یا نه باز به خانه‌ی او باز می‌گردد در حالی که پلیس هم در آنجا حضور دارد. در جایی دیگر، او اقدام به کشتن چندین قربانی می‌کند تنها برای اینکه بفهمد گلوله‌ی اشتباهی را خریده است.

    اما مطمئناً بسیاری از افراد این صحنه‌ها را در مقابل دو صحنه‌ای از فیلم که شوکه‌کننده‌ترین‌ها هستند بسیار ساده و معمولی خواهند یافت.

    در یکی از صحنه‌ها، «جک» دو کودک را می‌کشد و مادرشان را مجبور می‌کند که به آن‌ها کلوچه بدهد. در صحنه‌ای دیگر، «رایلی کوگ»‌ای را داریم که لباسی بر تن ندارد و یک چاقو. دومین مورد ممکن است حتی از چیزی که «فون تریه» هم تصور می‌کرده است فراتر رفته باشد چرا که به نظر چیزی از کار در آمده است که حتی طاقت انسانی که مرزی برای خشونت و تحمل آن را ندارد هم به سر بیاورد.

    «خانه‌ای که جک ساخت» به گونه‌ای طراحی شده است که حتی انسان‌هایی را هم که انتظار دیدن صحنه‌هایی وحشتناک دارند در نهایت در حالتی غیرعادی رها کند. در جایی از فیلم «جک» می‌گوید که: «اگر احساس می‌کنید که باید فریاد بزنید، حتما این کار را بکنید» و به نظر می‌رسد که «فون تریه» هم از او خواسته باشد که هنگام گفتن این جملات به دوربین خیره شود.

    همینطور که فیلم راه خود را از خاطرات «جک» به پیش طی می‌کند، ما با یک نقطه‌ی کور در داستان مواجه می‌شویم و آن هم اینکه چگونه یک مهندسِ خوش‌صحبت که به ادبیات هم علاقه داشته است تبدیل به چنین موجود خشن و وحشی‌ای شده است؟

    شکی وجود ندارد که «فون تریه» از جواب دادن به این سوال طفره خواهد رفت چرا که کل ماجرا و راوی آن بسیار غیر قابل اعتماد هستند. راوی داستان و بخش پایانی آن این حس را القا می‌کنند که هیچ چیزی در این داستان قابل اتکا نیست جز این نکته که ممکن است تمام داستان در ذهن یک انسان مجنون روایت شده باشد.

    خب، ما در این فیلم دو انسان مجنون داریم. یکی «مت» و دیگری «فون تریه» که بار دیگر از تسلطی که بر این مدیوم هنری دارد استفاده کرده تا بخش‌های غیرقابل‌دسترس روان خود را به تصویر بکشد. (یکی از موتیف‌های تکراری فیلم این است که «جک» تابلو‌هایی را به سمت دوربین می‌گیرد که گستردگی بیماری‌های روانی او از خودشیفتگی تا خودخواهی را نشان می‌دهند و شکی نداریم که مقصود چه کسی است).

    تصمیم او برای رد کردن تمامی اتهامات تنفر از زنان با اینکه سنگین بوده، اما بسیاری از نکات را روشن می‌کند؛ جک در جایی از فیلم در حالی که دارد یک چاقو را تیز می‌کند فریاد می‌زند که: «چرا همیشه تقصیر مردان است؟!». «زنان همیشه قربانی هستند، مردان همیشه مجرم». این اظهارنظری محکم و مشخص است اگرچه که فیلم در کل زیادی از آن دفاع نمی‌کند و به عنوان نظرات یک دیوانه‌ی خشمگین با آن برخورد می‌کند.

    اگر «لارس فون تریه» تصمیم بگیرد که دیگر فیلمی نسازد، «خانه‌ای که جک ساخت» می‌تواند جمع بندی بسیار خوبی از کارنامه‌ی کاری او باشد. در جایی در میانه‌ی تمام این دیوانگی، کارگردانِ ما نمایی را به تصویر می‌کشد که بسیار شبیه به فیلم دیگر او یعنی «ملانکولیا» (Melancholia) است در حالی که «جک» با نام «ضدمسیح» (Antichrist) خطاب می‌شود و «ورج» هم تلاش او را «رویایی رقت‌انگیز در آرزوی چیزی بزرگ» توصیف می‌کند.

    سخت نیست که ببینیم این فیلم‌ساز چگونه خودانتقادی را هم در این فیلم جا داده است. «جک» در حالی که دوربین بر روی یک دنیای خالی زوم می‌کند فریاد می‌زند که: «تو این دنیای لعنتی، هیچ‌کس نمی‌خواد که کمک کنه».

    «جک» در جایی خودش را لعن کرد که سعی کرد ناراحتی و اضطراب خود را با قتل جایگزین کند، همان‌طور که «لارس فون تریه» هم تصمیم گرفت فیلم بسازد. اگر «ملانکولیا» پروسه‌ی به تعادل رسیدن با احساسات شکننده را جشن گرفته بود، «جک» در تضاد با آن خواهد بود.

    چه حسی خواهد داشت که درگیر نقصان‌های خود شوید تا جایی که رستگاری عملاً غیرممکن شود؟ فیلم در نهایت با این نکته پایان می‌یابد که شاید اگر هم «فون تریه» داخل مشکلات بی‌پایانی ذهنی خود گرفتار باشد و عملاً جهنمی برای خود درست کرده باشد، او همچنان به زندگی امید دارد.

    منبع: سایت نقدفارسی

    مترجم: امید بصیری

    توده های سرطانی و خطرناک سینه

    در حال حاضر بر اساس آمار‌ها به نظر می‌رسدکه سرطان سینه کشنده‌ترین سرطان درمیان خانم‌ها به شمار می‌آید. همه ما شنیده‌ایم که سرطان از یک توده شروع می‌شود؛ در حالیکه بسیاری از خانم‌ها در ماموگرافی‌های خود با توده‌هایی روبه‌رو می‌شوند که اکثرشان خوش خیم هستند، اما با این حال به شدت نگران می‌شوند؛ اینکه آیا این توده‌ها در آینده تبدیل به سرطان خواهند شد یا خیر؟ پس اگر می‌خواهید با انواع توده‌های سینه از جمله کیست‌ها، فیبروم‌ها، توده‌های عفونی، نکروز چربی و … آشنا شوید حتما این مقاله را بخوانید.

    انواع توده‌ها کدامند؟

    توده‌هایی که در پستان یافت می‌شوند، انواع مختلف دارند، اما شایع‌ترین آن‌ها که بسیاری از خانم‌ها با آن روبه‌رو می‌شوند عبارتند از: فیبروآدنوم‌ها، کیست‌ها، توده‌های ناشی از التهاب و عفونت، بیماری فیبروکیستیک سینه، نکروز چربی و برخی توده‌های اختصاصی دیگر که به طور مختصر با علائم و درمان این توده‌ها آشنا می‌شویم.

    از این درد نترسید

    تغییرات فیبروکیستیک پستان از حالت‌های شایع در بین خانم‌هاست که تا ۹۹ درصد با درمان‌های غیر جراحی برطرف می‌شود. فیبروکیستیک سینه در حقیقت یک بیماری محسوب نمی‌شود بلکه بروز تغییراتی در سینه خانم‌هاست که با درد و تورم سینه‌ها قبل از عادت ماهانه و بهبود نسبی آن بعد از اتمام عادت ماهانه همراه است. تقریبا ۸۰ در صد ازخانم‌ها در دوره‌ای از زندگی خود این حالت را تجربه می‌کنند، اما شدت آن در افراد مختلف یکسان نیست. در مواردی که درد خفیف است تجویز ویتامین‌ها و پرهیز از مواد محرکی، چون قهوه، چای غلیظ، نسکافه و کاکائو در تسکین درد موثر است، اما اگر درد شدید و آزار دهنده باشد دارو‌های دیگری تجویز خواهند شد.

    کدام کیست‌ها را باید جراحی کرد؟

    کیست‌ها توده‌هایی با دیواره ظریف و حاوی مایع هستند، درست مانند یک توپ پینگ پنگ که از آب پر شده باشد. این کیست‌ها در هر جای بدن از جمله سینه می‌توانند ایجاد شوند و بسیار شایع هستند طوری که تعداد زیادی از خانم‌ها ممکن است یک یا چند کیست در یک یا هر دو سینه خود داشته باشند.

    کیست‌ها علت خاصی ندارند، اما به نظر می‌رسد که با وضعیت هورمونی فرد در ارتباط باشند، با این حال وجود کیست لزوما به معنای اختلال هورمونی در یک خانم نیست. خوشبختانه کیست‌ها در اغلب موارد خوش خیم هستند و مشکلی برای بیمار ایجاد نمی‌کنند.

    برای درمان آن‌ها اگر با درد همراه باشد می‌توان از دارو‌های خوراکی استفاده کرد. اگر کیست بزرگ باشد یا پزشک تشخیص دقیق‌تر را لازم بداند، اقدام به تخلیه آن با سوزن ظریف خواهد کرد که کار بسیار راحت و بدون دردی است و به صورت سرپایی انجام می‌شود. اگر کیست‌های کوچک مشکوک باشند می‌توان آن‌ها را با هدایت سونوگرافی تخلیه کرد و نمونه را برای بررسی سلولی به آزمایشگاه فرستاد.

    در اغلب موارد اقدامات فوق برای درمان کیست کافی است، اما به ندرت عمل جراحی نیز لازم می‌شود؛ برای مثال درکیست‌هایی که مایع داخل آن‌ها خونی باشد یا در کنار آن‌ها توده‌ای دیگر نیز مشاهده شود یا اگر پس از چند بار تخلیه و به فاصله‏ کوتاه از زمان تخلیه کیست عود کند یا اگر قسمتی از آن‌ها سفت یا توپر باشد یا اگر مشکوک به بدخیمی باشند، نیاز به جراحی وجود دارد.

    فیبرو آدنوم‌ها

    این توده در زنان جوان شایع‌تر است

    فیبرو آدنوم‌ها شایع‌ترین تومور‌های خوش‌خیم پستانی هستند که بیشتر در زنان ۲۰ تا ۳۵ ساله دیده می‌شود، اما در نوجوانان هم ممکن است دیده شوند. قبل از ۲۵ سالگی فیبرو آدنوم‌های پستان از کیست‌ها شایع‌ترند و موجب اضطراب و هراس در این گروه از بانوان می‌شوند.

    این توده‌ها ممکن است دوطرفه (در هر دو پستان) باشند و گاهی تعداد آن‌ها به چند عدد در هر سینه می‌رسد. معمولا در صورتی که تشخیص فیبرو آدنوم برای پزشک مسجل باشد نیازی به عمل جراحی وجود ندارد، اما اگر توده رو به رشد باشد یا اندازه آن در حدی بزرگ باشد که خارج کردن آن ترجیح داده شود، اقدام جراحی لازم می‌شود. این عمل ساده و بی‌خطر است و از نظر زیبایی نیز مشکل خاصی در سینه ایجاد نمی‌کند، زیرا با یک برش بسیار کوچک انجام می‌شود و با بخیه ظریف و قابل جذب ترمیم می‌شود.

    توده‌های عفونی والتهابی

    شاید سینه عفونت کرده باشد!

    توده‌های التهابی بر اثر عواملی نظیر عفونت ایجاد می‌شوند. التهاب ایجاد شده در بافت پستان سبب می‌شود توده یا سفت شدگی در سینه لمس شود. حتی گاهی با به داخل کشیدن پوست یا نوک سینه علائم سرطان را تقلید می‌کند.

    عفونت‌های بافت پستان اغلب در خانم‌های شیرده اتفاق می‌افتند، اما گاهی در افراد دیگر نیز مشاهده می‌شوند. درمان اولیه این توده‌ها استفاده از آنتی‌بیوتیک است و بیماران باید سریعا به پزشک مراجعه کنند و دارو دریافت کنند چراکه این التهاب ممکن است تبدیل به آبسه شود.

    در این صورت نیاز به تخلیه با عمل جراحی پیدا می‌کند. برخی اوقات عفونت‌های قارچی در سینه ایجاد التهاب می‌کنند که در این موارد نیاز به درمان با دارو‌های خاص وجود دارد. گاهی نیز علت التهاب ناشناخته است و میکروب خاصی را نمی‌توان در کشت‌های انجام شده یافت. در این مورد نیز درمان‌های خاصی وجود دارد که به خوبی بیماری را کنترل می‌کنند.

    نکروز چربی

    توده‌ای که براثر ضربه ایجاد می‌شود

    اغلب در سینه‌های بزرگ بر اثر وارد آمدن ضربه، نسوج چربی آسیب دیده و به صورت توده‌ای بدون درد احساس می‌شود. این ضایعه نیاز به درمان خاصی ندارد و اغلب خود به خود از بین می‌رود، اما در بعضی موارد، چون با ضایعه بدخیم از نظر ظاهری قابل افتراق نیست، نیاز به نمونه‌برداری و خارج کردن دارد. باید توجه داشت هر توده‌ای که بعد از ضربه ایجاد می‌شود، نکروز چربی نیست. گاهی ضربه عاملی برای دقت بیشتر خانم‌ها به سینه و کشف توده‌هایی می‌شود که از قبل وجود داشته، اما به دلیل اینکه درد نداشته از نظر پنهان مانده‌اند بنابراین توده‌هایی که بعد از ضربه کشف می‌شوند، باید تحت بررسی کامل قرار گیرند.

    فورا نمونه‌برداری کنید

    مطلبی که در مورد تمام توده‌های خوش خیم باید تأکید کرد این است که تشخیص خوش خیم یا بدخیم بودن توده با پزشک متخصص است. اگر پزشک برای تشخیص دقیق، نمونه برداری یا عمل جراحی را توصیه کرد باید در اولین فرصت آن را انجام دهید، چون ضرر یک نمونه برداری ساده بسیار کمتر از تشخیص ندادن و به تعویق انداختن درمان یک توده بدخیم (سرطانی) است. به یاد داشته باشید که سرطان سینه قابل درمان است به شرطی که در تشخیص و درمان آن اهمال نکنیم.

    منبع: مجله سیب سبز

    ایرسا| بررسی عملکرد ۴ ماهه خودروسازان در بازار آمریکا از افزایش چشمگیر فروش فورد، شورولت و جیپ و سقوط خودروسازان ژاپنی حکایت دارد. در حالی که تا ماه سوم سال ۲۰۱۸ وضعیت فروش خودروسازان ژاپنی پیوسته صعودی بود، مرور کارنامه خودروسازان در ماه چهارم سال و تجمیع آن با فصل بهار از افول احتمالی برندهای ژاپنی و کره‌ای در بازار آمریکا حکایت دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا
    به گزارش ایرسا، جالب است که تویوتا کمری برای اولین بار در ۹ ماهه اخیر که نسل جدید آن معرفی شده، با نزول فروش مواجه شده و در آن سود سیلورادو و اکویناکس دو محصول شورولت در کنار جیپ رانگلر سه خودرو آمریکایی بوده‌اند که رشد فروش چشمگیری ۱۸ تا ۶۰ درصدی را تجربه کرده‌اند. هرچه آمریکایی ها در این ماه به مدد تسهیلات مالی دولت موفق به افزایش فروش شده‌اند، قطاری از خودروهای ژاپنی دیگر را می‌توان نام برد که مثل کمری و سی‌آر-وی با افت فروش مواجه شده‌اند. اینجا با ده خودروی برتر و موفق ۴ ماهه نخست سال ۲۰۱۸ بازار آمریکا می‌توانید آشنا شوید.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    فورد اف ۱۵۰
    این وانت بزرگ جثه آمریکایی این ماه هم با رشد ۳٫۵ درصدی موفق شده بیش از ۷۳ هزار دستگاه فروش داشته تا فورد را با رشد ۴٫۱درصدی تقاضای این محصول در سال جدید مواجه کند. کل فروش اف۱۵۰ در این۴ ماه ۲۸۷ هزار دستگاه بوده است. فورد اف۱۵۰سالانه بیش از ۸۰۰ هزار دستگاه در سرتاسرجهان فروش دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    شورولت سیلورادو
    ۴۷۷۲۴؛ این کل فروش یک ماه سیلورادو بود که با ۱۸ درصد رشد مجموع تحویل این وانت بزرگ به خریداران آمریکایی در این۴ ماه را به مرز ۱۸۴ هزار دستگاه رسانده است. سیلورادو در بین وانت‌های بزرگ‌جثه حاضر در بازار آمریکا همواره زیر سایه فورد اف۱۵۰ قرار داشته اما به نظر وضعیت نسل تازه این خودرو در حال بهبود است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    دوج رام پیکاپ
    افت ۹٫۴ درصدی رام باعث شده کل فروش آوریل این خودرو به ۳۹۲۵۲دستگاه و کل فروش ۴ ماهه آن به ۱۳۹ هزار دستگاه محدود شود. به نظر می‌رسد تغییر نسل در دوج رام پیکاپ باعث اقبال بیشتر خریداران به این محصول خشن و اسپورت نشده است!
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    نیسان ایکس تریل
    افت شدید ۱۴٫۸ درصدی در این ماه هم باعث نشده تا جایگاه ایکس تریل متزلرل شود. ایکس تریل در ماه چهارم سال ۲۳۳۳۱ دستگاه فروش داشته ضمن اینکه فروش ۴ماهه‌اش به ۱۳۹هزار دستگاه محدود شده است. گویا طرح ایکس‎تریل ۲۰۱۸ که اخیرا فیس‌لیفت شده گویا چندان به مذاق خریداران آمریکایی خوش نیامده است.
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا راو۴
    پرفروش‌ترین شاسی‌بلند تویوتا با فروش بیش از ۳۱ هزار دستگاه در این ماه ضمن افت ۲٫۴ درصدی کل فروش خود را در ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸ به بیش از ۱۲۲ هزار دستگاه رسانده است. جالب است بدانید که عملکرد امسال این خودرو همچنان صعودی بوده و نسبت به ۴ماهه نخست ۲۰۱۷ حدود ۹٫۱ درصد رشد داشته است.
    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا کمری
    عجیب است. کمری بعد از یک دوره موفق۹ ماهه حدود ۵ درصد افت کرده است. بر این مبنا فروش ماه آوریل کمری با سقوط به زیر ۳۰هزار دستگاه، در مرز ۲۹٫۸ هزار دستگاه متوقف مانده تا کل عملکرد فروش ۴ ماهه کمری به ۱۲۰۶۱۵دستگاه محدود شود. البته فعلا این خودرو نسبت به دوره مشابه سال قبل ۵ درصد رشد فروش دارد.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    هوندا سیویک
    سدان کوچک هوندا هم علیرغم افت ۹درصدی در ماه اوریل همچنان پرفروش است. این خودرو ژاپنی با تحویل بیش از ۲۹ هزار دستگاه خودرو تا اینجای سال بیش از دستگاه  ۱۱۰٫۵هزار فروش داشته است گرچه عملکرد سیویک نسبت به سال قبل نشان ازحدود ۲٫۱ درصد افت فروش دارد.

     10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    شورولت اکویناکس
    شاسی‌بلند جذاب شورولت رتبه هشتم پرفروش‌ترین خودروهای بازار آمریکا را به خود اختصاص داده است. شورولت سازنده آمریکایی موفق شده با رشدی بزرگ به میزان ۳۵٫۷ درصد، در ماه آوریل بیش از ۲۸ هزار دستگاه از این محصول را تحویل مشتریان دهد. کل فروش ۴ماهه نخست ۲۰۱۸ مدل اکویناکس هم با ۳۲درصد رشد به مرز ۱۱۰٫۵ هزار دستگاه رسیده است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    هوندا سی‌آر-وی
    کراس‌اوور محبوب هوندا روزهای خوبی را نمی‌گزارند و همچنان مقهور دو هموطن دیگر خود یعنی نیسان ایکس تریل و تویوتا راو۴ است. افت ماه آوریل و عملکرد ۴ ماهه نخست ۲۰۱۸ این خودرو با ۱۳ و ۱۲٫۹ درصد باعث شده تا فروش ماهانه و مجموع فروش سی‌آر-وی به ترتیب به ۲۸٫۳ و ۱۱۰٫۳ هزار دستگاه سقوط کند.

     10 خودروی پرفروش بازار آمریکا


    تویوتا کورولا
    سقوط سدان کامپکت و کوچک تویوتا عجیب نیست. کورولا در پنجمین سال تولید خود قرار دارد و ظاهری نسبتا خسته کننده به خود گرفته است. همین عامل باعث شده تا در فروش ماه آوریل این مدل افت ۱۷ درصدی و در عملکرد ۴ ماهه ۲۰۱۸ نزولی ۸درصدی را شاهد باشیم. این خودرو در ماه آوریل مجموعا ۲۴هزار دستگاه فروش داشته ضمن اینکه در ۴ ماه نخست سال کمی بیش از ۹۶ هزار دستگاه فروش کرده است.

    10 خودروی پرفروش بازار آمریکا

    در کل جالب است بدانید که مجموع فروش خودرو ماه آوریل بازار آمریکا با افتی ۴٫۸ درصدی به کمتر از ۱٫۳۵۵ هزار دستگاه رسید که برخی این افت را به چشم‌انداز مالی مصرف‌کنندگان و برخی نیز به افزایش نسبتا شدید قیمت نفت و بنزین نسبت می‌دهند.

    جایزه‌ای برای یک صندلی خالی!

    هفتاد و یکمین دوره جشنواره فیلم کن با ثبت نام سینمای ایران در فهرست برگزیدگانش به پایان رسید و جعفر پناهی، کارگردان صاحب نام و غایب جشنواره، جایزه بخش فیلمنامه را به کلکسیون جایزه‌های متعددش اضافه کرد.

    در کنار جعفر پناهی که با فیلم «سه‌رخ» در بخش رقابت اصلی کن حاضر بود، فیلم «همه می‌دانند» به کارگردانی اصغر فرهادی و ۱۹ کارگردان دیگر از ۱۲ کشور حضور داشتند. جایزه فیلمنامه جعفر پناهی به صورت مشترک به او و آلیس رورواچر به خاطر فیلمنامه «لازاروی خوشحال» تقدیم شد.

    فیلمنامه فیلم پناهی قصه جالبی دارد. در این فیلم بهناز جعفری بازیگر مشهور با دیدن ویدئوی دختری شهرستانی آشفته می‌شود. خانواده دختر او را تحت فشار گذاشته‌اند تا تحصیلاتش را در دانشکده هنر تهران رها کند. بهناز صحنه فیلمبرداری خود را ترک می‌کند و سراغ جعفر پناهی فیلمساز می‌رود تا در حل مشکل دخترک او را راهنمایی کند.

    آن دو با اتومبیل به سمت روستایی در شمال غرب کشور که زادگاه دختر است می‌روند و در آنجا محو مهمان‌نوازی مردمان بومی آن روستای کوهستانی می‌شوند اما به‌زودی درمی‌یابند سخاوت و مهمان‌نوازی این مردم به اندازه حرمت گذاشتن به سنت‌ها برایشان با اهمیت است. جعفر پناهی که ۵۸ سال دارد، کارش را در سینما به‌عنوان دستیار کارگردان فیلم‌های عباس کیارستمی آغاز کرد.

    او جوایز معتبر و متعددی همچون دوربین طلایی جشنواره کن در ۱۹۹۵، پلنگ طلایی جشنواره لوکارنو در ۱۹۹۷، شیر طلایی جشنواره ونیز در ۲۰۰۰، خرس نقره و طلایی جشنواره برلین به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ و همچنین جوایز ویژه هیات‌های داوری در جشنواره‌ه‍‌ای معتبر سینمایی را در کارنامه‌اش دارد.

    فیلم سه رخ نهمین فیلم این کارگردان ایرانی است. پناهی به‌دلیل محدودیت‌های قضایی که برای او در نظر گرفته شده است، نتوانست در جشنواره فیلم کن در فرانسه حضور داشته باشد. این دومین بار است که پس از شصت و چهارمین دوره جشنواره کن که در سال ۲۰۱۱ برگزار شد صندلی جعفر پناهی در این جشنواره خالی مانده است. در آن سال پناهی جایزه مربی طلایی را از جشنواره کن دریافت کرد.

    همچنین او در سال ۲۰۰۳ نیز با «طلای سرخ» جایزه ویژه داوران بخش نوعی نگاه را گرفت و در ۲۰۱۱ جایزه کالسکه طلایی یا جایزه یک عمر دستاورد بخش دو هفته کارگردانان کن را از آن خود کرده بود.

    سولماز پناهی دختر این کارگردان در پیامی که پس از دریافت جایزه خواند با تشکر از کمیته انتخاب جشنواره و پخش‌کنندگان فیلم گفت: «پدرم مایل است ستایش خود را از کارگردان بزرگ ایرانی عباس کیارستمی اعلام کند. پدرم امروز به ما گفت روزی که از کن با جایزه دوربین طلایی بازگشت عباس کیارستمی به استقبال او در فرودگاه تهران آمد، بسیار متاسفم که امروز دیگر در بین ما نیست و اگر بود هر دو در تهران به تماشای مراسم امشب نشسته بودیم.»

    در کنار استقبال گسترده کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی از جایزه جعفر پناهی در جشنواره فیلم کن، برخی از چهره‌های مطرح حوزه‌های مختلف نیز به این رخداد مهم سینمایی ایرسا نشان دادند. اصغر فرهادی، پرویز پرستویی، بهرام رادان، حمید فرخ‌نژاد، رضا درمیشیان، مهراوه شریفی‌نیا، ماهایا پطروسیان و… از کسانی بودند که به پناهی تبریک گفتند. اما در این میان ایرسا ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر سی‌وششمین دوره جشنواره فیلم فجر جالب توجه بود.

    او نوشت: «برنده جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن شد، نه فیلمش سیاسی و ضد منافع ملی بود نه پیامش که توسط دخترش قرائت شد. اما به خاطر حکمی که حتی ابراهیم حاتمی‌کیا هم به اون معترض هست نتونست در مراسم حضور داشته باشه.»

    دیگر برندگان کن

    نخل طلا: فیلم «دزدان فروشگاه» به کارگردانی هیروکازو کورئیدا نخل طلای جشنواره کن را از آن خود کرد. هیروکازو کورئیدا، کارگردان، تهیه‌کننده، فیلمنامه‌نویس و ویراستار ۵۵ ساله اهل ژاپن است. فیلم او درباره دختری گمشده به نام یوری است که به جمع یک خانواده دزد در توکیو وارد می‌شود. این در حالی است که پلیس به دنبال یوری می‌گردد. «دزدان فروشگاه» هجدهمین فیلم کورئیدا و سیزدهمین فیلم بلند داستانی اوست.

    این فیلمساز تا کنون پنج فیلم مستند را نیز کارگردانی کرده است. کورئیدا در سال ۲۰۱۳ نیز به خاطر فیلم «مثل پدر، مثل پسر» برنده جایزه ویژه هیات داوران کن شده بود. فیلم دیگر او به نام «پس از توفان» نیز در سال ۲۰۱۶ تحسین منتقدان جشنواره فیلم کن را برانگیخت. کورئیدا گفته که فیلم «دزدان فروشگاه» را با الهام از رکود اقتصادی ژاپن و فهم و پرسش‌های شخصی‌اش در مورد شکل گرفتن یک خانواده نوشته و ساخته است.

    جایزه بزرگ: این جایزه به «کو کلاکس کلان سیاهپوست» به کارگردانی اسپایک لی فیلمساز آمریکایی رسید. فیلم جدید لی که بعد از چند دهه (از «تب جنگل» در ۱۹۹۱) به کن بازگشت، یکی از فیلم‌های تحسین‌شده بخش مسابقه بود و اولین نمایش جهانی آن در جشنواره با هشت دقیقه تشویق ایستاده تماشاگران همراه بود. اسپایک لی ۶۱ ساله بعد از دریافت جایزه با اشاره به اولین سفرش به کن با فیلم «She’s Gotta Have It» گفت: من از ۱۹۸۶ به اینجا می‌آیم. کن همیشه عالی بوده است. از همه کسانی که در این فیلم چه مقابل دوربین و چه پشت دوربین سخت کار کردند، تشکر می‌کنم.

    بهترین کارگردانی: پاول پاولیکوفسکی کارگردان بریتانیایی متولد ورشو برای فیلم سیاه و سفید «جنگ سرد» جایزه بهترین کارگردان را برد. کارگردان ۶۰ ساله در ۲۰۱۵ برای فیلم لهستانی سیاه و سفید «ایدا» که ماجراهای آن فیلم نیز در عصر کمونیستی اتفاق می‌افتد، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان شد.

    بهترین بازیگر مرد: جایزه این بخش به مارچلو فونته برای «مرد سگی» به کارگردانی ماتیو گارونه فیلمساز ایتالیایی رسید. فیلم جدید گارونه که از آن به‌عنوان «یک وسترن شهری» یاد شده است، برداشتی آزاد از جنایتی هولناک است که در دهه ۱۹۸۰ ایتالیا را تحت تاثیر قرار داد.

    بهترین بازیگر زن: سامال یسلیامووا برای بازی در «آیکا» تازه‌ترین ساخته سرگئی دوورتسوی کارگردان قزاقستانی به‌عنوان برنده جایزه بهترین بازیگر زن معرفی شد. داستان فیلم درباره زنی به نام آیکا است که بچه‌اش تازه به دنیا آمده است، اما او توانایی بزرگ کردن یک بچه را ندارد. او بیکار است، بدهی دارد و حتی یک اتاق هم برای خود ندارد، اما هیچ راهی برای سرکوب تمایلات طبیعی‌اش نیست و…

    جایزه هیات داوران: این جایزه به «کفرناحوم» تازه‌ترین ساخته نادین لبکی بازیگر، کارگردان و نویسنده لبنانی رسید. لبکی ۴۴ ساله یکی از سه کارگردان زن بود که امسال در کن شانس دریافت جایزه اصلی بخش مسابقه را داشتند. «کفرناحوم» در کن با استقبال فراوان روبه‌رو شد و تماشاگران در پایان فیلم آن را ۱۵ دقیقه ایستاده تشویق کردند.

    دوربین طلایی: دوربین طلایی بهترین فیلم بلند اول به فیلم بلژیکی «دختر» به کارگردانی لوکاس هونت رسید.

    نخل طلای بهترین فیلم کوتاه: این جایزه مهم نیز به فیلم استرالیایی «همه این مخلوقات» به کارگردانی چارلز ویلیامز اعطا شد. همچنین فیلم «مرز» (Border) به کارگردانی علی عباسی کارگردان متولد ایران و مقیم دانمارک جایزه بهترین فیلم بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد که به استعدادهای نو اختصاص دارد.

    امسال برای اولین بار در تاریخ جشنواره فیلم کن، داوران بخش مسابقه با اعطای جایزه نخل طلای ویژه به فیلم «کتاب تصویر» به کارگردانی ژان-لوک گدار از فیلمساز کهنه‌کار فرانسوی تقدیر کردند. بلانشت از گدار به‌عنوان «یک هنرمند سینما که دائم سینما را تعریف و از نو تعریف می‌کند» یاد کرد.

    تازه‌ترین ساخته گدار ۸۷ ساله یک کولاژ فشرده از کلیپ‌های آرشیوی، تصاویر خبری و فیلم‌های قدیمی است. صحنه‌هایی از «آرواره‌ها»، «سرگیجه» و خیلی فیلم‌های دیگر با تصاویر مستند اغلب تکان‌دهنده از خشونت، جنگ و اعدام در ملأ عام تلفیق شده است. «کتاب تصویر» با تلفیق واقعیت و خیال، دنیای معاصر غرب را کندوکاو می‌کند. فیلم برای دو سال در کشورهای مختلف منطقه فیلمبرداری شد.

    کُبه لبنانی؛ بفرمایید افطاری

    کبه لبنانی غذایی خوشمزه هست که بسیار ظاهر زیبا و جالبی دارد با وجود اینکه جزء غذا‌های سرخ کردنی محسوب میشود، ولی در هنگام سرخ کردن مقدار خیلی کمی روغن جذب میکند. پیشنهاد می‌کنیم این غذای خوشمزه را برای افطار تهیه کنید و از آن لذت ببرید.

    زمان لازم برای آماده شدن: ۹۰ دقیقه

    مواد لازم بخش بیرونی کُبه (برای ۶ نفر)

    بلغور ۳ لیوان ۳۲۰ کیلوکالری
    آرد سبوس دار ۲ لیوان ۲۴۰ کیلوکالری
    روغن کانولا ۶ قاشق غذاخوری ۵۴۰ کیلوکالری
    پودر فلفل قرمز یا سیاه ۱ قاشق غذاخوری ۰ کیلوکالری
    نمک ۲ قاشق مرباخوری ۰ کیلوکالری
    زیره سبز ۱ قاشق غذاخوری ۰ کیلوکالری
    آب ۱ لیوان ۰ کیلوکالری

    مواد لازم بخش درونی کُبه (برای ۶ نفر)

    روغن زیتون ۳ قاشق غذاخوری ۲۷۰ کیلوکالری
    پیاز بزرگ و خرد شده ۲ عدد ۵۰ کیلوکالری
    گوشت چرخ کرده ۶۰۰ گرم ۱۱۰۰ کیلوکالری
    ادویه دلخواه ۰.۵ قاشق چای خوری ۰ کیلوکالری
    نمک ۰.۵ قاشق چای خوری ۰ کیلوکالری
    دارچین ۰.۵ قاشق چای خوری ۰ کیلوکالری
    روغن سرخ کردنی ۵ قاشق غذاخوری ۴۰۰ کیلوکالری

    طرز تهیه

    ۱. برای آماده کردن کُبه، ابتدا باید مواد بیرونی با خمیر آن را آماده کنید. به این منظور ابتدا آرد، روغن کانولا، فلفل قرمز یا سیاه، نمک و زیره را با یکدیگر مخلوط کنید. در همین حال، اجازه بدهید بلغور‌ها با آب به خوبی بپزند و کاملا نرم شوند.

    ۲. بلغور‌ها را بعد از کشیده شدن آبشان کنار بگذارید تا کاملا خنک شوند.

    ۳. حالا که ترکیب آرد طعم دار را آماده کرده اید و بلغور‌ها هم در حال خنک شدن هستند، روغن زیتون مخصوص سرخ کردن را در تابه نچسبی گرم کنید.

    ۴. پیاز‌هایی که کاملا ریز و نگینی خرد کرده اید را در حد سبک شدن تفت بدهید.

    ۵. گوشت چرخ کرده، نمک و ادویه‌های دلخواه تان را به پیاز‌ها اضافه کنید و تا سرخ شدن کامل گوشت و پختن آن به تفت دادن خود ادامه بدهید.

    ۶. قبل از خاموش کردن حرارت، دارچین را به سایر مواد داخل تابه بیفزایید و حرارت را خاموش کنید.

    ۷. بلغوری که کاملا خنک شده را چند بار چرخ کنید یا داخل غذاساز بریزید تا بافتی خمیری و چسبنده پیدا کند.

    ۸. به اندازه یک گردو از خمیر بلغور جدا کنید، آن را در دستتان به شکلی گرد یا بیضی دربیاورید، وسط آن را با انگشت شست تان کمی فشار بدهید تا حفر‌های ایجاد شود، مقداری مایه گوشتی در این حفره بریزید و بلغور را به شکل گردو یا استوانه‌ای شکل ببندید.

    ۹. توپ‌های بلغوری را کنار بگذارید تا تمام خمیر بلغور و مایه گوشتی تان تمام شود.

    ۱۰. توپ‌های کُبه را در مخلوط آرد، نمک و ادویه‌ها به خوبی بغلتانید تا تمام سطح بلغور پوشیده از خمیر آردی تان شود.

    ۱۱. این توپ‌ها را در روغن سرخ کردنی که از قبل کاملا داغ شده، بیندازید تا سرخ و طلایی شوند.

    ۱۲. سپس آن‌ها را از روغن خارج کنید و روی دستمال جاذب روغن قرار دهید.

    ۱۳. بعد از کشیده شدن روغن کُبه ها، می‌توانید آن‌ها را به صورت کاملا گرم سرو کنید.

    ۷ راز پخت کُبه

    سامان گلریز، مدرس آشپزی:

    ۱. اگر می‌خواهید عطر کُبه خود را بسیار بیشتر و جذاب‌تر کنید، بهتر است در مواد میانی آن از جعفری تازه و ساطوری شده هم کمک بگیرید.

    ۲. در برخی از انواع کُبه‌ها می‌توان از زرشک هم در مواد میانی استفاده کرد.

    ۳. معمولا برای تهیه کُبه‌های اصیل عربی از دانه‌های برشته‌ای مانند دانه صنوبر و بادام هندی خردشده و برشته در مواد میانی کُبه استفاده می‌شود.

    ۴. برای جذاب‌تر شدن ظاهر کُبه‌ها می‌توانید مقداری کنجد خام را هم با آرد أن ترکیب کنید.

    ۵. برای یکدست شدن رنگ ظاهری و بافت کُبه، بهتر است هنگام سرخ کردن آن‌ها از ظرف کوچک، اما عمیقی استفاده کنید تا کُبه‌ها هنگام سرخ شدن داخل روغن غوطه ور شوند. سپس کُبه‌های سرخ شده را روی دستمال جاذب قرار دهید تا روغن اضافی شان کشیده شود.

    ۶. اگر با طعم تند مشکلی ندارید، می‌توانید کنار هر ظرف کُبه مقداری سس چیلی با فلفل چیلی هم سرو کنید.

    ۷. پاشیدن مقداری جعفری تازه ساطوری شده روی کُبه‌ها که با کمی سرکه بالزامیک و روغن زیتون طعم دار شده باشد، باعث جذابیت بیشتر در طعم آن‌ها می‌شود.

    منبع: هفته نامه سلامت

    قطعه‌سازان در صف تقاضای ارزی

    صف طولانی دریافت ارز ۴۲۰۰ تومانی روند تامین مواد اولیه قطعه‌سازان را با مشکلاتی روبه‌رو کرده است. قطعه‌سازان کشور که تامین‌کنندگان بخش اعظمی از قطعات خودرو‌های تولیدی در کشور هستند، طی یک هفته گذشته رایزنی‌هایی با معاون اول رئیس‌جمهور و ریاست بانک مرکزی برای روند تسهیل دریافت ارز آغاز کرده‌اند.

    آنچه مشخص است اینکه ارائه ارز مورد نیاز تولید‌کنندگان در دستور کار دولت قرار دارد حال آنکه فرآیند طولانی تخصیص ارز منجر به بروز مشکلاتی برای قطعه‌سازان شده است. در این بین هر چند فرآیند تخصیص ارز بر تولید خودرو نیز تاثیرگذار بوده، اما آنچه هم‌اکنون روند خودروسازی در کشور را تحت‌الشعاع خود قرار داده، عرضه قطعات مورد نیاز خطوط تولید خودرو است؛ به‌طوری‌که برخی قطعه‌سازان از توقف تولید برخی قطعات در صورت عدم تامین مواد اولیه خبر می‌دهند.

    در حال حاضر بسیاری از تولید‌کنندگان همچون قطعه‌سازان مواد اولیه خود را از خارج از کشور وارد می‌کنند این در شرایطی است که نوبت تخصیص ارز و روند طولانی که هم‌اکنون در این پروسه شکل گرفته، تولید را تحت‌تاثیر خود قرار داده است.

    آنچه بسیاری از تولید‌کنندگان بر آن تاکید دارند، این است که دولت در شرایط کنونی تفاوتی برای تخصیص ارز به تولید‌کنندگان یا وارد‌کنندگان محصولات لاکچری قائل نشده که همین امر تولید برخی از محصولات را با تاخیر همراه کرده است.

    در این زمینه برخی از منابع آگاه عنوان می‌کنند که با توجه به نقض برجام از سوی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا، ممکن است دولت نسبت به اولویت‌بندی تخصیص ارز برای واردات مواد اولیه و برخی کالا‌ها اقدام کند که در این شرایط ورود کالا‌های اساسی و همچنین مواد اولیه از سوی تولید‌کنندگان در اولویت تخصیص ارز قرار خواهند گرفت. البته تهیه چنین لیستی از سوی دولت مسبوق به سابقه بوده؛ چراکه در سال ۹۱ همزمان با تشدید تحریم‌های هسته‌ای ایران نیز لیستی برای تخصیص ارزمرجع به کالا‌های اولویت‌دار تهیه شد.

    از سوی دیگر تنها کالا‌هایی می‌توانستند ارز مرجع بگیرند که در یک فرآیند تولیدی سهم داشتند؛ به‌طوری‌که مواد اولیه صنعتی، مواد واسطه‌ای و ماشین‌آلات و تجهیزات در این فرآیند برای ورود به کشور از ارز مرجع بهره می‌گرفتند این در شرایطی بود که دیگر کالا‌ها نیز ورودشان ممنوع نبود؛ اما ارز مرجعی به آن‌ها تعلق نمی‌گرفت. حال به‌نظر می‌رسد که تهیه لیستی با این مضمون در شرایط کنونی، اگر چه واردات کالا‌هایی همچون خودرو را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، اما روند ورود مواد اولیه برای واحد‌های تولیدی را تسریع می‌کند.

    طبق برخی اخبار شنیده شده در حال حاضر بسیاری از وارد‌کنندگان خودرو برای دریافت ارز با مشکلاتی روبه‌رو شدند. این در شرایطی است که دولت به‌طور رسمی اعلام نکرده که تخصیص ارز به وارد‌کنندگان خودرو را با محدودیت‌هایی همراه کرده، اما در عمل ارز کمی برای این دست از وارد‌کنندگان تخصیص داده شده است.

    در هر صورت آنچه مشخص است با ادامه روند فعلی، دولت به طور حتم تصمیماتی در مورد ارز تخصیصی به واحد‌های تولیدی یا وارد‌کنندگان خواهد گرفت حال آنکه فرآیند طولانی دریافت ارز برای برخی از واحد‌های تولیدی، همچون قطعه‌سازان و تولید‌کنندگان مشکلاتی را ایجاد کرده است.

    در این زمینه چندی پیش محمدرضا نجفی‌منش، رئیس انجمن صنایع همگن اعلام کرده بود که مطابق وعده رئیس‌جمهوری، تخصیص ارز تک‌نرخی ۴۲۰۰ تومانی وارد فاز اجرایی شده است و همه قطعه‌سازان می‌توانند نسبت به ثبت سفارش اقدام و پس از آن برای دریافت ارز به بانک مراجعه کنند.

    این فعال قطعه‌سازی همچنین اعلام کرده بود که تاکنون ۲ بار موفق به گشایش حواله با ارز تک‌نرخی از کشور‌های هند و ایتالیا برای واردات مواد اولیه شده است. هرچند اظهارات وی با ایرسا برخی دیگر از قطعه‌سازانی که موفق به دریافت ارز نشده بودند مواجه شد، اما آنچه مشخص است فرآیند طولانی دریافت ارز هم‌اکنون مورد اعتراض بسیاری از فعالان این حوزه قرار گرفته است.

    تبعات فرآیند طولانی تخصیص ارز

    برخی از قطعه‌سازان تاکید دارند که در صورت طولانی شدن صف دریافت ارز نمی‌توانند قطعات مورد نیاز خطوط تولیدی را به موقع به خودروساز برسانند که همین امر کاهش تولید را دربرخواهد داشت. در این زمینه رامین بیگلو، رئیس انجمن قطعه‌سازان نیز روند دریافت ارز توسط قطعه‌سازان را با موانع و مشکلات عدیده‌ای همراه می‌داند و به خبرنگار ما می‌گوید که هم‌اکنون صف طولانی برای ارز ۴۲۰۰ تومانی در بانک مرکزی شکل گرفته که اولویتی برای تخصیص آن در نظر گرفته نشده که همین امر بسیاری از واحد‌های تولیدی را با مشکلاتی همراه کرده است.

    وی ادامه می‌دهد که هم‌اکنون دریافت‌کنندگان ارز کالا‌های لاکچری و مواد اولیه در یک ردیف قرار دارند که همین امر تولید قطعات مورد نیاز خطوط تولید خودروسازان را با مانع روبه‌رو می‌کند. وی همچنین تاکید می‌کند که هم‌اکنون قطعه‌سازان از سفارش‌های قبلی خود برای تولید قطعات بهره می‌برند حال آنکه با روند طولانی تخصیص ارز و همچنین تشریفات گمرکی خلأیی در تولید قطعه در کشور ایجاد خواهد شد که ممکن است روند تولید خودرو را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

    اما آنچه در آمار‌های گمرک طی سال گذشته و فروردین سال جاری به چشم می‌آمد، این بود که ورود قطعات خودرو به کشور در سرلیست کالا‌های وارداتی قرار داشت؛ به این معنا که بیشترین محصول وارداتی به کشور را قطعه تشکیل می‌داد. هرچند این امر مورد اعتراض بسیاری از تولید‌کنندگان قطعه در کشور قرار دارد، اما به‌نظر می‌رسد که با اولویت قرار دادن واحد‌های تولیدی برای تخصیص ارز، واردات قطعه تحت‌تاثیر این سیاست دولت قرار بگیرد.

    در این زمینه بیگلو نیز تحت‌تاثیر قرار گرفتن واردات قطعه با اولویت قرار دادن تخصیص ارز به تولید‌کنندگان را تایید و عنوان می‌کند که شرکت‌های تجاری ارز مورد نیاز خود را از صرافی‌ها تامین می‌کردند حال در شرایط کنونی این دسته از وارد‌کنندگان برای دریافت ارز باید به بانک مرکزی مراجعه کنند. وی ادامه می‌دهد که تخصیص ارز به تولید‌کنندگان باید در اولویت دولت قرار گیرد.

    12 عکس از تیپ تابستانه دخترانه 97 2018

    برای شما در این مطلب سایت نازشو ۱۲ عکس از تیپ تابستانه دخترانه ۹۷ ۲۰۱۸ را بصورت گلچین منتشر کردیم. تیپ تابستانه زدن یکی با فصل های دیگر فرق دارد و باید در انتخاب رنگ ها و هنچنین جنس لباس از جمله مانتو بسیار دقت کرد تا در این فصل در عین راحتی نیز باید زیبا و شیک هم باشد و ما در پستی دیگر به شما جدیدترین مدل های کفش تابستانه و مانتو تابستانه را قرار دادیم که از طریق منو دنیا مد در دسترس شما قرار دارد و این پست هم که اختصاص دارد به تیپ های جدید دخترانه برای تابستان ۱۳۹۷ که در ادامه نیز می توانید آن ها را مشاهده کنید.

    تیپ تابستانه دخترانه

    لباس تابستانه راحتی مناسب محیط خانوادگی

    تیپ تابستانه دخترانه

    تیپ جدید دخترانه ۲۰۱۸

    تیپ تابستانه دخترانه

    تیپ دخترانه شیک ایرانی

    تیپ تابستانه دخترانه

    مدل تیپ دخترانه سال ۹۷

    تیپ تابستانه دخترانه

    مدل تیپ دخترانه اسپرت

    تیپ تابستانه دخترانه

    مدل تیپ راحتی دخترانه برای تابستان ۹۷

    تیپ تابستانه دخترانه

    مدل تیپ دخترانه برای عروسی

    تیپ تابستانه دخترانه

    تیپ شیک دخترانه

    تیپ تابستانه دخترانه

    تیپ دخترانه ۲۰۱۸

    تیپ تابستانه دخترانه

    جدیدترین و زیباترین تیپ های دخترانه را در سایت نازشو مشاهده م یکنید

    تیپ تابستانه دخترانه

    مدل های زیبا و شیک تیپ دخترانه مناسب تابستان ۱۳۹۷ ۲۰۱۸

    تیپ تابستانه دخترانه

    عکس های جدیدترین تیپ های دخترانه برای تابستان سال ۱۲۳۹۷ را مشاهده کردید.

    امیدواریم این تیپ های دخترانه جدید و زیبا مورد توجه شما قرار گرفته باشد و توانست باشید انتخابی از بین این مدل ها کرده باشید.

    آندرس اینیستا، ستاره ۳۳ ساله بارسلونا دیشب وداعی عجیب با استادیوم نوکمپ داشت و در خلوت خودش با همه چیز خداحافظی کرد.

    اگرچه کاپیتان پرافتخار بارسلونا قصد ندارد از دنیای فوتبال خداحافظی کند و اخبار حاکی از حضور او در آسیا برای ادامه فوتبالش است، اما شاید مرگ اول هر فوتبالیستی که روز خداحافظی اش محسوب می شود دیشب برای دون آندرس رقم خورد.

    بعد از جشن خداحافظی باشکوه و فراموش نشدنی در نوکمپ و بازی کردن برای آخرین بار با لباس بارسلونا، اینیستا منتظر ماند تا همه هواداران بلوگرانا استادیوم را ترک کرده و حتی چراغ های نوکمپ نیز خاموش شود تا او این بار جشن خداحافظی اش را در به تنهایی و در خلوت نوکمپ برگزار کند.

    اینیستا بعد از تخلیه کامل استادیوم به تنهایی و با پای برهنه وارد چمن شده و در مرکز آن برای دقایقی نشست. احتمالا کاپیتان بارسا در آن دقیق خاطرات شیرین و البته گاها تلخ خود در لباس بارسا را مرور کرده و تمامی این ۱۶ سال، از اکتبر ۲۰۰۲ تا می ۲۰۱۸ به سرعت از مقابل چشمان وی گذشته است.

    ستاره خلاق بارسا اگرچه در این سالها و با توجه به همبازی بودن با لیونل مسی و همدوره بودن با رونالدو خیلی در کسب جوایز فردی موفق نبود، اما بی شک نقش تفکیک ناپذیری در رقم خوردن درخشان ترین مقطع تاریخ بلوگرانا داشت و شاید روزی در کنار همین مستطیل سبز، این بار از کنار چمن بارسلونا را هدایت کند.

    01303806 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303807 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303817 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303805 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303804 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303803 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303809 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    01303812 - اینیستا پابرهنه و عجیب با نوکمپ وداع کرد! (عکس)

    نرگس جودکی| زن سالخورده سبد خریدش را روی میز صندوقدار خالی می‌کند. سربرمی‌گرداند و لبخند می‌زند. «ایرانی هستید؟ برای جشنواره کن آمده‌اید؟ من برای فردا بلیت فیلم جعفر پناهی را دارم.» جشنواره هفتادویکم کن را اصغر فرهادی کلید زد، همزمان با خروج ترامپ از برجام، در فرانسه کشوری که رئیس‌جمهوری جوانش می‌گوید برای برقراری برجام تلاش می‌کند.

    تکرار داستان آموزنده

    در کاخ جشنواره و خیابان‌های اطراف بیش از ۵۰۰ گارد پلیس کشیک می‌دهند و برای هر بار ورود به کاخ کیف‌ها را بازرسی می‌کنند. بدن‌ها را با دستگاه‌ها چک می‌کنند و سگ‌های بمب‌یاب همه جا را بو می‌کشند. پلیس‌ها این مراسم را تا آخرین روز ادامه می‌دهند و «روز به خیر» و «عصر به خیر» از دهان‌شان نمی‌افتد.

    با این همه، تدابیر امنیتی به اندازه‌سال گذشته نیست که امانویل مکرون تازه پا به الیزه گذاشته بود و حمله‌های تروریستی ترس در دل اروپا ریخته بود. یک‌سال قبلش کامیونی در شهر نیس (سی‌کیلومتریِ کن) به جمعیت حمله کرده و در پاریس تیراندازی شده بود.

    در سال ۲۰۱۷ علاوه بر دولت مرکزی برای نخستین‌بار دولت محلی هم برنامه ویژه خودش را برای مقابله با تروریسم اجرا کرد. کن هفتادویکم با خروج آمریکا از برجام شروع شد و با حمله مرد چچنی به مردم در پاریس دوباره حال و هوای امنیتی گرفت و در روز‌های آخر حمله اسراییل به مردم فلسطین تعداد بیشتری از نیرو‌های ویژه ارتش را به خیابان‌های کن کشاند.

    هفته اول، کافه‌داران در هوای آفتابی بساط‌شان را پهن کردند و سهم هر سال‌شان را از گردشگران جشنواره گرفتند. آسمان شهر ساحلی کن دو سه روزی هم یک دل سیر بارید و خیلی زود سروکله چترفروش‌ها پیدا شد. چترفروش‌هایی که معلوم نیست در روز‌های آفتابی کجا هستند و چه می‌کنند، اما در تهران و کن و هر شهری در هر گوشه دنیا به نم بارانی از خلوت به در می‌آیند و بازاری به پا می‌کنند. الجزایری‌های سیاه‌پوست چتر‌های رنگی را زیر بغل گرفته و به هر رهگذر خیسی قالب می‌کنند.

    تکرار داستان آموزنده

    مادلین زن میانسال اهل کن که سال‌هاست در حاشیه دریا ساندویچ و نوشیدنی می‌فروشد، می‌گویدکه «در سال ۲۰۱۶ یکی از هتل‌های کن بهترین هتل‌سال اروپا شد.»

    کن تا قرن نوزدهم پیشرفت خاصی نداشت. تا زمانی که لرد هنری بروگام، صدراعظم تصمیم گرفت در این گوشه جنوبی فرانسه ویلایی بسازد. بعد از او خیلی از انگلیسی‌ها و اروپایی‌های اریستوکرات هم به این شهر متمایل شدند و قصر‌ها و ویلاهای‌شان را در این کرانه ساختند و شهر را تبدیل به یک شهر رویایی کردند. میانه قرن بیستم دولت فرانسه تصمیم گرفت فستیوال فیلم راه بیندازد.

    بعد از جنگ جهانی دوم جشنواره فیلم کن مهمترین رخداد فرهنگی بین‌المللی فرانسه شد. تا امروز که رویداد‌های دیگری هم به اتفاقات فرهنگی اقتصادی کن اضافه شده است. همزمان با کن در شهر نیس یک جشنواره سینمایی برگزار می‌شود. بعد از کن، جشنواره تبلیغات در این شهر برپا خواهد شد و به جز این روز‌ها در بهار و تابستان مدیترانه خیلی از گردشگران را هوایی می‌کند.

    به جز هتل‌ها مردم محلی هم خانه‌ها و اتاق‌های‌شان را اجاره می‌دهند. قایق‌ها و کشتی‌های تفریحی در ساحل مدیترانه پهلو گرفتند و نمایش تجمل و شهرت در لابی هتل‌های پرستاره یازده روز ادامه داشت.
    در روز‌های جشنواره پیاده‌روی مقابل هتل مارتینز که محل اقامت ستار‌ه‌های سینماست از حضور عکاسان و هواخواهان ستاره‌های سینما خالی نشد. بهناز جعفری و مرضیه رضایی بازیگران فیلم پناهی هم چند روزی میهمان این هتل بودند.

    نگهبانان اجازه نمی‌دهند کسی بی‌بهانه و دعوت‌نامه و هماهنگی وارد شود. سمت راست ورودی هتل چهار عقاب وحشی را روی پایه‌های فلزی بسته‌اند. عقاب‌ها راهی به آسمان ندارند و با حسرت مرغ‌های دریایی را نگاه می‌کنند که بدون هماهنگی بر فراز دریا و جشنواره و خیابان و نخل‌های سبز چرخ می‌زنند.

    عکاس‌ها آماده‌اند تا از خروج بازیگری عکس بگیرند. ویم وندرس می‌آید. با ملازمان بسیار. در رنوی سیاه -رنو یکی از اسپانسر‌های جشنواره ۷۱ بود- را برایش باز می‌کنند و صورت بازیگر چند لحظه بعد پشت شیشه دودی ماشین گم می‌شود. صدای هماهنگ شاتر و نور فلش دوربین‌ها. نفر بعدی ستاره جوان چشم‌بادامی است. فریاد هواداران بلند می‌شود. دختر و پسر‌های جوان امضای او را هم می‌گیرند تا کلکسیون امضاهای‌شان تکمیل شود.

    تکرار داستان آموزنده

    با همه شور و هیجان امسال، تعداد مرد و زن پیر و جوانی که ملتمسانه درخواست دعوتنامه نمایش فیلم را دارند کمتر از پارسال است. بهار گذشته کن هفتادساله می‌شد و باید این را به رخ جشنواره فیلم ونیز می‌کشید. هنوز بعضی مغازه‌داران مثل یوسف که در نزدیکی ایستگاه قطار موبایل فروشی دارد پادری قرمز رنگ نشان جشنواره هفتادم را در مغازه دارند. اما ساحل مدیترانه امسال هم توانست غلغله جشنواره را ببیند و خیل مشتاقان فیلم و کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی را به کن بکشاند و نمایشی برپا کند که به حیات شهر کن رونق دهد و بازیگران و کارگردان‌ها هم از پس آن قرارداد‌های تازه‌ای ببندند.

    جوانانی که عصر با لباس‌های شیک و عطر فرانسوی در صف تماشای فرش قرمز ایستادند امید داشتند که دوربین‌ها آن‌ها را نشان دهند تا شاید این حضور گشایشی در بخت‌شان باشد برای ورود به دنیای پرزرق‌وبرق سینما. فیلم‌ها مطابق برنامه‌ها بر پرده ظاهر شدند مثل حرکت اتوبوس‌ها و قطار‌های شهر، بدون تاخیر. چهار‌هزار خبرنگار از سراسر دنیا در سه تراس اختصاصی قهوه خوردند و از کن نوشتند و عکس‌های‌شان را مخابره کردند.

    همه می‌دانند

    در غیبت عباس کیارستمی و جعفر پناهی باز هم جشنواره رنگی از ایران داشت. اصغر فرهادی با «همه می‌دانند» آمد، امیر نادری و رامین بحرانی با «فارنهایت ۴۵۱.» فیلمسازان جوان هم با آثار کوتاه‌شان. تصویر بازیگران ایرانی بر فرش قرمز در تلویزیون‌های سالن خبرنگاران و راهرو‌های جشنواره و در نشریات مختلف نقش بست.

     

    تکرار داستان آموزنده

    اصغر فرهادی به همراه بازیگران “فیلم همه می دانند”

    آن ماری براون روزنامه‌نگار و منتقد فرانسوی که در صف نمایش فیلم اسپایک‌لی ایستاده می‌گوید امسال همه فیلم‌های ایرانی جشنواره را دیده و فکر می‌کند ردی از سبک و نگاه عباس کیارستمی در آن‌ها وجود دارد. «به نظرم فیلم پناهی در ادامه فیلم‌های کیارستمی است. من این سبک را بیشتر دوست دارم. بیشتر از فرهادی.»

    کیارستمی پیش از این نخل طلا را برای طعم گیلاسش به ایران برد. در جشنواره هفتادم آخرین ساخته‌اش ۲۴ فریم را نمایش دادند و در اختتامیه از او یاد شد. در جشنواره شصت‌ونهم هم فیلم فروشنده فرهادی دو جایزه فیلمنامه و بازیگری را برد. بیخود نیست که زن سالخورده از این‌که به دیدن فیلمی از ایران می‌رود خوشحال است و لبخند می‌زند «سینمای ایران را همه می‌شناسند.»

     

    تکرار داستان آموزنده

    بهناز جعفری(سمت چپ) بازیگر فیلم سه رخ در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۸

    حالا بعد از اعلام نتایج همه می‌دانند که کدام فیلمساز نخل را به خانه برده و هیأت داوران کدام رویکرد و سبک و قدرت سینماگری را ستوده‌اند؛ اما در طول جشنواره حرف‌وحدیث‌ها زیاد بود و گمانه‌ها بر پایه صدای کف‌زدن و ستاره‌های جدول‌های نظرسنجی و حاشیه‌های جشنواره بود.

    بعد از نمایش هر فیلم صدای دست‌زدن خبرنگاران و منتقدان در سالن نمایش خودش خبر بود و نشانه؛ یعنی که فیلمی تماشاگران را به وجد آورده یا پس زده. مثل فیلم کارگردان لبنانی که تماشاچیان بیش از ١٠ دقیقه ایستاده و فیلم را تشویق کردند.

    برخلاف پیش‌بینی‌ها در همان روز‌های اول فیلم فرهادی چنگی به دل منتقدان نزد؛ اما بازیگران فیلم هنوز بعد از نمایش فیلم از تجربه همکاری با کارگردان ایرانی ابراز شگفتی می‌کنند. در هفته اول پاوو پاولیکوفسکی کارگردان لهستانی که قبلا برای نخستین فیلمش ایدا مطرح شده بود، با فیلم جنگ سرد نظر منتقدان را جلب کرد. جشنواره بر روال معمولش پیش رفت تا این‌که فیلم دزدان خرده‌پا از هیروکازو کورئیدا، کارگردان ژاپنی هیاهویی به پا کرد. فیلم گدار میان ستایش منتقدان و رخوت تماشاچیان بلاتکلیف بود.

    «درس سینما درس زندگی است.» شاید این دریافت خاویر باردم، بازیگر، بیراه نباشد وقتی مضمون فیلم‌های جشنواره هفتادو‌یکم کن نشان می‌دهد که بسیاری از سینماگران در یک سال گذشته متاثر از مسائل اجتماعی سیاسی دنیا فیلم ساخته‌اند. مثل فضای برگزاری جشنواره که آغشته به حس و حال دنیای گداخته است. کن هفتاد سالگی را پشت سر می‌گذارد و جشن می‌گیرد، اسراییل در هفتاد سالگی اشغال فلسطین خون می‌ریزد.

    هیروکازو که همواره در فیلم‌هایش از اصل زندگی دفاع می‌کند، این‌بار سراغ فقر و پیامد‌های اجتماعی آن رفته با پایانی که ناگهان معمایی را در ذهن مخاطب مطرح می‌کند که پس از حل‌شدن هم تماشاگر را رها نمی‌کند.

    اسپایک‌لی مثل همیشه در فیلم جدیدش هم به نژادپرستی می‌تازد. فیلم در نظرسنجی‌ها رتبه خوبی می‌گیرد و اسپایک لی با صورت خندان و کت رنگینش به دوربین‌ها نگاه می‌کند. فیلم با تصاویر خبری مستند از سخنرانی ترامپ تمام می‌شود.

    تکرار داستان آموزنده

    اسپایک لی (سمت راست) و (هیرو کازو سمت چپ)

    در نمایش سراسر خونریزی آخرین فیلم فون تریه چند نفری به اعتراض سالن را ترک می‌کنند. آن ماری براون، منتقد، قبل از نمایش گفته بود که «حتما این فیلمش هم ضدزن است و بعید است خانم کیت بلانشت از این فیلم خوشش بیاید.» در دقایق اول فیلم مرد نقش اول زنی را می‌کشد، در سکانس بعدی زن دیگری و این کشتن ادامه پیدا می‌کند تا فون تریه یکی از خشن‌ترین فیلم‌های سینما را به نمایش بگذارد. چند نفری در یک ساعت اول سالن را ترک می‌کنند. صدای آه و فریاد‌های خفه‌ای از گوشه گوشه سالن «شصتمین» (سالنی که در شصت سالگی کن ساخته شد) بلند می‌شود. خبرنگاری در ردیف سوم مدام دستش را جلوی صورتش می‌گیرد.

    برگزارکنندگان جشنواره امسال در میان بروشور‌های مختلفی که توزیع کردند، یک آگهی هم داشتند که از همه شرکت‌کنندگان می‌خواست نسبت به آزار زنان ایرسا نشان دهند و اگر پیش از این آزار دیده‌اند یا به موردی برخوردند، با تلفنی که در بروشور نوشته بودند، تماس بگیرند و گزارش دهند.

    فون تریه تا امسال از جشنواره کن طرد شده بود. او در آخرین حضورش در کن در یکی از نشست‌های خبری فیلمش با اظهارات نژادپرستانه صدای اعتراض داوران را در آورده بود و حالا بعد از سال‌ها با فیلمی به بخش خارج از مسابقه آمد و باز خبرساز شد.

    از کارگردان‌های فرانسوی هم امسال گدار فیلم به بخش مسابقه فرستاد، اما خودش جشنواره را قابل ندانسته و نیامد؛ نشست خبری گدار برگزار شد، اما با تماس تصویری. نمای نزدیکی از صورت کارگردان معترض در قاب موبایل در دست مردی و خبرنگاران با خنده سوال‌ها را روبه‌روی موبایل می‌پرسیدند و گدار جواب می‌داد. فردای

    نشست هم عکس‌هایی از این شکل تازه نشست خبری در بولتن‌ها و مجلات منتشر شد. گدار هم پیش از این در تاریخ کن نقش داشته؛ ۵۰ سال قبل که جنبش ۱۹۶۸ جشنواره را برای مدت کوتاهی قطع کرد.‌

    می‌آن سال زمان گسترش اعتصابات در پاریس و سراسر فرانسه بود. سه‌میلیون کارگر در خیابان بودند. کارگردان‌های جوانی مثل گدارو تروفو درخواست توقف جشنواره را داشتند. رومن پولانسکی که آن موقع ۳۴ ساله بود و عضو هیأت داوران با اعتصاب‌کننده‌ها همراه شد و استعفا کرد. او گفته بود تروفو و گدار و دیگران مثل کودکانی هستند که نقش انقلابی‌ها را بازی می‌کنند؛ اما من در کشوری زندگی کرده‌ام که همه این اتفاق‌ها جدی بوده است.

    در آن سال نخل طلایی داده نشد و جشنواره پنج روز زودتر از موعد بساطش را جمع کرد و تمام شد. فقط ۱۱ فیلم از ۲۸ فیلم را نمایش دادند. سینماگری گفته بود در فرانسه ما عاشق اعتصاب هستیم و این می‌تواند بعد از فوتبال یکی از ورزش‌های ملی‌مان باشد.

    دو مجله فرانسوی دوباره این اتفاق را مرور کرده و عکس‌هایی از می ۶۸ و کارگردان‌های معترض منتشر کردند. در یکی از عکس‌ها سینماگران معترض پرده نمایش را پایین می‌کشند.

    در جشنواره هفتادویکم بار دیگر نام فرانسوا تروفو، فیلمساز فرانسوی، یادآوری شد. رامین بحرانی دوباره فارنهایت ۴۵۱ را ساخته؛ فیلمی که تروفو هم پیش از او براساس یک کتاب تخیلی ساخته بود. نقدی به دنیای رسانه و نمایشی از کتاب‌سوزان در دنیایی که دانستن جرم است. فیلمنامه مشترک امیرنادری و رامین بحرانی، اما با کار تروفو متفاوت است.

    تکرار داستان آموزنده

    جشنواره رو به پایان است که فیلم نوری بیلگه جیلان، فیلمساز ترکیه‌ای منتقدان را شگفت‌زده می‌کند تا به آن‌جا که بگویند این فیلم از «خواب زمستانی»، آخرین فیلم کارگردان که نخل طلا گرفته هم بهتر است؛ اما درنهایت جایزه‌ای نصیب این فیلم نشد. پشت صحنه همه بحث‌های هنری و انتقادی و سیاسی که از کن نوشته می‌شد، درآمد نجومی هشتاد‌میلیون دلاری هم به کن رسید. ۱۵‌درصد درآمد کل سال هتل‌ها و سوغاتی‌فروش‌ها از این دو هفته جشنواره تأمین شد.

    جمعیت ٧٥‌هزار نفری شهر سه برابر شد. آمار‌ها می‌گویند در جشنواره ٢٠١٤ توریست‌ها ٤٧٦‌هزار و ٢٠٠ شب در هتل‌ها اتاق رزور کرده بودند و ٦٧٧‌هزار وعده غذا خوردند. ٩٠‌درصد از درآمد ٢١٦‌میلیون دلاریِ فرانسه را در این دو هفته گردشگران جشنواره تأمین کردند. در روز‌های آخر شهردار کن ضیافتی برگزار می‌کند و میزبان رسانه‌ها و هنرمندان می‌شود؛ کسانی که قرار است هیاهوی جشنواره را نشان دهند، اما در این ضیافت هم نمی‌شود به ساحت ستاره‌ها نزدیک شد.
    فرش قرمز ٦٠ متری جشنواره برای هفتادویکمین بار از روی ٢٤ پله کاخ جشنواره جمع می‌شود و هیروکازو کورئیدا نخل طلای ٢٤ عیارِ ٢٢‌هزار دلاری را در دست دارد با ١٦٧ الماس روی ١٩ ساقه زرین.

    تکرار تاریخ در فستیوال کن!

    امین فرج‌پور| دوباره در آخرین پرده فستیوال هفتادویکم کن داستان همیشگی سینمای ایران تکرار شد؛ تا همگان به این باور برسند این انگاره که «تاریخ یک‌بار در قالب تراژدی و دیگر بار به صورت کمدی تکرار می‌شود» حداقل در سینمای ایران محلی از اعراب ندارد و این سینما بیش از هر چیز دیگری با تراژدی سروکار دارد.

    در هفتادویکمین دوره جشنواره معتبر و معظم کن فیلمی از ایران مورد توجه قرار می‌گیرد و در شب پایانی نیز یکی از جوایز مهم فستیوال را به این فیلم می‌دهند. فیلمی که نویسنده و کارگردانش نه‌تن‌ها در کن نتوانسته حاضر شود که حتی به شکل رسمی اجازه نوشتن و ساختن را هم ندارد و اگر هم می‌نویسد و می‌سازد، یا از پوست‌کلفتیش است یا چراغ سبز مسئولانی که بی‌عدالتی حاکم بر هر حکم ممنوعیتی را درک کرده‌اند.

    شب گذشته وقتی نام فیلم سه رخ به‌عنوان برنده بهترین فیلمنامه انتخاب شد و سولماز و پناه پناهی به نمایندگی از پدرشان روی سن آمدند و جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کردند، حسرتی به بزرگی فرهنگ یک کشور کهن در دل‌ها بود که اگر خود فیلمساز می‌توانست برود و جایزه‌اش را بگیرد، چه اتفاق بدی رخ می‌داد و کدام رکن از ارکان این مرز و بوم زیر سوال می‌رفت؛ اما وقتی دقایقی بعد سایت باشگاه خبرنگاران جوان متعلق به صداوسیما در پوشش خبری اختتامیه کن، نام جعفر پناهی را از میان جوایز حذف کرد و یعنی می‌شود گفت که جایزه‌گرفتن او را هم انکار کرد، دوباره و صدباره و هزارباره معلوم شد این قصه سر دراز دارد.

    حالا داستان همیشگی دوباره تکرار خواهد شد. دوباره جایزه مهم یک فستیوال مهم که همه جای دنیا سرافرازی هنرمند را بار می‌آورد، انتقاد‌ها را روانه فیلمساز خواهد کرد. دوباره سینماگر برنده و افتخارآفرین به گوشه رینگ فرستاده خواهد شد. دوباره شائبه سیاسی‌بودن جوایز مطرح خواهد شد و دوباره و صدباره تلاش خواهد شد که باور کنیم استقلال پشیزی نمی‌ارزد و برنده واقعی آن سینماگران سفارش‌بگیری هستند که بهترین بودجه‌ها و امکانات و تبلیغات و سینما‌ها و ساعت‌های پخش را در اختیار می‌گیرند و در آخر هم اگر کمترین انتقادی از فیلمشان بر زبان‌آید زیر میز زده و بازی را به هم می‌ریزند.

    بله؛ در فستیوال کن امسال تکرار داستان آموزنده‌ای را شاهد بودیم که عمری چند دهه‌ای دارد.

    تمام برگزیدگان مهمترین جشنواره سینمایی دنیا
    فیلم «دزدان مغازه» ساخته هیروکازو کوریدا کارگردان ژاپنی جایزه نخل طلایی هفتادویکمین دوره جشنواره فیلم کن را از آن خود کرد. هیأت داوران مسابقه اصلی جشنواره به ریاست کیت بلانشت با اهدای جایزه اصلی به لین فیلم انتخابی غافلگیر‌کننده داشت.

     تکرار داستان آموزنده

     جعفر پناهی کارگردان فیلم سه رخ در کنار بهناز جعفری

    جعفر پناهی هم برای «سه رخ» جایزه بهترین فیلمنامه را به شکل مشترک با «لازاروی خوشحال» ساخته آلیس رورواچر به دست آورد. این در حالی ا‌ست که جایزه بزرگ هیأت داوران به «بلک کلنزمن» ساخته اسپایک لی رسید و نادین لبکی کارگردان لبنانی جایزه داوران را گرفت.

     

    تکرار داستان آموزنده

    فیلم ژاپنی دزدان مغازه

    نخل طلایی: «دزدان مغازه» هیروکازو کوریدا
    جایزه بزرگ هیأت داوران: «بلک کلنزمن» اسپایک لی
    جایزه هیأت داوران: «کفرناحوم» نادین لبکی
    نخل طلایی ویژه: «کتاب تصویر» ژان لوک گدار
    بهترین کارگردان: پاول پاولیکوفسکی برای «جنگ سرد»
    بهترین بازیگر مرد: مارچلو دانته برای «داگمن»
    بهترین بازیگر زن: سمال یسلیاموا برای «آیکا»
    بهترین فیلمنامه: «سه رخ» جعفر پناهی و «لازاروی خوشحال» آلیس رورواچر
    جایزه دوربین طلایی (بهترین فیلم اول): «دختر» لوکاس دانت
    نخل طلایی بهترین فیلم کوتاه: «همه این موجودات» چارلز ویلیامز

    نیوشا طبیبی| فراهم آوردن کلم پلوی شیرازی با کیفیتی که شیرازیان در خانه‌های خود طبخ می‌کنند، کاری است سخت، اما برای آن که بدون سفر به شیراز طعم این خوراک را بچشید، باید اندکی وقت صرف کنید.

    کلم پلو به روایت شیراز

    به وقت بهار، شیراز فردوس نشان، یکسره عطر و رنگ و قشنگی است و مردمانی که از ممالک و شهر‌های دیگر به قصد تفرج به این یگانه زیبایی و لطافت سفر می‌کنند، مبهوت و حیرت زده از این همه لطفی هستند که خالق بی همتا یکجا به این شهر ارزانی داشته. زمین و زمانش یکسره لبریز از برکت است و مردمانش سخت مهربان و سفره دار و مهماندوست هستند.

    در این خطه بی مانند – که گویی نظر کرده است و نازپرورده خداوند – خوراک و میوه و سبزی و حلوا و شیرینی‌هایی به دست می‌آیند که در هیچ نقطه از گیتی نظیر ندارند، افشره‌ها و عرق‌ها و چای و جوشانده‌ها یکی از دیگری عطرآگین‌تر و پرخاصیت تر.

    از ترکیب چای لاهیجان و گلبرگ‌های بهار نارنج، جوشانده بی نظیر و عطرآگین و مفید و پر خاصیتی به دست می‌آید که در تمامی عالم رنگ و بو و طعمش نظیر ندارد.

    حال که کار گردشگری به رونقی دوباره افتاده و گردشگران خارجی سخت مشتاق زیارت خاک ایران هستند، شیرازیان شهرشان را آراسته اند و غذاخوری و شربتخانه و چایخانه و قهوه خانه‌های متعدد افتتاح کرده اند و با رویی گشاده، مهمانان را پذیرایی می‌کنند.

    اقتصاد گردشگری به راه افتاده و خدا یاری فرماید که از رونق نیفتد. شیرازیان خوراک‌های متنوع و متعددِ خوش طعم بسیار دارند، اما چند خوراک نزد آن‌ها عزیزتر از بقیه هستند. بی گمان وصف کلم پلوی شیرازی را شنیده اید. این کلم پلو پر از سبزیجات خوش عطر است و البته با کلم قمری خرد شده طبخ می‌شود.

    در کلم پلوی تهرانی و به آن صورتی که در بسیاری از شهر‌ها رایج است، کلم پیچ یا برگ کلم به پلو اضافه می‌شود، اما شیرازی‌ها کلم قمری را به نیکویی و به شکلی بی نظیر در پلوی بی نظیر خود به کار می‌برند. (کلم قمری در تهران کلم سنگ و در قم قنبید یا قنبیط می‌گویند.)

    خوراک دیگر شیرازی‌ها که اشتهار و به وقت صبحانه خورندگان فراوان دارد، آش سبزی است. آشی پرملات و مقوی که از ترکیب گوشت و سبزی و حبوبات برپا می‌دارند و گرم و خوش خوراک است و از صبح تا ظهر و بلکه بیشتر خورنده را سیر نگاه می‌دارد.

    شیرازیان یک نوع کلوچه و یک نوع مسقطی اعلا هم دارند که باید با هم خورده شوند؛ تکه‌ای مسقطی را روی کلوچه خوش عطر و طعم می‌گذارید و با هم میل می‌فرمایید و به راستی که ترکیب این دو طعمی عالی دارید و بافت مسقطی با کلوچه که می‌آمیزد در دهان سخت کام نواز می‌شود و لذت خوردن این ترکیب عالی عطر و طعم و مزه را دو چندان می‌کند.

    شهرت فالوده شیرازی هم که از ایران فراتر رفته و مانند سالاد شیرازی جهانی شده است. حیف که فالوده شیرازی کمتر با لیموی خوش عطر شیراز به دست می‌آید و معمولا همان آبلیمو‌های اسیدی و تقلبی کارخانه‌ای را در کنارش می‌گذارند و می‌ترسم که این خطا حسن شهرت این جنگی خوردنی عالی را خدشه دار کند.

    فراهم آوردن کلم پلوی شیرازی با کیفیتی که شیرازیان در خانه‌های خود طبخ می‌کنند، کاری است سخت. اما برای آن که بدون سفر به شیراز طعم این خوراک را بچشید، باید اندکی وقت صرف کنید.

    یک کلم قمری را پوست بکنید و مانند سیب زمینی قیمه کمی نازک‌تر خلال کنید – این بخش سخت‌ترین قسمت طبخ این پلو است. نیم کیلو تره و شوید و ریحان و ترخان را بشویید و پاکیزه و ریز خرد کنید. کلم‌ها را در روغن البته حیوانی چرخی دهید و اندکی بعد سبزی‌های خرد شده و نمک را هم اضافه کنید و تفت دهید.

    برنج را با زردچوبه نمک دو سه جوش دهید، آماده که شد آبکش کنید و با مخلوط سبزی و کلم بیامیزید. بر کف دیگچه یکی دو قاشق اندکی آب و روغن بریزید و پلوی مخلوط شده را در آن برگردانید و بخارش که بالا آمد، شعله اش را کم کنید. بوی ته دیگ که بلند شد، کلم پلوی شیرازی آماده است. می‌توانید بی سرگنجشکی هم میل کنید.

    غیر آن پختن سرگنجشکی زحمتی ندارد و در زمان دم کشیدن پلو می‌توانید سرگنجشکی‌ها را آماده و سرخ کنید. کلم پلوی شیرازی بی سرگنجشکی هم خوردنی و خواستی است. حال روی کلم کمی روغن آب کرده کرمانشاهی یا هر روغن حیوانی دیگری بدهید و بر سر سفره بگذارید و با دوست و آشنا و همسایه به خوشی میل کنید.

    از شیخ سعدی و صدای بی همتای استاد بزرگ شجریان مدد جویید تا بر سفره شما عطر اردیبهشت شیراز بود، دستان شاهکار زنده یاد مشکاتیان را بیایید و درآمد چهارگاهش را بپوشید: «ز در درآمدی و من از خود به در شدم…»

    منبع: هفته نامه کرگدن

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت شرکت ایرسا محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس